تبليغاتX
:: وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86 ::

  

وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86

 

                 وبلاگ عمومی ورودی های 86 دانشگاه خوراسگان - بحث و تبادل نظر در هر زمینه  

اعلانات
آرشيو موضوعات
پيوند هاي روزانه
پيوند هاي وبلاگ
آرشیو مسابقات

رویکرد به نقل رضا - قسمت هشتم

رضا بزرگی مینویسد  (ایمیل)


* امروز هوای بسیار خوبی را تنفس نمودیم... من که واقعا از این هوا به وجد اومدم. و عقیده ام اینه که با کیفیت ترین هوایی که تو کل روزهای سال داریم همین چند روزه است. روزهایی که من بهشون میگم روزهای زیبا/تلخ وداع با پاییز . پس بر آن شدم تا نزدیکی های خانه را پیاده طی کنم. و جایتان خالی که خیلی هال داد.

* وقت برگشت از دانشگاه درجه حرارت هوا 1 درجه سانتیگراد بود. با احتساب زمانهای تلف شده و مسافت در راه و سرعت گسیل برودت سردی هوا به نسبت گذشت زمان درجه حتی به زیر صفر هم رفته بود. سپس با بهنام .س جاتون خالی رفتیم یه بستنی قیفی خوردیم. آی هال داد. ششمون یخمکی شده بود. :))


* من چند روز پیش یه سایت فارسی دیدم. که البته یه سال و نیم پیش افتتاح شده بوده و کاری مشابه به توییتر را میکند. محض اطلاع بگم توییتر یکی از بزرگترین سایتهای وب دو محسوب میشه که به دلیل ایده اولیه و خلاقانه ی خودش الان یکی از پرکاربردترین سایتهای اجتماعی هم محسوب میشه. کار توییتر اشاعه فرهنگ میکروبلاگینگه. یعنی اینکه وبلاگ نویسی در ابعاد کوچک. مث مثلا پیامک. توییتر به شما حق میده 140 کاراکتر از حال و احوال همین الانت را بگی. و بیشتر نه.
حالا اینارو گفتم که بگم این سایت فارسی تحت نام پیغامک یک سایت خوب برای میکروبلاگینک است. اما با سرعت رشد روز افزون توییتر شانس این سایت برای موفقیت کم خواهد بود.


* همه ما دیگه میدونیم که اوضاع اینترنت این کشور از لحاظ کمی و کیفی و هر لحاظ دیگه ای که باشه در حد بسیار افتضاحه . زمانیکه ما بیشترین قطعی را تو منطقه داریم. بیشترین کاربر همیچنین ولی کم کیفیت ترین خطوط را داریم دیگه قیلطر شدن سایتها مزید بر علت میشه.
میخواستم بشینم یه سری حرف را ردیف کنم. اما بیخیالش شدم. بحث را گردش میکنم و میخوام یه آدرس بدم که اگر خواستید میتونید عضوش بشد و از vpn رایگانی که ارائه میده بهره مند بشید.
اینم فعلا یه اکانت مولتی یوزر کار بده که رایگانم هست. و خودم هم بارها ازش استفاده کردم.

Username : fora1
Password : freevpn1245

سرور ها :
freevpn3.homeunix.com

البته لازم به گفتن نیست اما دیگه مشخصه که چیز مفتی ... و بهتره که اگه خیلی دارید اذیت میشید که اکانت بگیرید. ولی ضرب المثل معروفی میگوید کاچی بعض هیچی. با همین هم میشه رفت تو سایتهای فیس بوک و زدجی و ... .

لينک ثابت | نوشته شده در  87/09/29ساعت   0                                                                                  

عصر قهرمانان خاکستری(2)

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


در پست قبلی من تصور می کنم حرفهایم کمی مبهم باقی ماند و به اتمام نرسید پس در این پست آنها را کامل می کنم.

در دوران ماقبل مدرنیسم و جهانی شدن قهرمانان به همان دو قسمی بودند که توضیح داده شد.

