وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86
وبلاگ عمومی ورودی های 86 دانشگاه خوراسگان - بحث و تبادل نظر در هر زمینه
نکته و ترفند
خبرها و نظرها
درسی و علمی
معرفی نرم افزار
حل پروژه و تکلیف
مسائل حاشیه ای
دست نوشته اعضا
مقالات درباره ی وب
مقالات درباره ی شبکه
داستان, حکایت و دردودل
مسابقات و جوایز (KCESA)
گفتگوی هامونیک
پایگاه اطلاع رسانی فن آوری اطلاعات وارتباطات ایران
جامعه کاربران لینوکس استان یزد
وبگاه همچون کرگدن تنها
سبیت 2008 ؛ میدان مبارزهای برای نسل آینده رایانههای فوق همراه
سبیت با چراغهای خاموش
راهنمای مصور و گام به گام نصب ویندوز XP به صورت بوت دو گانه در کنار ویندوز ویستا (ویستا اول نصب شده باشد)
وزارت دفاع آمریکا انتشار نقشه های گوگل را منع کرد
حمله هکرها به MySpace و Facebook
دختران در فناوري اطلاعات موفقتر از پسران هستند
فرندفید
کلوب
دانلود رایگان
اخرین فیلمهای هالیوود
دانشجویان ای تی پیام نور ارومیه
جامعه کاربران لینوکس یزد
هفته نامه عصر ارتباط
پیج رنگ گوگل
سافت دانلود
وبلاگ دانشجویی مهندسی کامپیوتر
رشته های دانشگاهی
بهترین موزیک های تاریخ
توتستان-محمدرضا آزادی
رضا بزرگی
فروشگاه فیلم دایویکس
همه
رضا بزرگی
علیرضا توسلی
بهنام ستار
شاهین ارباب شیرانی
محمد ایزدی
مسعود سلطانی
محمدعلی جعفری
محمدرضا آزادی
دختر ها
مجید
حمید
دیگری
مسعود میرزایی
جابر افضلی
مسعود خلقی
احمد پاچینو
ساسان شایسته::
آبان 1388
::
مهر 1388
::
شهریور 1388
::
خرداد 1388
::
اردیبهشت 1388
::
فروردین 1388
::
اسفند 1387
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
::
مرداد 1387
::
تیر 1387
::
خرداد 1387
::
اردیبهشت 1387
::
فروردین 1387
::
اسفند 1386
::
بهمن 1386
حرفهای ناگفته (2)
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
قابل توجه نويسندگان عزيز :
دوباره چندتا نکته هست که ميخوام در مورد وبلاگ نويسي بهتون بگم ، البته با کسب اجازه از آقا رضا که خودش آخر بلاگر ها و ايناست جون تو ( يه لحظه رفتم تو مود تريپ جديد و اينا )
خوب اينبار ميخوام در مورد پستها براتون بگم . اصلي ترين نکته در مورد پستها اينه که براي همه قابل فهم باشه . يعني حتي مسائل پيچيده رو طوري بيان کنيد که همه بفهمن . آمار هم نشون ميده که اين پست ها محبوبتر هستند و خواهند بود ....
بايد پستتون هميشه تازه باشه و خواننده رو به طرف خودش بکشه . براي اين کار ميتونيد هر چند وقت يکبار يه چيز تازه و يا مخالف با چيزهايي که تا حالا گفته شده بگيد . براي مثال من خودم هم از اين جور پستها گذاشتم : انتقاد!!! تريپ جديد !!! مسابقه و ...
براي مثال ميتونيد وقتي که همه سايت ها و بلاگ ها دارن از ويندوز ويستا تعريف ميکنن ، شما يه دفه يه پست با نام " ويستا و جرز ديوار " بنويسيد .
اين روش يکي از بهترين روشهاي جذب خواننده به شمار مياد . توصيه ميکنم حتما امتاحانش کنيد .
يکي ديگه از کارهاي جديدي که تازگيا خودم هم باب کردم تو بلاگ ، اينه که توي قيمت نظرات جواب همه نظرات رو بديد و مطلبتون رو به چالش بکشيد . ميتونيد حتي توي قسمت نظرات با اين کار موضوع يه بحث جديد رو براي پست بعدي خودتون اماده کنيد .
خوب ديگه پست داره طولاني ميشه . ديگه بقيه مسائل رو توي يه پست ديگه بهتون ميگم . اميدوارم از اين نکات براي بالا رفتن سطح بلاگ استفاده کنيد .
راستی مجید هم به جمع نظر دهان پیوسته !؟!؟!؟
وبلاگ برتر + نويسندگان برتر
یه سوال
مجید
مینویسد (ایمیل)
یه چند وقتیه سایت به قول بچه ها تحول کرده
اگه همه بچه ها بیاند و مطلب بزارند خوبه دختر ها هم که خدا برکت بده خبری ازشون نیست .
حالا سوالم ؟؟؟؟؟؟؟؟
۱-بهترین مطلبی که تو این وبلاگ تا حالا خوندید بگید( اخه بعضیا میاند فقط یه نگاه میندازند و میرند)؟
یه گلایه
چرا نظر نمی دید نا سلامتی این وبلاگ ۱۳ نویسنده داره که به غیر از رضا هیچ کدوم نظر نمی دند مگه زوردون میاد یه نظرم بدید؟
اگه دوست داشتید جواب بدید می دونم که دوباره نظر نمی دید به غیر چند نفر ولی نظر بدید
ویندوز سرور 2003 | قسمت سوم
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
در قسمت قبل گفتیم که روش نصب را در این قسمت کامل میکنیم.
در ادامه قسمت قبل ...
شما هم اکنون یک فایل unattend.txt دارید. حالا فقط نیاز به I386 میباشد . اگر شما سی دی دارید. که باید طبق دستور زیر در Run نصب غیرحصوری خود را انجام دهید.
I:\Xp_install\i386\winnt32.exe /unattend:c:\unattend.txt
قسمت قرمز مشخص شده مربوط به آدرس فایل winnt32 که فایل اصلی نصب ویندوز است. قسمت سبز مشخص شده مربوط به علامت سوییچ است . قسمت خاکستری مشخصی شده مربوط به نام سوییچ است. و قسمت نارنجی مشخص شده نشان دهنده آدرس اًنسر فایلتون است.
حالا اگر از طریق شبکه میخواستید این کارو بکنید. باید به جای هر کدام از آدرسها (قرمز و نارنجی) آدرس بر روی شبکه اش را بدهید.
مثلا این را تماشا کنید.
\\192.168.10.1\Xp_install\i386\winnt32.exe /unattend:\\192.168.10.1\unattend\unattend.txt
دقیقا مث همون میمونه فقط آدرس دهی آن از روی شبکه شده .
خوب شاید این آدرس یه کم وقت گیر و طولانی باشه. با یک batch فایل ساده میتونید راحت تر کار کنید.
یک فایل تکست درست کنید. سپس محتویاتش را شامل آدرس بالا کنید.سیو (save) کنید. سپس rename کنید. از txt.* به bat.* و اینتر بزنید. خوب حالا شما میتونید از این طریق خیلی راحتتر نصب خودتون را انجام دهید.
که میشه
\\192.168.10.1\unattend\unattend.bat
نکته : اگر فایل شما پسوند نمایش نمیدهد . میتوانید بعد از بار کردن پنجره ای در ویندوز از گزینه ی tools و folder option و سپس view و سپس hide extintion ... را چک باکسش را بر دارید. و ok کنید. حالا اقدام کنید.
نکته : به دلیل فونت نگارشی آدرسها کمی تو هم رفتند . شما با کپی در درون note میتونید اونا درست تماشا کنید.
این روش نصب وقتی است که شما در داخل ویندوز نصب شده ای باشید. اما برای اینکه شما در حالت CUI (قبلا گفتم چیه) نصب غیر حضوری داشته باشید کافیه که پسوند فایل مد نظرتون را که txt. هست بگذارید sif. و بندازیند گلٍ فلاپی برین سی دیا بگذاریند و د برو که رفتیم برا نصب ...
نصب غیرحضوری تموم شد.
نکته مهم که خودتون دیگه میدوندید. یا بگم بازم... میگم . باشه !!
مرسی که وقت گذاشتید و خوندید
نکته مهم : اگر روی این پست سوالاتتون مطرح بشه معلوم میشه که خوننده داره .ولی خوب اگه نشد میفهیم داریم رو هوا مینویسیم و برا یه نفر حتی مفید نیست. میبندیم دکونا ... میریم سریعتر با بهنام آلبوم خویسف باندا میدیم تو بازار ...
حرفهای ناگفته (1)
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
با سلام به همه .... ![]()
امروز خیلی با وبلاگ حال کردم . چرا ؟؟؟؟؟؟
چون از 2 هفته پیش در راستای همین تغییرات یه رنگ و بوی خوبی به خودش گرفته ....
اول از همه در مورد نظرات باید بگم فقط 4 نفر ، یعنی رضا ، آقای آزادی ، من و جابر ( که هنوز داغه و شاید بعدا از این جمع خارج بشه ) در این زمینه فعال هستند که همین مسئله خودش میتونه یه مشکل بزرگ واسه وبلاگ به حساب میاد . باید حد اقل نویسنده ها برای حمایت از همدیگه هم که شده نفری 1 نظر برای هر پست بنویسن !!!!! حالا کاری به بقیه بازدید کننده های نداریم ( که البته اونا هم همینطور ) . ببینید نظر شما میتونه کاری بکنه که دفعه بعد که صفحه وبلاگ رو لود کردید ، یه کم بیشتر باب میلتون باشه و بتونید بهتر ازش بهره ببرید . مثلا من خودم تازه فهمیدم که بچه ها از مطالب علمی هم خیلی خوششون میاد و بعدا سعی میکنم از این مطالب بیشتر بنویسم . باید به این فرهنگ عادت کنیم . زیر هر پست 1 نظر از خودتون بنویسید . خودتون هم میدونید من چی میگم ، وقتی 1 نظر به نظرات پستتون اضافه میشه حس میکنید یه نفر به خوانندگان پستتون اضافه شده و هیچ چیز برای یه نویسنده بهتر از این نیست . به امید این که از امروز حد اقل یک چهارم بازدید کنندگان نظر یادشون نره !!!!
و اما در مورد کارهایی که شده هم باید بگم تونستیم با انتقاد حد اقل شاهین رو به حرف بیاریم و فضا رو یه کم بازتر کنیم و امروز هم شاهد پست انتخاب بهترین مطلب باشیم . با گذاشتن مسابقه به جذابیت وبلاگ اضافه شد . با تغییر لوگو ( هفته ای ) تنوع در رو در وبلاگ شاهد بودیم . و ....
و در آینده چندتا بخش دیگه مثل بخش مسابقات که به شکل منظم هفته ای یکبار و در روز و ساعت خودش برگزار میشه خواهیم داشت که اولیش رو میتونم واسه امروز و فردا آماده کنم . از همه کسایی که میخوان در طراحی لوگو سهیم باشن هم دعوت میشه طرحهای خودشون را با سایز 261*446 و فرمت JPG برای من میل کنن تا در نظم تغییر لوگو مشکلی ایجاد نشه . لوگوی وبلاگ روزهای جمعه ساعت 10 شب عوض میشه .
برای بالا رفتن سطح کیفی وبلاگ چندتا نکته هست که باید رعایت بشه . اولیش که همین موضوع نطرات بود که در موردش توضیح دادیم و امیدواریم که به زودی شاهد رخ نمایی این فرهنگ باشیم .... بقیه نکات رو هم به زودی براتون مینویسم .
وبلگ برتر + نویسندگان برتر
نامه عاشقانه
مجید
مینویسد (ایمیل)
می خوام نامه عاشقانه یک کوچولو به دوستشا برادون بنویسم.
این نامه حقیقی است
سلام عزیزم.نمی دونم از کجا شروع کنم دلم می خواد الان پیشم بودی چند وقتیه از پیشم رفتی معلوم نیست کجا رفتی یادش بخیر اون روزا که با هم بودیم کنار ساحل کنار دریا یادش بخیر الان که نیستی دلم گرفته نمی دونم اخه ادم چه قدر می تونه سنگ دل باشه طوری نیست ولی من هنوز به زنگ در خونه امید دارم یه روز بیای....
نوستالژیا(2)
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
راستش بعد از مطلب قبلی و استقبال سردی که شد میخواستم قلممو غلاف کنم بزنم به خاکی ولی یه کتاب تازه دوباره منو به صحنه فریاد بیدارباش کشید.
آهای شماها که سر چیزای غیر ممکن به هم می پرید یا فکر می کنید خیلی می فهمید یا تلاش صادقانه دیگران رو برای متفاوت شدن مورد حمله قرار می دید،یه کم یاد بگیرید فضای ذهنیتون رو باز کنید.یاد بگیرید که اگه یکی با تفکرات شما متفاوت یا با سلیقتون جور در نمیاد بایکوتش نکنین یا خودتونو به بیخیالی نزنید.یا نگین اینا با ما آبشون توی جوب نمیره یا یه خط بینهایت بین همدیگه نکشید.این دیوار رو خراب کنید به این ذهن فسیل شدتون یه فشاری بیارید.
سخته اما تلاش کنید حرف همدیگه رو بفهمید.مشکل اصلی ما و دنیای ما عدم درک متقابله این که ما هر کدوم یه دیوار دور دنیامون کشیدیم و به دیگرون به خاطر عدم درکشون اعتراض میکنیم.
ما با هم حرف می زنیم بیرون می ریم دوست می شیم می خندیم حتی عاشق هم می شیم اما هیچ وقت توی حیاط خلوت طرف مقابل نگاهی نمیندازیم چون یا میترسیم یه چیز ناخوشایند ببینیم یا
اصلا حالشو نداریم میگیم ادم عاقل دنبال دردسر نمی افته.