اما در عصر حاضر روند اجتماعی و روانی که دنیا طی می کند باعث تغییر بسیاری از اسلوبها و سمبلهای انسان شده است.دیگر انسان چندان به انسانهای پاک و سفید و قهرمانان قدیمی برخورد نمی کند و در نتیجه اعتقاد خود را هم از دست داده است.پس ظهور انسانهای سیاه قدرتمندی که با نیروی پلید و سهمگین خود افراد ناتوان از لحاظ روحی و اجتماعی را جذب و به کارهای شیطانی وامی دارند و با نیروی درظاهر مادی ،مذهبی و یا عقلی خود آنها را در نوعی منگنه قرار داده و به سوی پلیدی می کشند باعث شده نوعی از تمایل اجتماعی به سوی تاریکی و سیاهی در میان مردم در حال رشد باشد.در این حالات قهرمانان سفید جای خود را به قهرمانان خاکستری می دهند.مردمان معمولی با همه نقوص و کاستیهایشان که اما هنوز به نور و عدالت و آرمانهایشان پایبندند.ممکن است اشتباه کنند،بلغزند،توان پس دهند و ضربه ببینند اما در نهایت آنها مدافعان حق و حقیقت خواهند بود.ممکن است چندان جذاب،سفید و پاک نباشند اما هنوز انسان باقی مانده اند و آنها مدافعان واقعی بشرند.

سینما و ادبیات به خوبی این عصر را بیان می دارند.قهرمانا دنیای فانتزی در آثاری چون هری پاتر و ارباب حلقه ها وآثار گمل و در سینما با مرد عنکبوتی یا بتمن روبرو می شویم.

هر یک از ما در این عصر بالقوه یک قهرمانیم حتی اگر خود باور نداشته باشیم و یا خود را ناقص و بدون المانهای یک قهرمان بدانیم اما اگر ما به نجات جهان خود قیام نکنیم جهان در تاریکی هراس انگیز انسانهای سیاهی که هر روز رنگ عوض می کنند و با هر حربه ای می خواهند منطق کور و پلید خود را حاکم کنند فرو خواهد رفت.

بیتوجهی ما یا مارا به پیروان سیاهی تبدبل می کند و یا به موجوداتی خنثی و بی اثر بدل می شویم.برخیزیم حتی اگر جامعه آن را بر نمی تابد.

قهرمانان خاکستری عصر ما خودمانینیم تک تک ما ها.

والسلام

لينک ثابت | نوشته شده در  87/09/28ساعت   12                                                                                  

عصر قهرمانان خاکستری

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


قهرمانان از ابتدا تاریخ بشر وجود داشته اند و یاریگر مردمان بوده اند.قهرمانان سمبل و مجموعه ای از همه خصوصیات برجسته بشری بوده اند که در قالب یک انسان یا شخصیت به نام قهرمان تبلور یافته است.شاید اولین قهرمانان همان انسان های عصر ماقبل حجر بوده اند که مجبور بودند برای زنده ماندن در دنیایوحشی پایان عصر یخبندان با موجودات دیگر برای بقا ستیز کنند.این تقابل به مرور به اسطوره ها نمادهای انسان وارد شد و هر تلاش برای زندگی بهتر در تقابل با طبیعت ویا انسانهای دیگر بدل به اعمالی قهرمانانه شد.تخیل انسان هم در این میان بیکار نماند و با چسباندن پسوندهای مافوق تصور و ماورائی به آن حالت قدسی و اسطوره ای به آن داد.

از این لحاظ می توان اولین فوق قهرمان اسطوره ای را پیگمالیون نامید.مردی معمولی که برای پیدا کردن عصاره زندگی و آب حیات به سفری دور و دراز رفت و بعد از طی مراحلی سخت به آن دست یافت و در قالب پادشاهی شکست ناپذیر باز گشت و دنیای خود را پر از عدل داد کرد.اسطوره ای سومری که به تمدنهای بعدی به ارث رسید قالب عوض کرد و در زمان ما آن را می توان در تمام فرهنگ ها یافت.

اصولا قهرمانان از لحاظ شخصیتی به دو گروه تقسیم می شدند:

یک-قهرمانان سفید:اینها انسانهایی اصیل،پاکدامن،آزادیخواه و پردل و جرأتی بودند که یکتنه با کوهی از مشکلات و دشمنان می جنگیدن و در پایان به لطف ایمان و اعتقادات پاکشان پیروز می شدند.آنها ثابت قدم و تزلزل ناپذیر بودند و در هدفشان شکی وارد می ساختند.انسانهایی که هیچ خوی منفی در وجود نداشته و سراسر پاکی و صداقت بودند.این شخصیتها معمولا از مانندهای بیرونی گرفته میشد چون خلق یک موجود خیالی کاملا مثبت برای مردم عادی چندان باورپذیر نبود ولی یک شخصیت واقعی که مقابل چشمها بود و واقعیت بیرونی داشت بیشتر مردم را جذب می کرد.بیشتر این قهرمانان را مردمان مذهبی و یا پادشاهان و شوالیه ها و جنگجویان تشکیل می دهد.اگر هم شخصیت تخیلی است دارای خصوصیات مشخص یک انسان واقعی از میان همان موارد بالا و با تغییرات اسم و محل وقوع و کمی از جرئیات بوده است.از این قهرمانان می توان به مسیح،امام علی،بودا،زرتشت،شاه آرتور،اودیسه،اوبی وان کنوبی،موسی و سوپرمن اشاره کرد.

دو-قهرمانان شیری:انها هرچند از همان المانهای سفید برخوردارند اما میتوانند بعضی مواقع بع انسان معمولی نزدیک شوند و کمی به قول معروف شیطنت کنند ویا شیشه خورده داشته باشند.این قهرمانان بیشتر مورد توجه مردم عادی اند چون به آنها شبیه تر و از حالت قدسی خارج شده اند.بیشتر قهرمانان اساطیری از این نوعند.آنها می توانند اشتباه کنند،متضرر شوند،آسیب برسانند ولی در نهایت باز هم با همان اینا و عقیده پاک راه اصلی را باز یافته و خود را باز می یابند.از این جمله می توان به رستم،رابین هود،ال سید،آشیل،پطرس حواری مسیح و یا در عصر حاضر مردعنکبوتی،بتمنرا نام برد.

اما با شروع قرن نوزده  و انقلاب صنعتی،انسان وارد عصر جدیدی پر از پیچیدگی و سردرگمی در دنیای صنعتی شد به طوری که انسان به برده ای در دستگاه تکنولوژی بدل شد و دچار تزتزل و تردید در خیر وشر شد چون خیر و شر چنان در هم تنیده شدند که تشخیص آن بسیار مشکل شده بود.آرام آرام انسان دنیای جدید ساخت پر از تردید و عدم اعتماد و خشونت،پر از سوء تفاهم و اضطراب و ترس که آرامش را از او گرفت و او از قهرمانان خود فاصله گرفت و خود را به دامن ضد قهرمانانی انداخت که این دنیا را خلق کرده بودند و آنها به جای قهرمانان قرار داد و قهرمانان واقعی به موجودات عجیب و منزوی بدل شدند که مورد اقبال نبودند چون هیجان ضد قهرمان را نداشته و پیچیده نبدند.آنها کسی را می خواستند که مطابق روح آشفته آنها باشد و بنابرین به بدمن ها روی آوردند.این اتفاق از ادبیات آغاز شد که اوج آن در دهه 60 و 70 ودر ادبیات امریکا و فرانسه که سردمدارن ادبیات در جهان بودند رخ داد.در حقیقت شکست آرمانخوهی قهرمانان قبلی در مواجهه با دنیا فعلی در قالب درگیری های ضد دولتی،جنگ وسرمایه داری ،جنگهای ویتنام ،اعراب و اسرائیل وسقوط دولت های آزادی طلب توسط ابر قدرت ها زمینه گرایش روشنفکران و جامعه به هنجارشکنان و آنارشیسم شد که قهرمانای چون هولدن کالفیلد در آثر سالینجر و دون کورلئونه ها وهری کثیف ها و دیگر شخصیتهای قهرمانی خاکستری شد.

امروزه اما شدت این گرایش بیشتر شده و شخصیتهای بسایر سیاهی به قهرمانان بدل شدند. مردان و زنانی که با کمال پلیدی ها می خواهند همه را هم با هم پلید سازند چون مردم نمی توانند خوبی را بپذیرند ویا تحمل کنند.

جیک ساو در مجموعه اره و جوکر در شوالیه تاریکی نمونه ای از این انسانهایند.حال این سؤال  پیش می آید که آیا قهرمانان قدیمی در مقابل اینها می برند یا شکست می خورند.من معتقدم هنوز هم دیر نشده اما ما به قهرمانانی با شخصیت مطابق با این زمان نیاز داریم که حاضر باشند همه چیز خود حتی خوشنامیشان را هم قربانی کنند تا بدمن های مقتدر امروز را شکست دهند ولی نباید مردم را هم دست خالی گذاشت مردم هم به قهرمان سفید نیاز دارند و هم خاکستری پس باید انسانها را امیدوار کرد در زمانی با سفیدی و در زمانی با داروی تلخ و زمانی هم لازم است خود را قربانی کر آنگونه که بتمن در شوالیه تاریکی این کار را کرد.