اینم یه نوستالژیای مهم من از گذشتس زمونی که مردم براشون مهم بود دیگرون چی میگن یا چه نظری راجع به هم دارن هنوز انقدر توی لاک خودشون قایم نشده بودن انوقتا روابط اجتماعی خیلی جدی ترو پر ملات تر از الان بود.کاش فنآوری ارتباطی هم انقر پیشرفته بود که همه صداشونو بشنون.امروز نه اون فضا مونده و نه اون آدما.همه با هم حرف میزنن فقط برای اینکه زده باشن نه اینکه یه چیز یادبگیرنیا یا همدیگرو بفهمن.ما همه دچار انباشت بیرویه انرژی شدیم،اما در عین حال از تحول درونی میترسیم.ما همه به یه مشت دهان،چشم و گوش متحرک بدون روحیه انسانی تبدیل شدیم.
کتاب راهی راحت و کم دردسر برای بهبود این وضعیته اما چرا چون همه آدمهای بزرگ تاریخ اینو میگن.کلاسیکها یا همون شاهکار های ابدی به نظر اونها زنده ان ومثل یه انسان میشه با اونا تعامل کرد.
آنها در این دوران دور شدن آدمها از هم مثل یه رفیق شفیق به یاری ما میان تا خودمونو نجات بدیم.
حالا یه سری از اثار ادبی که برای من خیلی مهمن از ادبیات خارجی رو براتون به عنوان مثال میارم شاید این جماعت خواب یه کم به خودشون و مغز و روح یخزده شون گرمایی بدن.
اینها حتی یک هزارم کتابهایی نیستند که در طول این 27 سال بر من تاثیر گذاشته اند.اینها هر کدام به صورت منفرد یک دنیای زنده اند با همه عناصر یک دنیای زنده.
حال آیا این تعلق خاطر به این گذشته های مکتوب اما همواره زنده اشتباه است؟
پ.ن:لطفا حتی برای ابراز مخالفت یه نظری بدید بدونیم هنوز خوابتون نبرده!!!
ویندوز سرور 2003 | قسمت دوم
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
اول از همه نظر یادتون نره .
فرض کنید که :
در شبکه 100 تا کامپیوتر وجود دارد (و یک سرور) ؟ شما چی جوری میخواید که برا همه این صد تا ویندوز نصب کنید... خوب شاید یکی از راههای ممکن نصب تک تک باشد . ولی آیا عقلی است ؟ خوب نه. پس راه حل چیه ؟
نصب Unattend (بدون نیاز به حضور) به شما امکان میدهد که تمام کامپیوترها را از طریق یک Distribution Share Server (سروری که شما فایل مربوطه را شیر کرده اید. در ادامه توضیح داده میشود) بر رویشان ویندوزی نصب کنیم. یعنی بدون حصور شما ویندوز نصب شده و آماده استفاده میشود.
روش اجرا :
شما داخل سی دی ویندوز شده از فولدر Support و Tools و فایل کابینتی Deploy.CAB فایلی به نام Setupmgr را اکسترکت (Extract) کنید.ویزادی به شما نشان میدهید که با تکمیل این ویزاد شما میتوانید Answer File خود را بسازید و نصب غیر حصوری را بر هر تعداد کامپیوتر نصب کنید.
خوب میرسیم به نکاتی که شاید در این ویزارد بهش برخورد کنید.
Creat new : فایلی جدید بسازید.
Modify Existing : اًنسر فایلتون که قبلا ساختیند را ویرایش کنید (البته چون فایل ذخیره شده پسوند txt. دارد شوما میتونید اونا دستی ویرایش کنید.ولی این روش خیلی راحت تر است)
قسمت بعدی ویزارد بر نصب Unattend کیلیک کنید. (چون نصب ما حالت غیر حضوری دارد.)
Product را انتخاب میکنیم (که قرار شد ویندوز سرور Enterprise باشه... چون از همه کاملتره ...)
اما اینجا قسمت مهمی است »
User Contorlled :این قسمت تنظیمات قسمتی از نصب است که به آن دیفالت میگویند. (مثال : شما لپ تاپ ها رو دیدند که تازه میخرید. اولین باری که روشنش میکنید ازتون سوال میپرسه ... ولی تنظیمات دیفالتشا دیگه ازتون نمپرسه.) فک کنم برا مفازه های که کامپیوتر تعمیر میکنند مناسب باشه. سه چهار تا کامپیوتر میگذارند برا نصب غیرحضوری و بر روی این حالت خاص و میرند یه پک قلیون هم میزنند. و هال زندگیا میکنند. ولی فک میکنید این مغازه داران این چیزها رو میدونند ؟
Fully Automatic : این حالت پر کاربردترین حالت است. چرا که به شما این امکان را میدهد که تمام تنطیمات را انجام دهید.(فک کنم مناسب هال ما باشه د)
Hidden Page : این قسمت تنظیمات و اتفاقاتی که می افته را پنهان میکنه . تا کاربر متوجه نحوه تنظیمات نشه.
Reade Only : این حالت هم شاید بعضی جاها کاربرد داشته باشه. شما میتونید در همه حالات بالا با دگمه ESC از حالت نصب غیر حضوری خارج شوید . ولی در این روش نه . نمیشه. این به درد مدارس یا جایی است که بچه های تخز توشون زیادن. ناقولاها میاند کرم میریزند و بابا ادمین سایت را در میارند. یادش بخیر (ها ها ها...) . یه چیزی بی ربط بگم /* ادمین اگر زرنگ باشه و بلد باشه چی کار کنه . واقعا کسی نمیتونه به آسونی اذیتش کنه. ادمین یعنی قدرتمندترین فرد سایت . */
GUI attended : خوب این گزینه هم فک کنم استفاده کمی بشه. ولی برای کامل بودن میگیم. این قسمت شامل فقط نصب غیر حضوری در محیط CUI (Charactical User Interface) است. ولی در محیط GUI به روش حضوری است.
حالت فول اتومیتد را انتخاب کنید.
از قسمت بعدی ویزاد حالت setup from a CD را انتخاب کنید. این گزینه در واقع نصب از روی سی دی نیست. بلکه انتخاب گزینه برای رد دو گزینه ی بالایی است. و ما بدون نیاز به سی دی هم نصب غیر حصوری میکنیم.
قسمت بعدی کار "f8" در نصب که EULA (End-User License Agreement) است را میکند.
خوب از ستونی که در سمت چپ ویزاد قرار دارد » قسمت General Setting را که خودتون باید پرش کنید.
میرسیم به این قسمت (Licensing Mode) که در XP نیست. و شاید(شاید که نه حتما ... شاید به جمله میامد برا همین نوشتم) تنها تفاوت فنی در نصب همین باشد.
اما این چیه : شما برای خرید به یکی از دکه های فروش ویندوز میروید و به شما میگید 50 تا لاینسن پر سرور بده !!! خوب این یعنی چه ؟
شما برای استفاده از هر کلاینت با سرور نیاز دارید که یکی از این دو یه لایسنیس را داشته باشند.(که به این کار CAL (Client Access License) هم میگویند) (لایسنس سرور 25 درصد معمولا گرانتر است.) (اگر نداشته باشید اتفاقی نمی افتد . فقط اگر در بیرون ایران بودید راست کل سیستمهایی که تو عمرتون کانفیگ کردین باید تکس بدین !!!) .
ما 100 تا کلاینت داریم و یه سرور . حالا چرا ما رفتیم و 50 تا پر سرور خریدیم (پر سرور یعنی اینکه شما از طریق سرور لایسنس داشته باشید) چونکه ما میدونم در ماکزیمم حالت وقتی بیش از 50 کلاینت بیشتر با سرور ارتباط ندارند میتونیم این کارو بکنیم. یه کار دیگه هم این بود که بریم و به ازای تموم کلاینتها پر یوزر (CAL پر یوزر) بخریم. خوب اگر حساب سر انگشتی کنیم. پر سرور ارزونتر در میاد. پس درست خریداری کردیم.
اما از این حرفایی که در مورد CAL زدیم میخوام یه تست بپرسیم :
مثال : شما میخواهید بر شبکه ای که سه تا سرور و صد تا کامپیوتر دارند لایسنس بخری ؟ باید چی کار کرد ؟ بریم به دکه ای چی بگیم بده ؟
خوب دیگه چند نکته ای باقی میمنونه . که حسش نیست بگیم... خودتون به عنوان فرد محقق برید و اگر سوالی بود در خدمتیم.
شما باید حالا دو فایل Unattend.txt و Unattend.bat را داشته باشید. در اول قسمت بعدی روش استفاده برای نصب از روی این دوفایل را هم میگیم.
مرسی که وقت گذاشتیند و خوندید.
نظر نظر نظر ...
نکته مهم : اگر روی این پست سوالاتتون مطرح بشه معلوم میشه که خوننده داره .ولی خوب اگه نشد میفهیم داریم رو هوا مینویسیم و برا یه نفر حتی مفید نیست. میبندیم دکونا ... میریم سریعتر با بهنام آلبوم خویسف باندا میدیم تو بازار ...
خودایش شما جای من باشیند چی کار میکردین اگر نظر نمیدادن ملت
نظر سنجی بهترین خوانده زنده ایرانی
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
باتوجه به این موضوع که درباره بهترین خواننده ایرانی زنده تا به حال یک نظر سنجی رسمی انجام نشده است حالا من یک نظرسنجی محدود در این وبلاگ اعلام می کنم واز شما دعوت می کنم در آن با گذاشتن یک نظر شامل نام بهترین خواننده زنده ایرانی به نظر شما شرکت کنید.
تذکر:
فکر کنم دیگه این نظر سنجی تموم بشه.
نتایج از صدر نشینی سه نفر خبر میده که به این صورت اعلام میشه البته به طور مشترک.
آقایان قمیشی و چاووشی و عقیلی(شادمهر) در صدر قرار گرفتن.
قمیشی به نظر من و دیگران الان بهترینه
شادمهر بیشک بیشترین تاثیر رو روی پاپ خونها گذاشته هر چند من معتقدم خودش سقوط کرده
چاووشی الان رو بورسه وبعد از ماجرای سنتوری بسیار معروف شده
خوب اینم از نظر سنجی ما تا روزی دیگر دوصد بدرود![]()
ویندوز سرور 2003 | قسمت اول
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
قصد دارم اگر وقت کردم و هالشم داشتم تا حدودی مباحثی که در ویندوز سرور اهمیت دارند را اینجا بنویسم. امیدوارم که در تایید حرفهای "کیمیا" (یک کامنت تو چند پست قبلی گذاشته بود) بتونیم مثبت باشیم برا هم دیگه. ولی امان از فاصله ها ...
خوب ویندوز سرور ۲۰۰3 یکی از بهترین نوع از انواع سرورهاست که میشه گفت تلفیق ویندوز XP پروفشنال و سرور 2000 است . به اضافه ی چندین خصوصیت مهم و کاربردی که در ادامه مطالب انشاالله میگم.
تعریف سرور : سرور در لغت به ابزار یا وسیله ای گفته میشود که کاری را سرو کند . به عبارتی دیگر خادم باشد.
تعریف کلاینت : در لغت به معنای مشتری است که در مقابل سرور قرار میگیرد.
مثال : در یک شبکه یک کامپیوتر سرور (سرویس دهنده) و چندین کامپیوتر دیگر کلاینت (سرویس گیرنده) میشوند.
اما این قسمت قصد داریم که فقط در مورد خود ویندوز سرور صحبت کنیم.
ویندوز سرور امکاناتی زیادی در اختیار کاربرانش قرار میدهد. به عنوان مثال دومین کنترلر (Domain Controller) که در شبکه ای که Lan باشد شما دو آپشن در اختیار دارید . یکی WorkGroup (گروه کاری) و دیگری Domain است. کار اصلی دومین کنترلر در اینجا کنترل دومینهاست (وقتی چندین دومین باشند نیاز به دومین کنترلر داریم.).
با استفاده از ویندوز سرور میتوان App Server - IIS و بسیاری دیگر از کانفیگهای شبکه را انجام دهید. که به موقع توضیحشا میدیم.
شروع کار با ویندوز سرور/
نصب : همانند نصب ویندوز XP است . تنها فرقی که دارد رنگ آن است که در محیط GUI (Graphic User Interface ) به رنگ خاکستری (طوسی) است. ولی XP به رنگ آبی است.
نکات نصب :
ویندوز دارای چهار نسخه است . 1, Standard Edition : که برای یک سرور عادی مناسب است. 2, Web Edition : برای سرورهایی که میزبانی وب انجام میدهند مناسب هست. 3, Enterprise Edition :کاملترین نسخه از ویندوز است. (روی همین کار میکنیم) 4, Data Center Edition : برای اجرای برنامه های کاربردی حساس است.
در موقع انتخاب پسورد سه تا از موارد زیر را حتما باید رعایت کنید . اگرنه پسورد زده را غلط میگیرد ( ! Make Error) :
1, شامل اعداد باشد. 2, شامل حروف کوچک . 3, شامل حروف بزرگ 4, شامل کاراکتر خاص.
و اینکه باید دو مورد زیر را حتما انجام دهید:
1, شاما "Admin" یا "Administrator" نباشد. 2, کمتر از شش کاراکتر نباشد.
فک کنم دیگه نکته ای خاصی نیست.
البته این قسمت اصلا نکته ای نداشت . انشاالله از قسمتهای بعدی پربار خواهد شد.
مرسی از وقتی که گذاشتی این مطلب را خوندی
نکته مهم : اگر از این پست استقبال شد . من سعی میکنیم که ادامه بدیم . در صورتی هم که استقبال نشد میفهیم داریم رو هوا مینویسیم و برا یه نفر حتی مفید نیست. میبندیم دکونا ... میریم سریعتر با بهنام آلبوم خویسف باندا میدیم تو بازار ...
فایل سرور مناسب برای امور وبلاگی
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
* تغیرات زیادی را در این یکی دو هفته اخیر شاهد بودیم. بهنام و تا حدودی هم خودم در این تغییرات سهم بسیاری داشتیم.
* وبلاگ دیر لود میشد و کمی برای اونایی که از دیال آپ استفاده میکنند سخت بود. با عوض شدن قالب وبلاگ به نظر من هم زیبا تر شد و هم از حجمش کاسته شد. کسی هم نظر نداد که قالب چی طوره ...
* اما مشکلی که همیشه من و بهنام و سایر بچه ها با اون به مشکل بر میخوردند مشکل نبود یک فایل سرور مناسب بود . جهت آپلود عکس , موسیقی و ... و این هم برای شخص استفاده کننده (کلاینت) و هم برای شخص آپلود کننده سخت بود. اما کاری که صورت گرفته یکی از بهترین سرورهای که فک کنم تمومی سروراش تو کانادا باشه از اونجا یه اکانت گرفتیم. که 1 گیگ هاست میده. و ما فعلا میتونیم تا یه مدت هال کنیم. چون سرور بهتر از این دیگه ...
پس نوشت ۱: قسمت اصطلاحات دانشجوی و مسابقات به روز شدند (اصطلاح پوتاپ و به به ... به به ... (سعادتیست) به همراه آخرین مسابقه با ریز جزئیات)
پس نوشت ۲: لطفا اصطلاحات خودتون را بفرستید. و در صورت تمایل میزبان مسابقات باشید
Khuisf Band Demo
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
یه خبر خوب : برو بچه های رشته کامپیوتر ورودی ۸۶ طی صحبتهایی که از هفته پیش داشتن تصمیم به راه اندازی گروه Khuisf Band کردند . این گروه که فعلا شکل کار و خوانندگانش مشخص نیست همین امروز یه دموی ۴۰ ثانیه ای ( البته میکسینگ و مسترینگش کامل نیستو فقط ماکت کاره ) رو پخش کرد .
این دمو صرفا برای آشنایی برو بچ با گروه هستش و اصلا روش کار نشده . خلاصه این که این آهنگ اصلی نیست و اصلیش خوب از آب در میاد .......
منتظر اخبار بعدی این گروه باشید !!!!
سرور۱ (۵۳۶ کیلوبایت)
سرور2 (۵۳۶ کیلوبایت)
نوستالژیا
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
به به .... به به
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
این اصطلاح همه جا کاربرد داره و با معانی گسترده ای میشه ازش استفاده کرد . این اصطلاح میتونه نشون دهنده ی حس شما نسبت به چیزیه که میبینید ، میشنوید و ....
البته به به ... به به .... در اصل خودش به تنهایی به کار میره ولی اگه حس شما خیلی شدید باشه میتونید از سعادتیست هم استفاده کنید .
این اصطلاح میتونه نشون بده که شما : ناراحت و نا امید هستید
، خوشحال و امیدوار هستید
، متعجب هستید
و یا عصبانی هستید .
تلفط این کلمه رو نمیشه همینجوری نوشتاری بیان کرد چون کار سختیه و به تمرین نیاز داره و همه تلفظ اون توی استرس ادای کلمه خلاصه میشه . به خاطر همین من تلفظش رو توی چندتا فایل صوتی ظبط کردم که میتونید از اینجا دانلود کنید . ( ۱۴۹ کیلوبایت )
باز هم تغییرات ؟؟؟؟؟
مراسم اهدای KCESA2 (جایزه مسابقه شماره 2)
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
بار دیگر مراسم اهدای KCESA با شکوه تمام ( با ۲ ساعت تاخیر به علت ناهماهنگی مدیران اجرایی ) برگزار شد ......

۱- باز هم مثل همیشه با برنده ملاقت کردیم و به نشان دوستی دست دادیم .
۲- مدیر وبلاگ هم در لحظه اهدای جایزه در کنار ما بود .
۳- شاهین با یک حرکت انتحاری در همون لحظه جایزه رو با سرعت باورنکردنی از دستم کشید .
۴- بعد هم از شدت خوشحالی ....
۵- تمام حضار مراسم هم در این عکس دور هم جمع شدن ( البته به علت بالا رفتن جمعیت و زمان برگزاری مراسم که قبل از ظهر بود از این عزیزان پذیرایی نشد ، راستش فراموش کردیم ) .
۶- برنده های KCESA1 و KCESA2 هم در کمال خوشحالی با هم یه عکس گرفتن .
۷- امروز هم به علت تاثیر گذاری بیش از حد عکس شماره ۵ مراسم قبلی ، کمکهای نقدی بسیاری از طرف حضار به سوی من جاری شد .......
راستی همینجا معنی KCESA رو هم میگیم : این کلمه مخفف Khuisf Com86 (Eighty Six) Award هست که خودتون حتما معنیش رو میدونید .
این کلمه قرار بود در بخش اصطلاحات دانشجویی قرار بگیره که چون موارد استفاده و فعل و.... نداره ، ما هم گفتیم همینجا معنیش رو بگیم .
به امید شکوه هرچه بیشتر این مراسم ......
پوتاپ | یک قول مستحکم به(از) رفیق خود بدهید(بگیرید)
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
در راستای ... (به به ...
) پویایی وبلاگ و به راه افتادن بخش بسیار جالب اصطلاحات دانشجویی سعی میکند هر هفته چندین اصطلاح در خود جای دهد. که با کمک شما این مهم میسر میشود.
حالا من قصد دارم یه اصطلاح که معمولا بیشتر تو کالجهای آمریکا استفاده میکند را بگم برا همین هم متصدی این اصطلاح کاملا نامشخص است و من به حقوق آن فرد ناشناخته احترام گذاشته و به نام خودم ثبتش نمیکنم.
کامل این اصطلاح به صورت روبرو است :
Put it Up
معنی این واژه "بزن قدش" است. تلفظ کامل اون هم : پوت ایت آپ است. که به منظور راحتی در تلفظ پوتاپ تلفظ میشود. که پوتاپ تلفظ صحیح این واژه است.
فعل این اصطلاح "زدن" است. پس اگر شما با کسی قصد ایجاد معاهده ای را داشتی و خواستین به کلام بیاریم کار انجام شده را میگید پوتاپ زدیم.
شرایط استفاده : پوتاپ وقتی به کار برده میشود که شما با دوستتان قرار کاری (یا هر قرارداد دیگه ای) را گذاشته و به جای اینکه بیایید یک قرار داد بنویسید و امضا پاش بندازیند از این اصطلاح استفاده میکنیم . که از صد تا امضا هم بیشتر معتبرتر است..شرایط استفاده این اصطلاح در جاهای دیگری هم کاربرد دارد. که ترجیحا خودتون به کشف جزئیات بپردازید.
مثال : رضا قصد دارد فلش مموری خود را به مدت یک روز به شاهین بدهد. حالا شما حدس بزنید که اینا چی سبکی با هم حرف میزنند *قسمت گزاره ها ساختمان گسسته کار خودشا کرد آخر ...(هر دو دانشجو هستند.)
بعد از کمی فکر ... جواب : رضا به خاطر وابستگی شدیدش به فلشش حاضر نمیشود ولی سرانجام شاهین مخ او را زده و او را راضی میکند که فلشش را ازش بگیرد. رضا میگه که پس یه پوتاپ بزنیم. شاهین بعد از کلی ناز و عشوه میگه باشه. پوتاپ میزنم که فلشتا فردا بیارم.
نکات : این واژه از لحاظ فرهنگی کمی با حال و هوای ما جور در نمیاید . ولی از اونجایی که اصطلاحات دانشجویی است و دانشجویان افراد پویا و با استعدادی هستند میتوان از این واژه استفاده های بهینه داشت.
بعضی از دوستان شاید سوال کنند که این اصطلاح در دوران دبستان خیلی رایج بود و موقعی که اتفاقی می افتاد یا شادیی میخواستیم بکنیم به دوستمون میگفتیم "بزن قدش" و دو تا دست خودمونا به دو دست رفیقمون میزدیم . ولی نکته اینجاست افرادی که چنین فکر میکنند سخت در اشتباهند. اصطلاح پوتاپ در اصطلاحات دانشجویی مفاهیمی بسیار عمیقتر و والاتر دارد. و به کار بردن هر گونه عملی (همچون زدن کف دستتان به کف دست دوستتان) ربطی به این اصطلاح ندارد.
شما هم اگر اصطلاحی دارید طبق فرمی که در این صفحه است تکمیل کنید و در قسمت نظرات همان صفحه (انتهای صفحه مذکوره) ارسال کنید.
پی نوشت ۱: من هم قصد دارم در روز سه شنبه (فعلا ساعت برگزاری معلوم نیست.زیاد عجله نکنید) مسابقه ای علمی برگزار کنم و جایزه ای هم برای مسابقه قرار داده میشود.
قهرمانی حماسی و غرورآفرین پرسولیس بر تمام قرمزهای جهان مبارک باد
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
به مناسبت این قهرمانی چند شعر قرمز که جمع آوری شده است را به شما عرضه می نماییم تا حظ کافی و وافی را ببرید.
در ضمن دیدید ایمان ما پرسپولیسی ها چگونه به ثمر نشست.![]()
..:::پرسپوليس:::..
تو دنيـــــــــــــــای زمين و توپ رنگی
يه پرسپوليس داريم به چه قشنگی
اســـم قشنگش روی تخت جمشيد
از اون قديم نديمــــــــا می درخشيد
رنگ آتيـش غيرت پيرهنش
مياره افتخار واسه ميهنش
طرفداراش سر به فلک می کشن
عاشـــــــــــــق رنگ مث آتيششن
دفاع محکمش مث يه ســـد
هر کسی از جونش نذاره رد
دروازه باناش مث پادشاهن
شاهينن و بدون اشتباهن
يه پرسپوليسه با يه دنيا عاشق
يه دشت غرق گـــــلای شقايق
قصه ی سرخـــــــــــا پر افتخاره
از بس که گل زدن،همش بهاره
هر کی که پرسپوليس و خوب شناخته
واسش ترانه خـــــــــونده يا که ساخته
تيم بزرگمون از اون قديما
سر بوده از قوی ترين تيما
حرف قشنگش بشه هر زمانی
می پيچه عطـــــــــــــر قهرمانی
جواب مسابقه هفته ( شماره 2 )
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
نمیدونم چرا جواب اینقدر زود پیدا میشه !؟!؟! ![]()
به هر حال برنده این هفته مستر شاهین ارباب شیرانی هستند که بهشون تبریک میگیم و با هماهنگیی که انجام میشه جایزه ایشون رو امروز آماده میکنیم ......
و اما جواب هم پای عنکبوت بود :

همونطور که توی این عکس پیداست قسمت مورد سوال رو با کادر قرمز میتونید ببینید .
و اما مراسم اهدای جایزه (KCESA2) هم فردا ساعت ۹:۳۰ صبح روبروی تریا مرکزی برگزار میشه که از همه دعوت میشه در این مراسم شرکت کنن . ![]()
عکس کامل رو هم میتونید از اینجا ببینید . ( قشنگه حتما ببینید )
مجید
مینویسد (ایمیل)
سلام بچه ها یه مسابقه می خوام بذارم به خاطر بهناما اگه تونستید جواب مسابقه را حدس بزنید جوایز زیر را خواهید گرفت
1- یک عدد تخم کبوتر
2- یه عکس یادگاری با کبوتر
3- ژیلت پیره مرده
سوال:
حدس بزنید کبوتر نره یا ماده؟
مسابقه هفته ( شماره 2 )
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
قبل از طرح سوال میخواستم به چندتا نکته اشاره کنم :
۱- جواب خودتون رو دقیق و واضح بگید . نمونه یک جواب مبهم ( که اگه یه کم واضح تر بود میتونست .... ) : "با توجه به پرزهای موجود احتمالا یک حشره است
"
۲- این عکس رو هم خودم گرفتم ( به چیزهای بی ربط فکر نکنید : باکتری . کره مریخ .سبیل فرعون . اهرام مصر و ... )
سوال این هفته :
عکس زیر مربوط به چیه ؟ ![]()
( همون سوال هفته پیش . ببخشید اگه تکراری بود
)

توضیحات :
1 - با گذشت هر روز و پیدا نشدن جواب ، یک راهنمایی روی همین پست قرار میگیره .
2 - جواب خود را در قسمت نظرات بنویسید .
3 - همیشه جایزه به اولین نفری که جواب صحیح رو پیدا کنه اهدا میشه .
4 - در قسمت نام ، یا نام کامل خودتون رو بنویسید و یا اگر مایل نیستید ، میتونید از 3 رقم آخر شماره دانشجویی خودتون استفاده کنید .
جوایز :
1 - DVD های کارتون ها و فیلم های خارجی زبان اصلی به همراه زیر نویس فارسی و انگلیسی ، برای تقویت زبان که امروزه به درد همه میخوره . ( با کیفیت عالی و پسوند DivX )
2 - DVD های بازی های کم حجم و سرگرم کننده که بتونه اوقات فراغت شما رو پر کنه .
3 - DVD های جدید ترین آهنگ ها با فرمت MP3 .
4 - DVD های جدید ترین برنامه های کاربردی روز دنیا .
( لیست تعدادی از فیلم ها رو میتونید در ادامه مطلب ببینید . بقیه فیلم ها و کارتون ها رو هم قول میدم زودتر لیستشون رو آماده کنم . در ضمن میتونید تو سایت www.imdb.com اطلاعات بشتر رو در مورد فیلم ها کسب کنید )
با آرزوی موفقیت برای همه . ![]()
لوگو وبلاگ
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
در راستای تازگی و تنوع وبلاگ همونطور که قبلا گفته بودم هر هفته لوگو عوض میشه . ![]()
الانم لوگو عوض شد . امیدوارم این تغییرات رضایت شما رو به همراه داشته باشه ..... ![]()
در ضمن نظراتتون رو در مورد لوگوی جدید و همون لوگوی قبلی میتونید در بخش نظرات همین پست بنویسید .
مسابقه هفته هم دوباره به میزبانی خودم تا ساعتی دیگر در وبلاگ ......
زنده باد امژراتور سرخ
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
ای امپراطور سرخ تو بر تن خسته ما جان دمیدی درود صد درود برتو باد
حال اگر قهرمانانه جان ببازیم هم غم نداریم
شنبه همه به سوی میعاد گاه رو می کنیم
وفریاد میزنیم زنده باد پرسپولیس
زنده باد امپراتور
همه چیز در مورد اینترنت ا(و)پشن
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
شاید شما مث من از طرفداران دو آتیشیه فایرفاکس باشید (البته نه تعصبی ...) ولی خوب همه جا و همه وقت که فایرفاکس کنارتون نیست که ! پس مجبوریند که یه چیزهای کلی در مورد اینترنت اکسپلورر مایکروسافت هم بدونید. (البته یه مقاله بود نوشتیم درباره مرورگرها با عنوان " " به این لینک رجوع کنید.)