والسلام

لينک ثابت | نوشته شده در  87/09/25ساعت   20                                                                                  

رویکرد به نقل رضا - از نوع جدیدش- (قسمت هفتمیند !)

رضا بزرگی مینویسد  (ایمیل)


با سلام خدمت همه بروبچ گل وردودی خودمون.

* مدت زیادی از آخرین نوشته های وبلاگ در تابستان میگذرد.خیلی دلم میخواست که همواره این وبلاگ به آرامی به کار خودش ادامه بده و جایی کم نیاره. اما با عواملی که به وجود آمد این یه وسیله را هم زنگار گرفت. تا نمیدانم که چه شد و آقای آزادی و سپس بهنام دست به کار شدند و شروع مجدد را جشن گرفتند. من که خیلی خوشحال شدم. امیدوارم همانند قبل جریان وبلاگی ادامه داشته باشد. و امیدوارم وبلاگ وسیله ی مهمی برای ما باشد. و بسیار قدرتمندتر از قبل به کار خود با همکاری شما ادامه یابد.

پی نوشت : واقعا خوشحال کننده است که حلقه ای از دوستان در محفلی(وبلاگ مثلا) همیشه جمع باشند. و نوشته هایشان را دوستنشان بخوانند. برای من که بسیار لذت بخش است.
لينک ثابت | نوشته شده در  87/09/21ساعت   22                                                                                  

بشنو از داداشم که خوب گفته

بهنام ستار مینویسد  (ایمیل)


امروز به‏تو می‏اندیشد
سایه‏هایش آب می‏شوند.

فردا به‏تو می‏اندیشد
امشب از مدار بی‏تابی من
                         خواهد گذشت.

در خاطرات همیشه‏ات
            این ترانه‏ به‏تو می‏اندیشد:
لحظه‏های اشك

                 عاشق چشمان تواند.



حمید ستار



حرف دلمو زده بود ...... گفتم بذارم ببینم حرف دل کس دیگه ای هم هست ؟ یا ....


لينک ثابت | نوشته شده در  87/09/21ساعت   21                                                                                  

بازگشت من

بهنام ستار مینویسد  (ایمیل)


سلام بچه ها
ما برگشتيم . اما چه برگشتني ...
خيلي خسته شدم . خيلي زياد . زندگي کم کم سختي هاشو نمايان مي کنه . کم کم ميفهمي دوروبرت چه خبره ، چي ميگذره .
فکرم زيادي داره مشغول ميشه . نميشه به همه چيز فکر کرد . خيلي از افکار رو بايد دم در ذهنت نگه داري و راهشون ندي تو . چون مهموني شلوغه ... مهمونا زيادن . هرجور آدمي که بخواي ميتوني پيدا کني . بايد دم در ذهنم يه فيلتر بذارم با حساسيت بالا .
آخ ... چي بگم که زندگي سخته . همه اينو ميگن . بعضي ها ميگن چون بقيه ميگن يا ممکنه بگن چون ديدن و شايد احساس کردن و بعضي ها هم زندگي کردن و اين حرفو ميزنن . اين وسط اونايي که اين حرفو نمي زنن خيلي کمترن . آيا باورش ندارن يا نميخوان زبونشونو باهاش آلوده کنن .غرور؟
و ديگر هيچ

لينک ثابت | نوشته شده در  87/09/20ساعت   11                                                                                  

تعهد اجتماعی

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


تعهد اجتماعی

چندی پیش من با شخصی درباره آرمان نداشتن نسلهای جدید یا اقشار زیر 25 سال جامعه بحث می کردم.این مسئله باعث شد خود نیز کمی به این موضوع بیشتر فکر کنم .در نتیجه به نکات قابل توجهی دست یافتم که هماکنون به سمع ونظر شما گرامیان می رسانم.