خوب یه مقاله ای است اینجا از یه جایی ورش رفتم (آدرسشا نمیدونم یعنی دلیلی نداره آدرسش را بدونم) ولی خوب رایتش محفوظه. که در مورد مهمترین و بنیادیترین بخش مایکروسافت اینترنت اکسپلورر که اینترنت آپشن ( ... Internet Options) هست بحص شده. شما میتونید این را از زیر دانلود کنید.
لینک دانلود (پسوند doc.)
تریپ جدید !!!!!
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
امروز داشتون تصمیم داره تغییرات ایجاد کنه !!!! به چه دلیل ؟ به چند دلیل :
این روزا تریف این بچه سوسولا زیاد داشت غربی مربی میشد و این مسئله به رگ غیرت داشتون فشار آورد و راه حلی جز تغییر تریپ یافد نشت :

حالا خواستیم ببینیم که این تیپ ما به مزاج شما چطوره ؟ نظرتون رو تا ساعات پایانی روز جمعه در مورد تریپ داشتون بگید تا اگه مخالفید میزونش کنیم و اگه موافقید رواج بدیم !!!!
البت یه کم سوسول بازی تو این عکس هست که اگه میلتون میکشه میتونید تو ادامه ملطب اصل ایرونیش رو تماشا کنید .
آمار نظرهایی که رو به وبلاگ میره بالاست ولی آمار نظر دهی جون تو خیلی کمه . بابا نظر بذارید !!!!
درضمن امروز از این شلکک ها هم نذاشتیم چون ریشش مال همین یابو مسنچر و ایناست که خودشون ترویچ همین غربیاست جون تو !!!!!
چاکر بچ یونیور !
ریموت زدن با خط تلفن
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
با سلام.
برای اینکه شما بتونید اجازه ورود به سیستمتان را به صورت ریموت دسکتاپ بدهید اونم با استفاده از خط تلفن را در ادامه میگیم. ساعت نزدیک سه بعد از نصف شبه . دارم چی مینویسم ها !!!
ایده اصلی کار اینه که شما(کلاینت) با استفاده از خط تلفن به
یک کامپیوتر در جای دیگه (سرور) ریموت بزنید.
خوب برای این کار
به دوخط تلفن یک سرور احتاج دارید که کلاینت بتونه با استفاده از اون سرور ریموت
بکنه.
حالا اینا کوجا کاربرد داره ؟ مثلا فرض کنید نشستید تو خونه با لپتاپتون نیاز به فایل خاصی داری که فقط روی کامپیوتر تو اداره تون هست و خوب شما به جای اینکه این موقع شب (دو چهل هشت صبح) پاشیند بریند اداره تون و اون فایل مهم را بردارید راحت از این روش استفاده میکنید. خیلی هال میده نه ؟
سرورتون را میتونید با ویندوز بالای ۲۰۰۰ بسازید . خوب برای این مهم به قسمت زیر رفته ...
control panel .--.) network connetions -- ) create new connetion -- ) next -- ) set up an advanced connection -- ) accept incoming -- ) select YOUR MODEM -- ) dont allow vpn -- ) *****-- ) next -- ) finish
طبق بالا که دنبال کردید. میرسید به ***** که شما باید یک یوزری را انتخاب کنید . که حتما حتما باید پسورد داشته باشد. این یوزر همان یوزری است که کامپیوتر کلاینت میتواند به وسیله اون به شما ریموت بزنه.

خوب پس سرورمون راه اندازی شد.
شرایط اماده بودن
سرور : کامپیوتر سرور باید اولن روشن باشد دومن از مودمی سالم برخوردار
بوده و به خط تلفن متصل باشد. و سومن یوزر شما احراز هویت شده باشد با پسورد
اما کامپیوتر کلاینت میشیه و میخواد ریموت بزنه باید برای این مهم به قسمت زیر رفته ....
control panel .--.) network connetions -- ) create new connetion -- ) next -- ) connect to internet -- ) setup my connectin manually -- ) connect using dial-up modem -- ) enter your name -- ) ***** -- ) ******
طبق بالا که دنبال کردید . میرسید به ***** (پنج تا استار) در این قسمت باید شماره تلفن سرورتون را بدیند. در قسمت ****** (شش تا استار داره) باید یوزرنیم و پسوردی که اجازه ریموت رو سرور را داره بدیم.

غذا آمادست.
شما فقط کافیست
شرایط سرور برقرار باشه. بشین پا کامپیوتر و ریموت بزن . که بستگی داره به توانایی
هایی که برای یوزر تعریف شده میتواند کارهایی را انجام دهید.
خاطرات يک ذهن پست مدرن(2)
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
12اردیبهشت 13اندی
از زیر پنجره خیلی بزرگ خانه ما یک زن در حال رد شدن است."درق درق"کفشهای پاشنه بلندش صدا می دهد.به گمانم از این صدا لذت می برد.یک حلقه دسته کلید توی انگشتشه که اونو دور اون می چرخوند.قدمهایش راخیلی مستحکم برمی دارد.همین موقع صدای "قرچ"شکستن یه پوسته زیر کفشش می آید.من به کوهی که مقابل پنجره قد علم کرده نگاه می کنم.یه کوه تنها مثل من.در محو بهار رو میشه پای آن پیدا کرد.اصلا به قیافه بیرنگ و رو ومظلومش نمی آید که یه شهر بزرگ پشتش قایم شده است."شتلق..تپ..آخ"این صدای افتادن اون زنس روی آسفالت خیابون.آدم نباید روی آسفالت نیمه مرطوب بهاری اینطور مقتدرانه گام بردارد.اونم توی ایران که یه خیابون صاف پیدا نمیشه چون هر روز یه جاشو سوراخ میکنن.زنه با دلخوری وعصبانیت بلند میشه و بدوبیراه گویان خودشو میتکونه.لباس نم کشیده.احساس میکنه کسی ته دلش کف صابون پاشیده و داره پاتیناژ بازی میکنه.زن برای اینکه یه کم عقدشو خالی کنه به یه بطری پلاستیکی کهنه لگد میزنه و اونو پرت میکنه اونور خیابون.تیغه کفش پاتیناژ میشکنه و اون هنرمند فرصت طلب با بینی میره تو دیوار.زنه دلش خنک میشه.زن به راهش ادامه میده وبه چپ وراست میپیچه.
هنگام عبور از میدونچه یاد خواب شب قبلش می افته.اون خواب دیده"رئیس جمهور فرانسه شده ولی وقتی توی کاخ الیزه در حال برنامه ریزی افتتاح یه استادیوم بزرگه.اما توی کار به خاطر یخ زدن لوله های آب ورزشگاه خنسی افتاده.این چه کشوریه توی بهار چرا لوله ها باید یخ بزنه.اینم توطئه کمیته انتقالی و فیفا و سارکوزیه. کاندیداهای شکست خورده به دفترش حمله میکنن وبعد از کشتن اون با نیزه و غداره اونو توی زمین همون استادیوم دفن میکنن و بعد زیدان میاد روی قبرش 1999تا روپایی می زنه.بعد زیدان با توپش از ورزشگاه میاد بیرون.ایستگاه پر آدمه و یه نفر که یه مقوایه بزرگ به خودش آویزون کرده از آنجا رد میشه روش نوشته"به من ویزیر عاجز فلکزده نارو خورده که به خاطر گوش کردن حرف رئیس جمهور برکنار شدم کمک کنید".هی هم زیر لبش میگه"من چیکاره بیدم!!!".زیدان و توپ سوار اتوبوس میشن.اتوبوس تا سر حد کمپوت شدن پر میشه تا راه بیفته.یه نفر داره با موبایلش بلوتوث بازی میکنه.صدای زنگ یه موبایله دیگه میاد وبعد یه صدای لطیف هرهر میخنده.از کنار برج ایفل رد میشن.برج یه کمی حدود 45 درجه کج شده.تازگیا به علت نفوز فاضلاب شهری و گود برداری کاملا اصولی این جوری شده.دو تا ژاپنی بلافاصله شروع می کنن به عکسبرداری و فرت فرت ژاپنی بلغور میکنن.یه نفر میگه"بیچاره ایفل اگه زنده بود اینو میدید در نمودارش رسم می شد".اون یکی میگه"برو باباحال داری رئیس میراث ملی میگه تا باکلاس شده تا میخوان کافی شاپش هم بکنن.یه دفعه اتوبوس میزنه روی ترمز همه روی هم تلنبار میشن.توپ از دست زیدان در میره واز پنجره می افته توی بزرگراه.اتوبوس راه می افته و راننده به فریادهای"وایسا وایسا آقای راننده توپم در رفت"زیدان توجهی نمی کنه.اتوبوس در حالی که حالا کمپوت آماده است وزیدان ناراحت از پنجره به عقب خم شده و یه آدم که فقط یه پاش توی اتوبوس گیر کرده دور میشود.
یه پای چکمه پوش دیده میشه که توپ رو شوت میکنه.توپ قل قل خوران به یک پاساژ وارد و میره توی یه مغازه لوازم کادویی.فروشنده داره روی ناخونای بلندش لاک قرمز میزنه و زیر لب یه آهنگ هندی رو زمزمه میکنه.یه نگاه چپکی به توپ میکنه.میخواد برش داره وبرندازش کنه که یه دفعه 200مأمور انیفورم پوش واحد ویژه بارئیسشون میچپن توی مغازه.فروشنده هراسان و تته پته کنان میگه"چه خبره ؟چی شده؟مسعود شصتچی از زندان فرار کرده؟!!!".رئیس پلیس با نگاهی متهمانه به اون گناه میکنه و با حالتی تهدید آمیز می پرسه"تو از کجا میدونی؟حتما تو فراریش دادی ها!زود باش اعتراف کن!".درهمین حال که با انگشتش فروشنده رو تهدید میکنه پاش میره روی توپ و با مخ میخوره زمین.بقیه پلیسا که برای حمایت همه جانبه از رئیسشون حمله کردن میریزن رو هم و وضع بدتر میشه.بعد کلی بحث وجدل وفریاد خبردار اوضاع آروم میشه و فرمانده به یاد توپه می افته.توپ رو برمی داره و امضای زیدانو پای اون می بینه. از این کشفش حسابی کیفور میشه.رو میکنه به فروشنده و میگه"از شهر خارج نشید!!!" و با افرادش سه سوته ناپدید میشن.
"کش.....بوووووق"صدای ترمز ماشین ویه بوق ممتد زیر تابلوی بوق زدن ممنوع میپیچه.زن کفش پاشنه ای از خیال بیرون میپره.راننده ماشین میگه"اوی خانوم مگه کوری؟"زن بعد از یک پاسخ دندان شکن زنانه به اون راننده راه می افته و زیر لب میگه"اه...چه روز نحسیه"دست میکنه توی جیبش و یه شکلات گنده در میاره و میخوره.دست دیگش خالیه."اوا پس کلیدم کو؟"حتما از دستش افتاده.اون مجبور میشه تمام راه رو برگرده ودنبال کلید بگرده تازه شیب خابون حالا سر بالاییه.
من از نگاه کردن به کوه خسته می شم و تلویزیون رو روشن می کنم اِ فوتبال داره هنوز چند ثانیه نگذشته که"دینگ دین دیدین؟!!!حساب داران عزیز در آخرین قرعه کشی بانک شهر برنده اسب سیمارون شوید...""لعنتی!!!"تلویزیون خاموش میکنم "بازم اینا آگهی گذاشتن ما به کدام گوری باید در بریم تا آگهی نبینیم؟"رومیکنم طرف کوه که دوباره خانم رو می بینم.یه ماشین پلیس جلوش وایساده و یه پلیس بلند پایه داره با شدت ازش بازجویی میکنه.یه دفعه زنه یه جیغ بنفش میکشه و بیهوش نقش زمین میشه.یه دفعه زیدان که معلوم نیست از کجا پیداش شده با سر میره تو سینه ماترتزی!!!ای ببخشید منظورم پلیسه بود.بقیه پلیسا هراسون بقایای رئیسشون رو میریزن صندوق عقب و فرار میکنن.زیدان هم بعد از حال آوردن زنه در حالی که دست هم رو گرفتن مثل فیلمای وسترن توی نور غروب گم میشن همین وقتا از ماشین همسایه پایینی آهنگ پلنگ صورتی بلند میشه این دزدگیره جدیدشه یه موز از زیر ماشین در حال فراره.شاید یکی از موزهای مغازه میوه فروشیه.
شب خواب می بینم یه رئیس پلیس داره از زیدان امضا میگیره و ماتراتزی داره آهنگ دسپرادو رو میخونه.بعدش یه چیزایی دیدم که یادم نیست بعد یه عده آدم رو با بیل وکلنگ که توی یه ایستگاه اتوبوس کنار یه کوه تنها دیدم که یه زنه کفش پاشنه ای داره براشون دسته کلید میچرخونه.
توی اداره پلیس دارند با توپ رئیس فوتبال بازی می کنن.رئیس اونارو میبینه وبا عصبانیت فریاد میزنه"چه غلطی دارین میکنین؟"همه برای خودشون سوراخ موش میخرن.رئیس پلیس با ناراحتی توپ رو بر میداره و با خودش میگه"احمقها نمیدونن این مدرک جرمه من که مثل بقیه مردم احمق نیستم اون خود شصتچی لعنتی بود حتی اگه همه دنیا بگه چی چی دانه!!!"بعد به اتاقش میره.
"دینگ دین دیدین؟!!!بشتابید بشتابید برای بردن جایزه یک فروند یوفوی ما فقط سه روز وقت دارید یک سیم کارت بخر یه فضایی ببر...""اه آخر داستانی هم از دست این آگهی های smsی خلاصی نداریم.حالا که همه قهرمانای داستانو دک کردم خودم هم میرم یه نرم افزار ضد آگهی پیدا کنم.خداحافظ."
اصطلاح جدید | نهایت تشکر را به راحتی انجام دهید
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
بخش اصطلاحات دانشجویی فکر کنم خیلی بخش جالبی باشه. چونکه هم تفریحه هم مشارکتیه.
خوب حالا من یک اصطلاح معروف دانشجویی را مطرح میکنم. (طبق اون فرمه)
این اصطلاح توسط رضا بزرگی ثبت شد. (اصلش را نمیدونم از کجا اومده ولی من هم یکی از مروِجاش بودم)
"دمت گوله" نام ابن اصطلاح است. که تلفظ صحیح اون به این صورت است : دَمِت گولٍه
شرایط استفاده : این اصطلاح وقتی به کار برده می شود که شما بخواهید نهایت تشکر و قدردانی را از یه نفر انجام بدید. اگر بخواهیم نمودار شدت تشکر از یک نفر را توصیف کنیم این اصطلاح جزو بزرگترین و پر احترامترین تشکرها محسوب میشه. و شرایط استفاده اش معلومه. به عنوان مثال اگر استادتان به همه ی بچه ها برای پایان ترم ۵. نمره اضافه کرد شما اینجاست که از خوشحالی بال در اورده و به جای اینکه از لغات و کلمات کلیشه ای و تکراری "استاد خیلی ممنونم" , "استاد خیلی لطف کردی" و امثالهم شما میتونید به راحتی از این اصطلاح بهره ببرید و بگید "دمتون گوله".
نکات : بعضی از افراد که ازاصطلاحی استفاده میکنند دوست دارند به طور جامع از اون اصطلاح صحبت کنند. منظورم اینست که اگز خیلی اصرار دارید که بدانید فعل این اصطلاح چیست باید بگم که فعل این اصطلاح "خوردن" است. یعنی اگر کسی در حق شما بسیار لطف کرد و آن شخص بسیار پراحترام بود شما میتوانید بگوید اقای/خانم ... دمتون گوله بخوره.
خوب این اصطلاح چون جدید هست و کلمات تکراری و خسته کننده ای که قبلا استفاده میکردیم میپوشاند شاید بسیار پرکاربرد باشد.
این اصطلاح هم بزودی در بخش "اصطلاحات دانشجویی" می پیوندد. لطفا شما هم اگر اصطلاحی چیزی خاصی دارید که فکر میکنید همه میتوانند استفاده کنند بگویید تا همه بهره ببرند.(اصطلاحات خود را در بخش نظرات اصطلاحات دانشجویی قرار دهید.البته طبق فرم که نظمش حفظ باشه.)
عملکرد سیستم شما ؟
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
امروز مطلبی را میخواستم بگم که وجود اینکه افرادی با آن آشنایی کامل دارند ولی بازم من میگم برا محکم کاری.
شما (یک دانشجوی رشته کامپیوتر) فرض کنید به یک مهمانی خودمانی میروید. و به فرض دختر خاله تون که تازه کامپیوتر خریده به شما میگه که فلانی اگر میشه بیا ببین این کامپیوتر من چرا اینقدر اسلو هست (Slow) . خوب شما باشیند با این سوال به این سختی چی کار میکنید ؟ این سوال میتواند از یک یا چندین عامل متفاوت و مجزا نشئت گرفته باشد. پس سوالی آسونی نیست. منم قصد ندارم به این سوال جوابی کامل بدم . ولی خوب یکی از احتمالات ممکن را میتونید بررسی کنید.
چیزی که امروز میخوام بگم درباره Performance ویندوز هست. این گزینه در جاهای مختلفی لینک شده . مثلا از توی کنترل پنل . ولی ما چون میخواهیم کمتر با موس کار کنیم و بیشتر با کیبورد کار کنیم(کیبردیسم یا کیبردگرایی) با استفاده از Run (ctrl + r) دستور "perfmon" را اجرا میکنیم. که اختصار واژه Performance Monitor هست.
شما در این قسمت میتونید عملکرد سیستموتون را بررسی کنید. به طور پیش فرض سه قسمت از این عملکرد نمایش داده میشود که شما میتونید با رایت کیلیک بر روی نمودار دینامیکتون Add Counter را فشار دهید. و دیگر هیچ ... خودتون میتونید تمومی عملکردها را باهاش ببینی.

اما حالا این سه تایی که به طور پیش فرض مشخص هستند را میگم . بقیش پا خودتون که بریند بررسی کنیند.
کانتر Page / Sec : این قسمت به تعداد صغحات بر ثانیه که رمتون میتونه ببینه یا اسکن کنه نمایش داده میشه (البته نسبت به قدرت خود رم) . حالا در صورتی که نمودار زرد بالای 70 تا بود مطمئنا باشید کندی سیستم یکی از عللهاش همین رمتون میتونه باشه.خوب راحش اینه که به نسبت نیاز و کارتون یه رم مناسب بخرید.
کانتر Avg. Disk Queue Length : این قسمت مرتبط با میانگین طوی صف هارد دیسکتون است. که اگر دیدید این بالای 70 است مطمئن باشید که این هم یکی از دلایل کندی سیستم شماست. حالا راه حل چیه ؟ در این حالت بیشترین علت مربوط به Fragment بودن هارتون است. که باید Defragment )Disk( کنید.
کانتر Process Time % : مرتبط با CPU (Central Processing Unit) است. این هم اگر بالای 70 بود مطمئنا خیلی اوضاعش بیریخت بوده. پس سریعا سیپیوتون را عوض کنید.
نکات :
» منظور از اینکه بالای 70 باشد نه اینکه الزاما بالای 70 باشد ممکن است بالای 50 هم مشکل داشته باشد. ولی خوب هر چه بالاتر باشه هادتر میشه.
» منظور از این که بالای 70 باشه نه اینکه دو سه ثانیه بره بالا 70 . نه. بلکه مدت زمان زیادی اون بالا بالاها باشه.
» شما میتونید برای شفاف سازی نمودارهاتون از گزینه HighLight استفاده کنید یا با کیلیک بر روی Item خواسته شده و Properties و رنگشا عوض کنید . یا کلفت یا هر حالتی که بیشتر شفاف بشه قرار بدیند.
خوب این هم یک راه نمایی برای آشناتون. حداقلش اینه که سربلند از جلوی آشناتون در میایند و میگیند هی من رشتم کامپیوتره دست کمم نگیریا ... ها ها ها (مث خنده سیاوش .ق)
تست هوش
شاهین ارباب شیرانی
مینویسد (ایمیل)
که برایم سعادتیست ....... ![]()
در همین راستا با خودم گفتم یک مسابقه تست هوش بزارم که هرکی دوست داره ونمیترسه
خودش را ارزیابی کند.![]()
روش:
بايد پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانيه به آن جواب درست را بدهيد در پايان تعداد پاسخهاي درستخودتان را ضرب در 10کنید و ميزان آي کيو شما را نشان ميدهد
حالا تست راآغاز می کنیم:
۱-بعضي از ماهها 30 روز دارند بعضي 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگويد هر نيم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول ميکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتي با صداي زنگ ساعت از خواب بيدار شدم چند ساعت خوابيده بودم؟
4- عدد 30 را به نيم تقسيم کنيد وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنيد چه عددي به دست مي آيد؟
5- مزرعه داري 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هايش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برايش باقي مانده است؟
6- اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اتاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخاري نفتي يک چراغ نفتي و يک شمع باشد اول کداميک را روشن ميکنيد؟
7- فردي خانه اي ساخته که هر چهار ديوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسي بزرگ به اين خانه نزديک ميشود اين خرس چه رنگي است؟
8- اگر 2 سيب از 3 سيب بردارين چند سيب داريد؟
9- حضرت موسي از هر حيوان چند تا با خود به کشتي برد؟
10- اگر اتوبوسي را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور 5 مسافر را پياده کنيد و 7 مسافر جديد را سوار کنيد و در دامغان 8 مسافر پياده و 4 نفر را سوار کنيد و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسيد حالا نام راننده اتوبوس چيست؟
خوب سوال های ما تمام شد.حالا ببینم چه کار می کنید
حتما میگویید چه طوری ؟ با نظر هایی که می گذارید با تشکر
برای دیدن جواب ها به ادامه مطلب مراجعه کنید .
shahin
لوگوی وبلاگ
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
آدم وقتی که بیکار شد ، این موقع شب هم پست میذاره . از دیروز من با کمال افتخار کارای گرافیکی وبلاگ مثل همین لوگوی جدید که در بالا میبینید رو بر عهده گرفتم . میخوام در این زمینه یه سری اطلاعات به شما بدم .
از امروز ، هر هفته لوگوی وبلاگ برای تنوع عوض میشه که در ضمن واسه ۱ ماه آینده لوگو درست کردم .
دیروز توی دانشگاه وقتی دوربینمو واسه عکسبرداری از مراسم اهدای KCESA1 برده بودم دانشگاه ، ایده درست کردن یه لوگو که عکس همه بچه های وبلاگ توش باشه رو با رضا مطرح کردمو چندتایی هم عکس از بچه ها گرفتم . وقتی عکسها کامل شد ، یه لوگوی باحال براتون میذارم که به قول محمدعلی حالشو ببرید . پس هرچه زودتر و در اولین فرصت یا من به شما مراجعه میکنم و یا شما به من مراجعه کنید تا ازتون عکس بگیرم . فعلا از شاهین ، رضا ، مجید و محمد علی عکس گرفتم و بقیه هم به زودی ازشون میگیرم .
امروز وقتی به عکسا یه نگاهی کردم ..... نمیدونید چه حالی شدم . یه حسی اومد سراغم و با خودم گفتم فعلا با همینا یه چیزی درست میکنم و نتیجه شد :

خلاصه این که زودتر همکاری کنید تا این لوگوی جدید درست بشه و از این به بعد نظراتتون رو در مورد لوگو میتونید در قسمت نظرات آخرین پستم بگید تا اعمالشون کنم .....
منتظر موج جدید تغییرات باشید .......
گوگل ریدر | قسمت سوم (پایان)
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
در این قسمت قصد داریم که مبحص مربوط به GR را به پایان ببریم. در بخش یک و دو به معرفی تقریبا کامل گوگل ریدر پرداختیم. که شما میتوانید با رجوع به آرشیو از قسمتهای قبل هم بهره مند شوید.
قسمتی که در این زمینه بی بحص باقی ماند در زمینه "چپاندنیهای شما" بود که سعی میشود در این قسمت به طور کامل (به دلیل اهمیتش) بحص بشه.
شما در این گزینه (Your Stuff) دو قسمت داریند که به Share (شیر - تقسیم کردن یا سهیم کردن) و Note تقسیم میشوند. این دو در حین اینکه از لحاظ عملی کار بسیار راحتی انجام میدهند ولی بسیار مفید میتواند باشند.
Share : این قسمت شما میتونید هر فیدی (اگر مفهموم فید را نمیدانید به قسمتهای قبل رجوع کنید) را در اختیار افرادی که شامل دوستانتان (در GR) - مشترکان فید شیر شده های شما و کسانی که از صفحه یکتایی مخصوص فیدهای شیر شده شماست دیدن میکنند. کلا شیر به چه درد میخورد و چه جوری میشه شیر کرد ؟ سوال بسیار جامعی است. شیر کردن یک عادت نیست بلکه سهیم کردن افرادی که میشناسیم در اطلاعاتیست که دوست داریم آنها هم به نوعی از آن باخبر شوند.شیریجات شما از احوال شما هم گزارش میدهد . نشان میدهد شما بیشتر به چه چیزهایی علاقه دارید. شیر کردن امری بسیار مهم در زندگی روزانه بشر است. حالا میخواد فید باشه میخواد هر چیز دیگه باشه مث آموزش درس . اما قسمت دوم سوال شما در قسمت انتهایی هر فید این گزینه و علامت RSS که به حالت Gray (غیر فعال) هست شما با کیلیک در این قسمت آن فید را شیر کرده اید. :دی
Note : انقلاب گوگل (ریدر)در می شش (May,6)است (این نظر شخصی منه). در این قسمت شما قادر هستید سه تا کار انجام دهیند.
3. یک سخنی و کلامی را نوشته و شیر کنید. در واقع به شما یک امکانی میدهد که به آن در اصطلاح میکرو بلاگینگ (Micro Bloging) میگویند را به اجرا در آورید. که این در جای خودش خیلی هم کاربرد داره. (البته درصد زیادی از بچه هایی که از وبلاگ بازدید میکنند نمیدونم چرا از این جور کارا استقبال نمیکنند)
2. شما میتونید برای یک فید که میخوایید شیر کنید با استفاده از قسمت انتهای فید Share with Note آنرا علاوه بر اینکه شیر میکنید یک کار جالبی دیگه هم میتونید انجام بدید که میتونید شما نظر شخصی خودتون را روی اون فید بگذارید و افرادی که فیدهای شیر شده شما را میخونند مسلما علت شیر شدنش را هم میخواهند بدانند. و چه بهتر اینکه به جای اینکه ما هدفمان از شیر کردن عادت بشه هدفمان والاتر باشد و فقط جنبه عادت نداشته باشد.
1. شما میتونید انقلاب گوگل را در این پارگراف بخونید:
خیلی از افرادی که خوره شیریجات میشند (شیرخورها) دستشان را به چندین دلیل محدود میدیدند. چرا که شما قبلا (قبل از انقلاب) باید ادرسی که شیر میکردی حاوی RSS ی باشد که بعد از اد کردن بتوانیم فیدهای اونا شیر کنیم. حالا مثلا اومدیم و دیدم که یه صفحه هیچ گونه خروجی نداشت (تعداد کمی از سایتها به دلیل اینکه بتوانند ظاهر سایت را به مشتریان نشان دهند و از اسپانسرها و تبلیغچی ها بتونند پولی در آرند هیچ خروجی نمیدند) خوب حالا شما به هیچ وجهی نمیتونستی این صغحه یا قسمتی از صفحه را شیر کنی و اینجا شیر کردن شما فلج میشد. که این برای یه شیرخور اصلا خوشایند نبود. تا اینکه گوگل در انقلاب مذکور آمد و گزینه ای به نام Note in Reader را برای این امر که شما بتوانید هر صفحه ای را در هر جا و هر مکان (فقط با اکانت گوگل کانکت باشیند) شیر کنید . خوب شما میتوانید با وارد شدن به بخش Note , GR خودتون به شما امکانی میدهد که این قسمت را به بوکمارک بروازر خود درگ کنید. و از این به بعد کافیست شما اشاره کنید به این لینک تا توانایی لازم جهت شیر کردن را برای شما فراهم آورد
خوب این هم از GR امیدوارم تونسته باشیم هدفم را که همانا استفاده صحیح از خروجی های سایتهای و وبلاگها - شیر کردن و خود گوگل ریدر را ارایه کرده باشیم. البته گوگل ریدر چندین ایراد (کمبود) بهش وارد هست که کمبودش با این که زیاد محسوس نیست ولی به نظر من ضروری است.