در سالهای قبل از انقلاب با افزایش آگاهی اجتماعی و ورود علوم جدید به عرصه اجتماع نگاه انسان ایرانی به خود به طور کلی تغییر کرد به طوری که رنسانسی در میان روشنفکران جامعه ایجاد شد و باعث خیزش آنها و به طبع آن خیزش عمومی در سراسر ایران شد.خیزشی که در مقاطع مختلف با رهبری جامعه به سوی تغییر وتحول خواهی آنها را برای یک جامعه دموکراتیک مبتنی بر رأی مردم آماده کرد.این تحول در اثر ایجاد نوعی آرمان خواهی در سطح جامعه در نتیجه تلاش عمومی برای دستیابی به آن ایجاد شد.در مقاطعی هم به علت تغییر توجه عمومی به مسائل دیگر از جمله جنگ،بحرانهای اقتصادی،فقر،بازیها و تنشهای سیاسی مراکز قدرت وغیره نگاه مردم به سوی جامعه آرمانی کمرنگ شده ودر نتیجه تلاشی هم برای دستیابی به آن انجام نگرفت.پیروزی واقعی مردم در سال 57 به خاطر اتحاد عمومی میان همه مردم با هر گرایشی برای دستیابی به جامعه آرمانی مبتنی بر عدالت،برابری و رأی مردم بود که حتی با همه فراز ونشیبهای سالهای ابتدایی انقلاب و در طول جنگ باقی ماند و توانست نوعی همبستگی ملی و تعهد اجتماعی فراگیر را در جامعه ایرانی ایجاد کند. اما با پایان جنگ و بازگشت وضعیت به حالت عادی آرام آرام مردم از آرمانهای خود فاصله گرفته و به سوی روزمرگی صرف و نوعی بیخیالی اجتماعی رهنمون شدند.این مسئله عملا جو عمومی را به سوی نوعی از گریز از زندگی اجتماعی و فردگرایی بیش از حد سوق داده و باعث وجود مشکلات عدیده ای در سطح جامعه شده است.در این مسئله عوامل زیادی نقش داشته است اما عوامل مؤثرتر در آن عبارتند از:

v     مشکلات عدیده اقتصادی که با مشغول کردن مردم به خود،توجه آنها را به سوی جامعه به شدت کاهش داده است.

v     کاهش سطح فرهنگی جامعه به خاطر عدم توجه به کتابخوانی،سینما وهنرهای نمایشی و ادبیات اعم از داستانی ،شعر و غیره

v     سقوط علوم انسانی از جایگاه واقعی خود

v     تحلیل رفتن اتحاد ملی به علت بی توجهی به نسل جوان،پاسخگو نبودن مسئولان و بازیهای سیاسی مراکز قدرت

v     تحلیل رفتن نظام دانشگاهی و آموزش و پرورش به علل بی توجهی به اصل تحقیق و حاکم شدن نظام حفظ محور،کاهش فعالیتهای اجتماعی و سیاسی دانشگاهیان به علت فشار و بی اعتمادی به آنها و بی توجهی به نشاط دانشگاهی توسط مسئولان آن

v     کنار کشیدن نیروهای متعهد به اجتماع و ناامیدی آنها به علت کنار گذاشته شدن توسط جامعه

این عوامل و عوامل متعدد دیگر دارد جامعه ما را به سوی سقوط رهنمون می سازد.مهمترین این عوامل عدم تمایل عمومی به درگیر کردن خود در مسائل اجتماعی به علت ترس از گیر کردن و آسیب دیدنشان و ناامیدی متعهدان سابق که به ناامیدی اجتماعی فراگیر منتهی می شود می باشد.درحال حاضر آمارها از وضع تکان دهنده ناامیدی اجتماعی که طبق آمارهای سازمان ملل،ایران در رده های بسیار پایین نشاط اجتماعی و خوشبینی به آینده،تعهد اجتماعی و بیتفاوتی اجتماعی قراردارد.نوع بازخورد رسانه ها به خصوص رادیو و تلویزیون و ادبیات و سینمای عامه پسند ما هم این مسئله را به شدت تشدید می کند.تلویزیون به عنوان فراگیرترین رسانه در ایران سالهاست هیچ تلاشی برای گریز از این معضل نداشته وندارد بلکه خود به صورت عامدانه برای بی مسئولیتی اجتماعی جامعه و سوق دادن آن به سوی نوعی توهم و بلاهت گام بر می دارد و با بها دادن به برنامه هایی که نوعی تخدیر و سستی فکری را در جامعه ایجاد می کند باعث کاهش شدید تفکر اجتماعی در جامعه و سقوط روحیه تعهد در مردم شده است امری به تناوب توسط نهاد های فرهنگی آموزش و پرورش و حتی بعضی از روشنفکران و جامعه روحانیت نیز تشدید می شود.بی توجهی به نقش سازمانهای مردم مدار به علل سیاسی،تلاش برای ایجاد محدودیت برای نهاد های رسیدگی به وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه،بودجه بسیار ناچیز بخش فرهنگ و نهاد های اجتماعی چون بهزیستی و کانونهای جوانان و کتابخانه ها،بی توجهی محض به مددکاری اجتماعی توسط دولت و ضعف مفرط نهادها،سازمانه و وزارت خانه های مسئول در دولت،نهاد های مذهبی وتبلیغاتی و تأکید بیش از حد روی عوام گرایی و ظاهر مداری (پوپولیسم تبلیغاتی) می توتند و توانسته است که باعث آغاز سقوط فرهنگی و اجتماعی در جامعه به خصوص نسل هنوز نوجوان حال حاضر شود.

در این وضعیت علاوه بر مسئولیت مسئولان برای تقویت فرهنگ و نگرش اجتماعی جامعه هر یک از ما مردم هم باید از جملات "چه فایده دارد؟" "هیچی عوض نمیشه" "جاش ایجا نیست" "باید دولت یه فکری بکنه" "به من مربوط نمیشه" ویا "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" و "سری که درد نمیکنه دسمال نمی بندن" دست برداشت و با کمی تعهد اجتماعی،تقویت سازمانهای مردم مدار،NGO ها،نهادهای کوچک محلی و توجه بیشتر به محیط زندگی خود برای رسیدن به جامعه آرمانی تلاش کنیم.مسئولان هم بهتر است به جای همایش و بیانیه و شعار به سوی عمل گرایی و کار در این ضمینه گام بردارند تا دیر نشده و ما بیش از پیش از دنیا عقب نیفتاده ایم.

این مسئله به خصوص در میان ما نسل جوان مهم است که از کرختی اجتماعی دست برداشته و به فراخور توان و استعداد خود بکوشیم تا تفکر غلط و سطحی اطرافان خود را در هر جایگاهی اصلاح کنیم.

به امید بازگشت آرمان خواهی به سطح جامعه و ذهنهای ما

والسلام

لينک ثابت | نوشته شده در  87/09/18ساعت   20                                                                                  

بازگشت

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


بازگشتم تا سخنی بگویم تا راهنمایی با شم در شب تاریک حال خواهی بیا و خواهی نیا

خود مختاری در تصمیم خویش من تکلیفی دارم که باید سخن بگویم.

لينک ثابت | نوشته شده در  87/09/18ساعت   9                                                                                  
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::
  کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر
  تفسير روشن انديشانه از قانون اساسي راه حل مشکلات است
  انتشار کتابی بسیار اسرارآمیز از یونگ برای اولین بار درجهان در ابان ماه امسال و شرح سفرم به آکسفورد
  هتل‌داری آقای هیلبرت
  هتل بی نهایت
  مصطفی تاجزاده:شریعتمداری اگر اعتماد به نفس لازم را در خود سراغ دارد برای مناظره آماده باشد.
  سید محمد خاتمی برنده ”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد.
  سيد محمد خاتمي: نمي‌گذارند معتقدان به نظام جمهوري اسلا‌مي حرف بزنند
  دیکشنری افرنگ
  بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد
  آسیه فرزند شهید باکری: پدر من شهید نشد که نیروهای ویژه اقدام به ضرب و شتم من با باتوم بکنند
  پسر شهید همت: افتخار می کنم وقتی مردم می گویند بسیجی واقعی همت بود و باکری
  بیانیه شماره 12 مهندس موسوی
  شیر دره پنجشیر
  سالگرد پدرعلم فیزیک (پروفسورحسابی)
  استفن هاوکينگ کيست؟
  زندگینامه گل آقا
  درخواست گل آقا در پاسخ به دختر یک زندانی سیاسی
  !مردم چیزی جز احترام به رأی خود نمی‌خواهند
  گفتم: بخفتی، شهر!
All Rights Reserved 2008 © khuisf-com86.Blogfa.Com

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن اشکالي ندارد .