نظرات - سوالات خود را حتما بپرسید ... حتما جواب میگیرید شما هم امتحان کنید گوگل ریدر را ...
پی نوشت : آدرس فیدهای شیر شده ی من : لینک
آدرس شما چیه ؟ :دی
مراسم اهدای KCESA1 (جایزه مسابقه شماره 1)
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
امروز صبح جایزه مسابقه شماره یک وبلاگ در مراسمی با شکوه با حضور مدیر یا همون راه انداز وبلاگ و برنده و من و ... به آقای مسعود میرزایی ، برنده مسابقه شماره یک اهدا شد .
مراسم اهدای جایزه ( به روایت تصویر ) ![]()

۱- با مسعود تماس گرفتیم و چند دقیقه بعد تو آلاچیق با هاش ملاقات داشتم .
۲- بعدش مدیریت وبلاگ (رضا) هم اومد و یه عکس دیگه گرفتیم ( البته میخواستیم از چند نفر دیگه هم دعوت کنیم که غیر از مدیریت تریا کس دیگه ای رو پیدا نکردیم و ... بی خیال ) .
۳- جایزه ( یک DVD شامل ۵ فیلم با کیفیت بالا و پسوند DivX ) به مسعود اهدا شد .
۴- مسعود خیلی خوشحال شد و یه عکس هم بعد از اهدای جایزه گرفتیم که البته رضا هم توی این عکس بود که به دلیل پلک زدن عکسش زیاد جالب نشده بود و به سانسوری ها پیوست .
۵- من هم ........ دیگه معلومه . با کمال بی پولی ( به دلیل سنگینی خرج و مخارج مسابقه ) و روحیه بد رفتم به استقبال امتحان ریاضی ۲ و .......... . بگذریم .
نکته : قبلا گفته بودیم که جایزه ها همه CD هستند . ولی بعد برای استقبال بیشتر تصمیم گرفتیم که DVD بدیم . البته نا گفته نمونه که ممکنه بعدا به غیر از جایزه هایی که گفته شد از این چیزایی که توی این عکس پایین هست هم بدیم ......

با تشکر ویژه از آرمان که هم عکسبرداری کرد و هم مخارج پذیرایی رو بر عهده داشت .
راستی در قسمت اصطلاحات هم به زودی در مورد KCESA توضیح میدم .
جواب مسابقه شماره 1
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
برنده خوش شانس این هفته کسی نیست جز مسعود.م . ![]()
و جواب هم چیزی نیست جز پشت مورچه ....... ![]()

منتظر مسابقه بعدی باشید .... این مسابقه که زود جوابش پیدا شد . به هر حال شانسه دیگه .....
در ضمن عکس کامل و داستانشو میتونید در ادامه مطلب ببینید.
فردا هم جایزه رو در مراسمی با شکوه تقدیم مسعود میکنیم ..........
در راستای ... (به نقل از رضا)
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
با سلام
در راستای جذاب شدن وبلاگ فعالیتهایی کم و بیش صورت گرفته و همچنین صورت خواهد گرفت . البته با کمک شما ...
بهنام مسابقه ای را در وبلاگ راه اندازی کرد که فعلا اولین مسابقه اش را در این لینک میتونید مشاهده
کنید. (در منوی بالا سمت چپ) و شاید برنده خوش فکر این هفته شما بودین.
خودم هم
سعی دارم با تغییراتی که اعمال میکنم (اععم از تعویض قالب و پستهام و ...) نقش
مهمی در این راستای جذابیت انجام دهم. که در زیر چند تاییش اشاره میشه ...
- من در پست بعدیم قصد دارم قسمت آخر گوگل ریدر را بگذارم و به امید اینکه تک تک کسانی که وبلاگ را میخونند از این پدیده مهم استفاده کنند.
- اما بخش "اصطلاحات دانشجویی" در صفحه مجزا شروع به کار کرد . شما میتوانید اصطلاح خودتون را در فرم مربوطه که در صفحه تعبیه شده قرار بدید و به لیست اصطلاحات بپیوندد. (لینک مربوطه)
- بخش مسابقات هم بعد از تکمیل مسابقه اول شروع به کار خواهد کرد.
شعر« Ophélie » ، اثر آرتور رمبو شاعر فرانسوی Arthur Rimbaud
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
متن زیر ترجمه ای است از شعر« Ophélie » ، اثر آرتور رمبو شاعر فرانسوی ( (۱۸۵۴-۱۸۹۱ که از زبان فرانسه برگردانده شده است.
اُفلیا
I
روی امواج آرام و سیاه
آنجا که ستارگان به خواب می روند،
افلیای پاک مثل یک گل سوسنِ درشت،
با حالتی مواج شناور است
می رود سلانه سلانه،
خوابیده بر روانداز بلندش...
به گوش می رسد از بیشه های دور دست
صدای فریاد شکارچیان.
بیش از هزار سال است که افلیای غمگین اینجاست
می گذرد چون شبحی سپید ،
بر روی رودخانهء بلند سیاه،
بیش از هزار سال است که جنون آرام او،
آواز عاشقانه اش را
زمزمه می کند با نسیم شبانگاه.
باد بر سینه اش بوسه می زند و
برگ گل را باز می کند.
به نرمی تکان می خورد روی آبها،
روانداز بلندش.
بیدهای لرزان اشک می ریزند،
روی شانه اش.
ساقه های نی سر خم می کنند،
بر چهرهء بلند پریشانش.
نیلوفران رنجور آه می کشند،
گرداگردش.
بیدار می کند او گاه گاه
بر درختی خفته آشیانه ای را
که در آن لرزش خفیف بالهایی
به گوش میرسد.
-آوازی مرموز از ستارگان طلایی فرو می آید:
II
آه افلیای پریده رنگ! زیبای برف فام !
بله،
به کودکی، جان سپردی تو
درخروش یک رود خشمگین !
این است که بادهای وزان از کوههای نروژ
با توآرام از آزادی گفتند
و چنین است که رایحه ای
در حال بافتن گیسوان بلندت
روح شوریده ات را از آوازهای سحرانگیز برانگیخت.
قلبت ترانهء طبیعت را گوش کرد
در ناله های درخت و افسوس های شب.
این است که آوای دریاهای دیوانه
سینهء خردت را
که بسی نیک بود و دلپذیر
در هم شکست
با خس خسی شدید
این است که یک صبح بهاری،
مردی چابک سوار و پریده رنگ،
دیوانه ای مفلوک،
خاموش برروی زانوانت نشست!
پروردگار! عشق! آزادی!
چه رویایی! آه دیوانهء مفلوک!
تو در برابرش آب شدی، چون دانه برفی برابر آتش:
رویاهای بزرگت، آهنگ صدایت را خفه کردند،
و وحشتی بی انتها، چشم آبی ات را مات و خیره کرد!
III
.... و شاعردر پرتو ستارگان گفت
تو می آیی که جستجو کنی شب را،
گلهایی که چیده ای را،
و او دیده است
روی آبها
خفته ای بر روانداز بلندش را،
افلیای پاک را
شناور
مثل یک گل سوسن درشت....
پی نوشت:فعلا تا نوشتن ادامه خاطرات... این شعر را که تازه خوندم بپذیرید.
در راستای ....
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
اینو بعدا میگم فعلا میخوام بگم که اولین راهنمایی بخش مسابقه این هفته اعلام شده .![]()
روی همون پست خودش . در ضمن رضا هم اعلام کرده که در اهدای جوایز میخواد کمک کنه که جا داره همینجا ازش قدر دانی کنم .
منتظر بخشهای جدید و جنجالی باشید ..... ![]()
چه جوری تو خارج از کشور بفهمیم یه نفر ایرانیه
مجید
مینویسد (ایمیل)
1-فرض کنید دارید با خیال راحت و از سر خوشی توی خیابون های برلین قدم میزنید. سر راهتون به یه تقاطع میرسید و صبر میکنید تا چراغ برای شما سبز بشه.موقعی که چراغ سبز میشه و دارید از تقاطع رد میشید یه ماشین با سرعت میاد و در حالیکه چراغ برای اون قرمزه و نزدیکه که با شما تصادف کنه تقاطع رو رد میکنه....اینجاست که میتونید با خیال راحت به راننده خلافکار با زبان شیرین فارسی فحش بدید!چون مطمئن باشید اون یه ایرنیه و زبون شما رو میفهمه!
2-رفتید یکی از شهر های ترکیه(منظور همون آنتالیاست!ولی خوب نمیشه اسمش رو گفت!) میرید تا در کنار سواحل دریا یه قدمی بزنید! یهو میبینید یه خانمی با مانتو شالاپ(منظور از شالاپ صدای برخورد توده عظیم چربی با آب در یا ست!) می پره تو دریا! بعد که نگاه می کنید میبینید یه آقاهه هم اونجا کنار دریا وایساده هی داره ملت رو دید میزنه و اینا! یه دفعه چشمش میفته به شما ... در این لحظه که شما دارید به اون خانومه نگاه میکنید اگر اون آقاهه بیاد جولو و به شما به زبان ایرونی بگه ""هی مرتیکه مگه خودت ناموس نداری؟چرا به زن من نگاه می کنی؟!؟!"" اصلاً تعجب نکنید!*
3- دارید یه مسافرت رویایی رو در یکی از شهر های هلند می گذرونید(فرض می کنیم آمستردام).واسه شام میرید به بهترین رستوران آمستردام! شامتون رو با لذت تمام می خورید(یا همون میل میکنید!)نگاهتون میفته به میز بغلیتون میبینید یه خانم و آقای کلی شیک و با کلاس تازه اومدن و می خوان غذا سفارش بدن.وقتی غذاشون رو سفارش دادن میبینید که آقاهه لب به غذا نمی زنه!یه کم میگذره و میبینید آقاهه به گارسون میگه بیاد.وقتی اون آقاهه داره با پیشخدمت رستوران صحبت میکنه اگه گوشتون رو تیز کنید این جملات رو میشنوید:ببخشید میشه دو تا تیکه نون هم بیارین غذامونو باش بخوریم؟
4-دارید در شهر دبی واسه خودتون قدم می زنید و از زیباییهای خداوندی لذت می برید. میرسید به یه پاساژ.میرید داخل.دارید (فرض می کنیم شما با این خصلت ایرونی ها که هر جایی میرن اول یه سری به مراکز خریدش میزنن آشنا هستید!) با خودتون صحبت می کنید:" عجب جای شیکی .بابا ایول این عرب ها هم چه خرجی می کنن. مرحبا.لامسبا روی نفت می خوابن دیگه ببین چه پاساژی درست کردن عینهو قصر.اااا وایسا بینم یه جای کار می لنگه!پس این پاساژ به این شیکی و تمیزی و این همه مغازه چرا مشتری ایرانی نداره؟!" در حالی که از تعجب دهنتون گرد شده از در پشتی پاساژ خارج میشید . میرید توی خیابونی که پر از دس فروشه و بساطشون رو کنار خیابون پهن کردن.اوه عجب جمعیتی دورشو گرفته.با خودتون فکر میکنید : مگه چی میفروشه که اینقدر اطرافش شلوغه؟!؟! کنجکاو میشید و میرید جولوتر و یه دفعه یه صدای زنونه میشنوید که میگه: اصغر ازش بپرس این جوراب شلواری ها رو چند میده!!!!!!!!
free smileys
نامه پيرزنی به خدا
حمید
مینویسد (ایمیل)
در اداره ی پست مثل تمامی روزها نامه ها دسته بندی می شدند تا هر کدام به مقصد خود برسند .یکی از این کارمندها که مشغول کار خود بود ونامه ها را اماده می کرد و در جای خود می گذاشت ناگهان به نامه برخورد که روی ان نوشته شده بود نامه ای به خدا. آن را باز کرد در نامه چنین نوشته شده:
خدای عزیزم من پیر زنی هستم 84 ساله و با حقوق ناچیز باز نشستگی که فقط 100 دلار است زندگی خود را سپری می کنم. امروز جوانی پول من را که درکیفی بود از من دزدید من هم دراین شب عید دوستانم را به مهمانی دعوت کرده ام و پولی ندارم تا از انها پذیرایی کنم کسی را هم ندارم تا از او پولی قرض بگیرم حال ای خدا من نمیدانم چه کنم مرا کمک کن.
کارمند اداره ی پست که این نامه را خوانده بود همکاران خود را صدا زد و ماجرا را برای انها تعریف کرد. کارکنان هم بعد از شنیدن این داستان جیبهای خود گشتند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتد در اخر96 دلار روی هم جمع شد ان را در پاکتی گذاشتند و به پیره زن فرستادند . بعد از چند روز دوباره نامه ای به اداره پست امد که روی ان نوشته شده بود: نامه ای به خدا کارمندان دور هم جمع شدند تا ان را بخوانند نامه را باز کردند .پیر زن چنین نوشته بود :
خداوندا از تو متشکرم مهمانهای من امدند و من برای آنها شامی عالی پختم البته از ان پول 4 دلارش کم بود که من اطمینان دارم ان را کارمندان اداره ی پست برداشته اند.
انتقاد !
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
اول از شاهين شروع ميکنم . فقط 1 مطلب نوشت و رفت و ديگه هم پشت سرشو نگاه نکرد ....
رضا کارش خوبه بهش تبريک ميگم . خداييش که وقت ميذاره .....
آقاي آزادي هم فعال هستند و .. به به ... بار علمي سنگيني رو هم بدوش ميکشن . از ايشون هم تشکر ميکنم .
عليرضا توسلی هم تقریبا کارش خوبه و به ترفند هم علاقه زیادی داره .
محمد ایزدی .... آه ... چه بگویم .... خدانگهدار .... آخه چرا ؟؟؟؟؟ ![]()
آقای سلطانی هم خوبن . فقط باید مشکلات وبلاگ رو از یه راه دیگه غیر از پست گذاستن به رضا بگن ...
محمد علی .... خوبی ... مطلب بیشتر بذار ... بابا متال
... تنها کسیه که به حل پروژه و مسئله علاقه داره .
مجید هم باید بیشتر تفریح بذاره . با تفریح قبلیش حال کردم . حدود 5 دقیقه خندیدم
. خیلی بی ربط بود .....
حمید . حمید هم مثل بقیه . ... خوبه ولی تنوعش کمه . ولی در کل خوب بوده .....
و اما دخترها .....
نمیدونم این دیگه چه رسمیه . مگه اینجا سبزه میدونه ؟؟؟ مثلا اومدید دانشگاه !!!
خوب قشنگ اسمتون رو بگید . مگه قراره به کسی فحشی چیزی بگید که یوزر این جوری درست کردید .
اصلا حال نکردم . یه ذره اجتماعی تر باشید . اینه اون حقوقی که دنبالشید ؟ این وبلاگ مال شماها هم هستا !
( البته خبراتون خیلی خوب بود و به موقع )
امیدوارم همه منو ببخشن اگه حرفی که زده شد باب میلشون نبود
... انتقاد همینه دیگه
!
راستی همه شما میتونید انتقاد خودتون رو در مورد من
در قسمت نظرات همین پست بنویسید ....
هر هفته . یک مسابقه . یک جایزه
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
وقتی یه نگاه به وبلاگ کردم ، دیدم اگه بخوام همینجوری بی دلیل و ... عکس بذارم ، شاید یه کم خسته کننده بشه . البته شماها که هیچکدوم علاقه ای به نظر دادن ندارید . ولی خودم فکر کردم شاید بهتر باشه از این عکسها یه استفاده دیگه هم بشه . به همین دلیل این مسابقه رو راه انداختم . البته این مسابقه به شکل های گوناگون ادامه پیدا میکنه و مسابقه عکسها فقط یه مدلشه .
تازه فکرای دیگه ای هم واسه وبلاگ دارم که بعدا کم کم رو میکنم ....
( در پست بعدی من منتظر مطالب جنجالی باشید ) ![]()
خوب میریم به سراغ مسابقه این هفته ( این مسابقه هر هفته جمعه ها ساعت 11:00 شب روی وبلاگ میاد )
سوال این هفته : عکس زیر مربوط به چیه ؟ ![]()

توضیحات :
1 - با گذشت هر روز و پیدا نشدن جواب ، یک راهنمایی روی همین پست قرار میگیره .
2 - جواب خود را در قسمت نظرات بنویسید .
3 - همیشه جایزه به اولین نفری که جواب صحیح رو پیدا کنه اهدا میشه .
4 - در قسمت نام ، یا نام کامل خودتون رو بنویسید و یا اگر مایل نیستید ، میتونید از 3 رقم آخر شماره دانشجویی خودتون استفاده کنید .
5 - به زودی این قسمت رو از پست های وبلاگ جدا میکنیم .
جوایز :
1 - سی دی های کارتون ها و فیلم های خارجی زبان اصلی به همراه زیر نویس فارسی و انگلیسی ، برای تقویت زبان که امروزه به درد همه میخوره . ( با کیفیت عالی و پسوند DivX )
2 - سی دی های بازی های کم حجم و سرگرم کننده که بتونه اوقات فراغت شما رو پر کنه .
3 - سی دی های جدید ترین آهنگ ها با فرمت MP3 .
4 - سی دی های جدید ترین برنامه های کاربردی روز دنیا .
( همه جوایز به انتخاب برنده و از بین لیستی که در چند روز آینده روی بلاگ قرار میگیره هستند )
این روز ها همه از این وبلاگ دیدن میکنند ، شما چطور ؟
به دوستان خود بگویید !!
با آرزوی موفقیت برای همه شما ....
راهنمایی :
۱- این چیزی که میبینید اونقدر کوچیکه که تا حالا این پرز های روش رو با چشم خودتون ندیدید .
خاطرات يک ذهن پست مدرن(1)
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
خاطرات يک ذهن پست مدرن(1)
22 آبان هزار وسيصد و اندی
ظهر يک روز پاييزي از خانه خارج شدم و توی راه پله ايستادم. يکی می کوبيد به در آسانسور در را باز کردم يه بچه گريان از آسانسور بيرون زد.رفتم تو و درو بستم و دکمه همکف رو زدم تا به همکف با خودم سوت می زدم.در باز شد رفتم بيرون که صدايي از بالا داد زد "سپيده ه ه ه ...".رفتم تو حياط.يکی داشت صندوق عقب ماشيش رو باز مي کرد بعدش يه عالمه موجود پشمالوی سفيد رو ريخت تو حياط .از روی يکی پريدم دومی پام رو گاز گرفت.باغچه پر کاکتوس شده"زبانهای تيغ دار".وسط حياط يکی با لحاف و دشک ولو شده اما بجای خوروپوف سوت بلبلی می زنه.
رفتم طرف در که یه صدايی گفت:"بومب" نگاه کردم از اتق نگهبانی دود بلند ميشه يکی داد زد :"ای تلويزيون لعنتی!!! بریم خونه احمد آقا زنش رفته شهرستان".يهويی دوازده تا آدم رنگوارنگ ريختن توی حياط بدو طرف ساختمون.
از در زدم بيرون و درو بستم دو قدم نرفته يکی پرید جلوم گفت:"ريموت همراتونه؟".گفتم:"نه".طرف تو پيرهنش يه چيزايی وول می زد.يهويی طرف از زمين کنده شد و رفت هوا.به زور و دستوپازنون آمد پايين.گفت:"ای بابا!؟ اينا چرا آروم نمی گيرن؟".بعد شيش تا کبوتر از يقه اش در آورد و پر داد.پنج تا بودن يکي موبايلش بود. افتاد زمين وخرد خاکشير شد.
پيچيدم تو خيابون.از بس خاکی وپر چاله بود و وسطش هم گلکاری کرده بودن آدم ياد کوه وکمر می افتاد.یه ماشين جلوی گلها وايساده بود و هی بوق می زد.صدای بوقش مثل خروس بی محل بود:"غوغولی غوغو".
ميدون رو دور زدم واز سر پايينی رفتم طرف بلوار.يه کالسکه بچه از من جلو زد.مادرش همين طور که دنبالش ميدويد داد می زد:"ای ذليل شده کجا در ميری جز جيگر بزنی بيا شيرتو بخور!!!".بچه فقط اخم کرده بود و به کبوترا تو آسمون نگاه ميکرد.
وقتی رسيدم دم چهارراه ديدم يه پليس راهنمايی و رانندگی که معلوم نبود راه گم کرده بود که گذارش به محله ما افتاده بود جلوی کالسکه رو گرفته و جريمش ميکنه و ميچسبونه روی سايه بونش.مادره هم بغ کرده کنار چراغ سه رنگ هميشه قرمزو داره شيشه شير بچه رو مک ميزنه.
آنطرف چهارراه يکی داشت با تلفن کارتی حرف می زد.رفتم آنطرف خيابان شنيدم طرف گفت:"...بيا طرف ميدونگاهی توی جهارراه پولا رو بزار توی سطل آشغالی پای پليسها ...".رفتم توی مغازه لوازم التحريری. يکی گير داده بود 150گرم موز می خواست ول کن هم نبود آمدم بيرون . رفتم مغازه ميوه فروشی.دوباره همه چيز گرون شده . يه نفر زیر لبی گفت:"لعنت به اين مافيای بی پير!!!".می خواستم کلم بخرم اما مغازه فقط موز داشت همه جا پر موز بود.من آمدم بيرون پام رفت روی يه موز که داشت فلنگو ميبست درره که خوردم زمين.داد زدم:"لعنت به ... ... ...".رفتم طرف تلفن.یارو کارتشو جا گذاشته بود يه پلیس هم توی سطل آشغالی قايم شده بود.يه تاکسی زد رو ترمز و يه کلم از اون پياده شد 400تومن به رانندهه داد بعد غر زد که:"انگار از پيچ شمرون تا اينجا اوردم تا ارث باباش روهم ميخواد!!!".کلم برداشتم و برگشتم خونه.
پايان
گوگل ریدر | قسمت دوم
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
با سلام و درود
امیدوارم مطلبی که درباره مزیت و هدف استفاده از GR (Google Reader) نوشته بودم خونده باشیند. اگر دلتون میخواد که این مطلبا تا انتها بخونید پیشنهاد میکنم اول به این لینک بریند و سپس این مطلب را ادامه دهید.
خوب , تا الان ما فهمیدیم که گوگل ریدر چی کارس . شما هم که میدونی ؟ میرسیم سراغ مباحث مهم ترش و چونکه بسیار مطالب راحت هستند ترجیح میدم که یه اشاره خیلی کوچیک داشته باشم (دوست ندارم تزریقی باشه) . با من تا پایان این متن همراه باشید ....
GR یک منوی اصلی دارد که تک تک در زیر به مختصر توضیح
میدم.
- Home :
خانه اصلی گوگل ریدرتون هست. توضیح واضحات که نیازی نیست ....
- All Item (#) : تمومی مطالبی که در
گوگل ریدر از طریق RSS یا هر خروجی دیگه ای در داخل ریدرتون میاد میگند "فید". پس
شما در این قسمت میتونید تمومی فیدهاتون را یک جا ببینید. (ترتیبش دست خودتون هست
که چه جوری بخونید.)
- Starred
Items : این قسمت به نظر من پر کابرد است برای کسانی که بیش ار 10
سایت را مشترک شدند (Make Subscription) . ولی فک کنم فقط در یه صورت خیلی پر
کاربرده . اونم وقتیه که شما وقتتون کمه و مطلب طولانی و شاید هم فیدها خیلی زیادند
(شاید جنبه آرشیوی داشته باشه) و یا هر دلیل دیگه که فعلا قادر به خوندن (خوردن -
چون در مقابل فید میاد میشه از خوردن هم استفاده کرد) فیدتون نیستیند . شما با Star
کردن فید مورد نظر باعث میشه که این فید بره تو بخشی که الان داریم دربارش بحص
میکنیم.
- Trends : این بخش
را من خیلی دوست دارم . شاید شما هم دوست داشته باشید چون یه آمار خیلی قوی و جالب
از کارهای شما در ریدرتون هست و این خودش خیلی هال میده. این بخش که در لغت
"گرایشات" به پنج بخش تقسیم میشه که دیکه خودتون برین اوساش شین.
- Your Stuff (ترجمه کردند چپاندنیهای شما - عجب !!!) : اصلا
ترجمه اش مهم نیست . مهم کار بسیار مهمی است که انجام میده. این قسمت به دلیل
طولانی بودن در قسمت بعدی این سری مقالات مینوسم. (اینم بگم این انقلاب گوگل در سال
08 بود که در می شش اتفاق افتاد)
- Friends'
share Item : این بخش هم بسیار بخش مهمی است. و من اینا به تجربه
شخصی میگم که هرچه این قسمت پربارتر, شما معتادتر خواهید شد. اما شاید این تجربه من
به خاطر این باشه که استعداد اعتیاد من در زمینه اینترنت زیاد هست (از همون اول که
آرپانت بود من معتاد بودم). حالا این مباحث به کنار بریم سراغ اصل کار .
شما
مسلما دوستانی دارید که از GR استفاده میکنند این دوست, به سه روش کشف شده تا کنون
میتواند به لیست دوستان شما راه پیدا کند که در زیر میگم
:
- با GT
(Google Talk) : شما میتونید با یه(Virtual Private Network) VPN
یا یه IP Anonymouser (Internet Protocol) آخرین نسخه GT را دانلود کنید. چونکه ما
(ایران) از این لحاظ تحریم هستیم _ وای بر ما واقعا. گیجتون کردم ؟ خوب اینارو من
باید بگم که بدونیم چه قدر بدبختیم که باید با یه جور غیر از حالت عادی از یه نرم
افزار مفتی استفاده کنیم. اصلا بحث اینه که
شما بیاییند و آدرس جیمیل دوستتون را Add کنید. از این به بعد اگه دوستتون فعالیت
جمعی داشت شما هم میتونید دوستتون را در لیست ببینید.
- با GM (Google Mail) : در
قسمت Standard Mode جیمیلتون (نه اون حالتی که HTML هست) رفته و در
قسمت Contact قسمت Add Contact را کیلیک کنید. و ادامه ماجرا
...
- با خود GR
: در قسمت Manage Friends وارده شده و گزینه ی Find Out را بزنید و
ادامه کار.
تا الان فهمیدم چگونه دوستمون میتونه تو این لیست بیاد. خوب
خیلی خوبه .
مباحثی که تاحالا گفته شدند
:
- GR چیه و چه کاری میکنه ؟ هدف از
استفاده از آن چیه ؟
- صفحه Home ریدرتون چیه ؟
- تنظیم All Item به چع
المانهایی بستگی داره ؟ (چه نوع ترتیبهایی برای All Item هست ؟)
- گرایشات را
بدونید چیه ؟ (البته گرایشات ریدریتون . اونم از نوع گوگل ها !!!)
- فرندز شیر
آیتم چیه ؟ کارش چیه ؟ چی طوری کار میکنه ؟ چی جوری دوستامونا اضافه کنیم
؟
دو خواهش کوچیک :
® هر سوالی پیرامون این مطلب هست حتما در
نظرات ارائه کنید. (اگه از اسمتون خلاجت میکشید ننویسید .)
® حتما به صورت عملی
خودتون تو محیط ریدر ور برید.
کيبورد، پنج برابر کثيفتر از سنگ دستشويي
حمید
مینویسد (ایمیل)
کيبورد، پنج برابر کثيفتر از سنگ دستشويي
بنا بر يک تحقيق علمي، ميزان باکتريها و ميکروبهاي موجود روي دکمههاي کامپيوتر، بيشتر از مقدار متوسط اين موجودات بر سنگ سرويسهاي بهداشتي است.
به گزارش خبرنگار «تابناك» از پاريس، در پي تقاضاي مجله «ويچ کامپيوتر»، يک بيولوژيست به وسيله ميکروسکوپهاي الکترونيکي، کيبوردهاي يک شرکت عمده را مورد آزمايش قرار داده و نتايج شگفتآور آن را در اختيار اين مجله قرار داده است.
در اين بررسي، پنج کيبورد مورد آزمايش شده از ميان کيبوردهاي يک شرکت صاحب نام انگليسي، 150 برابر ميزان قابل قبول موجودات مضر براي سلامتي انسان در محيط کار را نشان داده و حاكي از آن است كه وجود موجودات ميکروسوپي مضر بر بقيه کيبوردها، پنج برابر سنگ توالتهاست.
بر پايه تحقيقات انجام شده، اصليترين علت وجود ميکروبها و باکتريها، تميز نكردن کيبوردها از يك سو و تماس هميشگي دکمهها با انگشتان آلوده کاربران، از سوي ديگر است.
در اين زمينه، بيولوژيستها و مسئولان بهداشتي، دو عامل اصلي را در انتقال و رشد ميکروبها و باکتريها روي کيبوردها ذکر ميکنند:
يکي از عوامل اصلي، انتقال ميکروبها و باکتريهاي انگشتان آلوده کاربران است. در حالت عادي، افراد در مدت يک ساعت، بارها دست خود را به دهان و بيني ميبرند و ميکروبهاي موجود در اين نواحي را با زدن کيبورد به دکمههاي آن منتقل ميکنند. از سوي ديگر، افراد پس از بيرون آمدن از توالت با دستهاي آلوده، ميکروبهاي موجود بر دستها را به کيبورد منتقل ميکنند؛ اين موضوع بيشتر درباره افرادي صادق است که پس از بيرون آمدن از توالت، دستهاي خود را نميشويند.
دومين عامل رشد ميکروبها روي کيبوردها، تغذيه به هنگام کار كردن است، چرا که ريزههاي غذايي که روي دکمهها و شيارهاي کيبورد و اطراف آن به جاي ميماند، لانه مساعدي براي توليد و تکثير آنهاست.
يکي از بيولوژيستهاي فرانسوي در اين باره ميگويد: تغذيه به هنگام کار با کيبورد و با دستهاي نشسته، مثل اين است که فرد در توالت غذاي خود را صرف کند و حتي بدتر.
در يک نظرسنجي در همين زمينه، بيش از 10 درصد کاربران کامپيوتر، هرگز کيبورد خود را تميز نميکنند و 20 درصد هم هرگز به فکر نظافت موس کامپيوتر خود نيستند.
توصيه مسئولان بهداشتي به عنوان پيشگيري از ابتلا به ميکروبهاي کيبوردي، شستن دستها با صابون پس از کار کردن با اين وسيله و پيش از غذا و پرهيز از خوردن در هنگام كار و نظافت کيبوردها در فواصل کوتاه با اسپريهاي مخصوص است.
![]()
اسم خودتونا به ژاپنی ببینید
مجید
مینویسد (ایمیل)
مي خوايد اسم خودتونا به ژاپني ببينید فقط مواظب باشید چشمادون مثل اونا نشه. 
نمونه: اسم خودم マヒッド
براي ديدن اسمدون رو گزينه ژاپني كليك كنيد.
عکس شماره 2 و 3
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
من در راستای تغییرات وبلاگ بازم براتون عکس میذارم .
اینا رو یادم نیست کی گرفتم ولی ۱ سالی میشه .
مکانشم سد چغاخوره .
عکس دو : http://i28.tinypic.com/1zfiwp2.jpg
مسائل حاشیه ای
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
چند تن از برو بچه های باهال و اهل تنوع (مرتبط به پستی که بهنام ستار در مورد خسته شدیم ... گذاشته بود) گفته بودند که دیگه از بس این قالب را دیدیم دیگه خسته شدیم . منم تصمیم گرفتم که قالبا عوض کنم . این نکته مهم را بگم که تغییر قالب در هیچ سیستمی که اصطلاحن CMS - Content Management System میگویند نباید در محتویات - اعمم از نویسندگان پستها و تاریخ پستها و ... - تغییری ایجاد کنه. این را میگم که اگر کسی از بچه ها از این کلاس HTML که آقای محمد مهدی یوسفی برگزار کرده استفاده میکنند یک فالبی طراحی کرده و بر حسب زیبایی و نظر بازدیدکنندگان از قالب استفاده کنیم.
این قالب مثل قالب قبلی به مرور زمان (در چند روز آتی) به حالت کامل خودش میرسه. (اینم به دلیل وقت کم بندس چونکه اینترنت به نوعی برام تحریم شده. :دی امان از گوگل با این انقلابی مه در شش می (May,6) کرد.) البته اینم باید تشکر کنم از ایده دهنده قالب (پی سی دانلود دات کام) و طراح قالب (دانلود دو دات آی آر). که البته من فقط سفارشیش کردم. لطفا حتما نظرتون در مورد قالب و چگونگی بهتر کردنش بگیند.
در مورد بلوک مخصوص "فیدهای شیر شده" شما هم میتونید از قسمت اَد کلیپ گوگل ریدرتون کد مخصوصه را در وبلاگ قرار داده و دیگران هم از شیریجات شما بهره مند شوند.
ایمیلی که به همه بچه ها ارسال شده که حاوی اینوایتشن است مربوط به گروپ است . لطفا همه رو لینک کیلیک کنید تا محیطی که شکل میگیره باعث ایجاد دیسکاشن بشه.
همین الان که داشتم تو وبلاگ میتابیدم متوجه یه کمبود جدی شدم. اونم یه یوزره همگانیه که همه بتونند در قسمت مدیریت وبلاگ وارد بشند ولی فقط بتونند دو تا کار بکنند 1. نظرات را بخونند (در قسمت مدیریت خواندن نظرات به صورت زمانی است . یعنی جدیدترین نظر بالاترین نظر است و تا بیست نظر را میتوانیم از این روش بخوانیم. خوبی این روش خواندن این است که اولن میشه همشا یکجا خوند دومن اینکه تموم نظرات مربوط به هر پستی باشه را میشه خوند البته اگه در بیست تای جدید باشه) 2. در لینکدونی وبلاگ لینکهای مورد علاقه خودشون را قرار بدند تا بقیه هم استفاده کنند.
برای ورود به سایت مرجعمون (یعنی Blogfa.com) رجوع کرده و یوزر و پس زیر را وارد کنید. (شما میتوانید همکنون جزو نویسندگان وبلاگ شوید. کیلیک)
user : other@khuisf-com86
pass : digari
لطفا افرادی که از خودشون اصطلاخات داتشجویی در کردند هرچه سریعتر در این پست در مورد اصطلاح - نحوه کاربرد و طرز استفاده و یا هر چیز دیگر مورد نیاز توضیح بدند تا صفحه مربوط به اصطلاحات دانشجویی شروع به کار کنه.
خیلی حرف زدم. شما هم نظر خودتون را بگیند. گروپ یادتون نره (اینوایتشن کلیک کنید)
عکس شماره 1
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
اگر کسی سایز بزرگ رو هم خواست توی قسمت نظرها بگه تا واسش بیارم .
این هم اولین عکس که بهار ۳ سال پیش گرفتم . اونم روز ۱۳ فروردین .
نسخه اصلی : http://i29.tinypic.com/15ro66f.jpg
دست کاری شده با Photoshop : http://i26.tinypic.com/2vm6j5g.jpg
خسته شدیم ........
بهنام ستار
مینویسد (ایمیل)
در یک کلام میگم که دیگه خسته شدم . دانشگاه خیلی تکراری شده . ![]()
بیایید یه کم تنوع ایجاد کنیم .............![]()
من خودم سعی میکنم از فردا متنوع باشم و این وبلاگ هم باید یه کم متنوع تر باشه . شده مثل کتابهای فردریک فروبل . من خودم این تنوع رو ایجاد میکنم و امیدوارم ازش استقبال بشه .
اول از همه باید بگم من یه دوربین عکاسی تقریبا حرفه ای دارم که عکسای جالبی هم باهاش گرفتم .
از امروز شروع میکنم و هر چندوقت یه بار یکی از عکسایی که گرفتم رو براتون میذارم . ![]()
با تشکر . اگه میشه یه کم بیشتر نظر بدید .
گروپ | قسمت جدید
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
در پی اقدام قسمتی دیگر از بچه های شاید پاکار گروه کامپیوتر (ورودی ۸۶) که یک فرومی راه اندازی کردند (نیما نصرآبادی) و در آنجا به بحث های جالبی پرداختند که خودتون با مراجعه به این لینک مشاهده کنید. و حتما ثبت نام بکنید.
اما از اونجایی که این وبلاگ یک چیز بزرگ کم داره . جایی برای بحث و تبادل افکاره. من گفتم یه چیزی مث یه فرومی راه بندازیم اما مفتی هم باشه. قسمت گروپ گوگل را برای این کار مناسب دیدیم . شما میتونید با عضو شدن حضوری فعال در این گروپ داشته باشید. و خیلی هم خوبه اگه همه شرکت کنند.
طریقه ثبت نام و شرکت در بجثها (با اجازه از
اساتید فن :دی) :
شما میتوانید در هر بحثی شرکت کنید و حتی خودتان بحثی را
ایجاد کنید. فقط شما نیاز به یک اکانت گوگل نیاز دارید (کیلیک کنید ...).بعد از ثبت
نام در گوگل شما میتوانید از طریق
این صفحه (کیلیک کنید ...)
وارد حساب (اکانت خودتون) شوید.
سپس در این قسمت (کیلیک کنید) میتوانید به گروه بپیوندید. کار تمام شد . حالا شما میتوایند به راحتی همه کاری بکنید. (بحث کنید و مورد بحث قرار بگیریند.)
ایده اصلی ایجاد گروپ : گروپ کلا چون جایی است که به راحتی هر چه تمام مطالب نشر داده میشه و معمولا اگه مباحث داغ باشه روش بیشتر بحث میشه. خیلی جای خوبیه برای اطلاع رسانی - بحثهای علمی - بحثهای غیر علمی (کل کل و بگو مگو) و مسائل حاشیه ای . امیدوارم که دیگه همه ثبت نام کنند. و حضوری موثر داشته باشند تا (درگوشی :) روی بعضی ها رو کم کنیم.
گوگل ریدر | قسمت اول
رضا بزرگی
مینویسد (ایمیل)
سلام به بروبچه های گل.
امروز میخوام درباره گوگل ریدر توضیح بدم .
گوگل ریدر را شما میتوانید با داشتن یک اکانت رایگان گوگل (جیمیل) داشته باشید . کلا شما با باز کردن یک حساب جیمیل میتوانید از بسیاری از امکانات گوگل استفاده کنید. حالا فقط بحث ما گوگل ریدر است.
گوگل ریدر ابزاری بسیار مفید و کارآمد جهت نمایش آخرین مطالبی است که توسط
وبسایت یا وبلاگ موردعلاقه شما به ثبت رسیده است. گوگل ریدر توسط RSS یا فیدبک یا
هر خروجی دیگه ای (مث Atom) میتواند از آخرین مطالب سایتهای مورد علاقه شما خبر
دهد.عملا گوگل ریدر کار سنگینی انجام نمیدهد .
اما حالا ممکن است از خود
بپرسید که چرا ما از GR (اخنصار گوگل ریدر) استفاده کنیم
؟ به فرض شما فردی هستید که به علت وقت کم و سرعت محدود و
پایین اینترنت نمیتوانید ده ها سایتی که مورد علاقه شماست را از آخرین مطالبش با
خبر شوید ... چونکه لود شدن هر سایتی با تبلیغاتش و دما دستگاهی که بعضیاشون دارند
واقعا اعصاب خوردکنند و شما هم که با وجود این همه مکافات قید چند تا سایت را میزنی
و فقط میرسی که 4-5 تا سایتا نگاه کنی و تازه ممکنه 3 تا از این سایتا اصلا مطلب
جدیدی نگذاشته باشند . و این از فحش هم بدتره که وقت محدودتا در اختیار دیدن سایتی
گذاشتی که حرف جدیدی برای زدن نداره ...
گوگل ریدر جایی را ایجاد کرده که توسط اون میتونیم سایتهابی مورد علاقه مون را در صورتی که RSS داشته باشند (که من حدس میزنم که 95% دارند - این که چرا 5% دیگه ندارند بحث جدایی است ...) را مشنرک شده و بعد از اصافه کردن تا سقف ده پست قبلی را اضافه کرده و از این به بعد هر چند ساعت یک بار به خروجی سایت مراجعه کرده که ببیند چیزی به عنوان مطلب جدید منتشر شده است یا نه !! اگر منتشر شده در گوگل ریدرتون این مطلب قرار میگیره و شما بدون مراجعت به سایت مدنظر میتونید حداقل از تایتل (سر مطلب یا عنوان مطلب) اون باخبر شوید.
من فک کنم هدفم از این پست که معرفی و فواید گوگل ریدر را بهش
رسیدم. میخوایید خودتون چک کنید ببینید شما هم رسیدیند ؟
گوگل ریدر چیست و چه
فایده ای دارد.
گوگل ریدر چگونه ساخته میشود.
چه مواقعی گوگل ریدر برایمان
کار میکند.
و چند سوال کوچیک دیگه ...
دو درخواست کوچیک :
┬ خواهشا این مطلب را بخونید چونکه پیش
نیاز چند مطلب آتی است.
┬ یک عدد GR ایجاد کنید و چندین سایت مورد علاقه خود را
مشترک شوید.
کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن اشکالي ندارد .