وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86
وبلاگ عمومی ورودی های 86 دانشگاه خوراسگان - بحث و تبادل نظر در هر زمینه
نکته و ترفند
خبرها و نظرها
درسی و علمی
معرفی نرم افزار
حل پروژه و تکلیف
مسائل حاشیه ای
دست نوشته اعضا
مقالات درباره ی وب
مقالات درباره ی شبکه
داستان, حکایت و دردودل
مسابقات و جوایز (KCESA)
گفتگوی هامونیک
پایگاه اطلاع رسانی فن آوری اطلاعات وارتباطات ایران
جامعه کاربران لینوکس استان یزد
وبگاه همچون کرگدن تنها
سبیت 2008 ؛ میدان مبارزهای برای نسل آینده رایانههای فوق همراه
سبیت با چراغهای خاموش
راهنمای مصور و گام به گام نصب ویندوز XP به صورت بوت دو گانه در کنار ویندوز ویستا (ویستا اول نصب شده باشد)
وزارت دفاع آمریکا انتشار نقشه های گوگل را منع کرد
حمله هکرها به MySpace و Facebook
دختران در فناوري اطلاعات موفقتر از پسران هستند
فرندفید
کلوب
دانلود رایگان
اخرین فیلمهای هالیوود
دانشجویان ای تی پیام نور ارومیه
جامعه کاربران لینوکس یزد
هفته نامه عصر ارتباط
پیج رنگ گوگل
سافت دانلود
وبلاگ دانشجویی مهندسی کامپیوتر
رشته های دانشگاهی
بهترین موزیک های تاریخ
توتستان-محمدرضا آزادی
رضا بزرگی
فروشگاه فیلم دایویکس
همه
رضا بزرگی
علیرضا توسلی
بهنام ستار
شاهین ارباب شیرانی
محمد ایزدی
مسعود سلطانی
محمدعلی جعفری
محمدرضا آزادی
دختر ها
مجید
حمید
دیگری
مسعود میرزایی
جابر افضلی
مسعود خلقی
احمد پاچینو
ساسان شایسته::
آبان 1388
::
مهر 1388
::
شهریور 1388
::
خرداد 1388
::
اردیبهشت 1388
::
فروردین 1388
::
اسفند 1387
::
بهمن 1387
::
دی 1387
::
آذر 1387
::
مرداد 1387
::
تیر 1387
::
خرداد 1387
::
اردیبهشت 1387
::
فروردین 1387
::
اسفند 1386
::
بهمن 1386
به نام خاتمی
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
خاتمی کنار کشید اما قهرمانانه هم چون دلاوری که می داند پیروز است اما به خاطر دیگران و خود فداکاری می کند.او نمی خواست مقابل میرحسین بایستد چون او یک دوست بود و بیشتر مردی بود که او را تحسین می کرد پس با این کناره گیری مصلحت بزرگی را محقق نمود تا دغلکاران و مردانی که اخلاق برایشان وسیله ای برای قدرت طلبی است به یاد آورند که سیاست بی اخلاق یعنی مرگ .
ستاره شانس اسلوین
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
آدم وقتی این فیلم شماره شانش اسلوین را می بیند یاد خیلی از فیلمهای ماندگار تاریخ سینما می افتد.فیلم فیلمنامه محکمی دارد و بازیهای آن فوق العاده است.پایان فیلم به شدت غافلگیر کننده از آب درامد.ساخت فیلم که شکسته و بازگشتی است ما را به این نتیجه می رساند که فیلمساز هم به سبک تازه ای که چند سالی است راه افتاده بسیار مسلط است.فیلم یاداور بسیاری از فیلمهای سالهای اخیر مثل حس ششم،تصادف،21 گرم و ممنتو است.فیلم آنقر خوب هست که ما اونو با حس ششم در یک سطح قرار بدهیم.فیلم شش تا بازیگر خوب دارد که چهارتاشان یعنی جاش هارتنت،بروس ویلیس،مورگان فریمن و بن کینگزلی فوق العاده اند.بازی بروس ویلیس به شدت شبیه بازیش در فیلم شغال است.اما ستاره فیلم بیشک هارتنت است.او با بازی زیبایش بارها مرا یاد وسترن اسپاگتی های لئونه و بازیهای بینظیر ایستوود می اندازد.او همه را به بازی می گیرد حتی تماشاگران را و آنها را با یک پایان فوق العاده میخکوب می کند.به همه دیدن این فیلم را توصیه می کنم.
آن سوی جهنم
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
فیلم از جهنم تجسم یک فیلم تمام عیار است.جانی دپ هرگز به قدرتمندی این فیلم در هیچ فیلمی ظاهر نشده است.فیلم در قالب یک پرونده جنایی مسائل بزرگتری را طرح می کند.دنیایی تلخ،گزنده،دهشتناک و ستمکار که در آن حتی یک ارزن احساسات بشری یافت نمی شود.مردان و زنانی که از اخلاق و انسانیت می گویند در واقع دراکولاهایی در لباس اشرافند.بی جهت نیست که باید انسانیت و احساسات را در میان یک معتاد دلشکسته و یک زن هرزه بقول آن جامعه یافت.فضای فیلم به شدت به آثار شکسپیر،دیکنز و فیلمهای تیم برتن شبیه است.در یک دنیای نمایشی واقعیت تلختر از هر چیز است.اشرافیت فساد عمیق خود را در لفافه نمایشها و آیینی خرافی،وحشی و ددمنشانه پیچیده و می خواهد آخرین نشانه های هویدای فساد خود را در بطن تاریخ دفن کند.فیلم به زیبایی دنیای بیرحم این آدمیان را تصویر می کند.شیطان به شاهرگ جامعه زده است و آن را آلوده کرده است.
در این فیلم به خوبی ماهیت پلید جامعه ای که برای آزادی زاده شد اما در بند فساد و ثروت به قهقرا رفت و نابود شد تا از خاکستر آن شیطان برخیزد.جامعه ای که به زور ثروت و مقام خود انسانها را در بند خود اسیر کرده تا خود را در این جهنم خوش آب و رنگ نگه دارد.بریتانیای ویکتوریایی هر چند انگلستان را به اوج و دنیایی که در آن خورشید غروب نمی کند برد اما به واقع اوج ستمکاری این نظام بر مردم خود و ممالک مستعمراتی بود.فقر،گرسنگی و بیرحمی در این دوره زیر لایه متفرعن و اشرافی سلطنت رشد کرده و همه را به پرتگاه سقوط کشاند.ایرلند،هندوستان،چین،افغانستان،فلسطین وایران هنوز طعم تلخ سیاستهای استکباری این دوره تاریخی را حس می کنند.سیاهی که عمق جان سیاستمداران و صدر جامعه انگلیس را گرفت تا جهانی سیاه همچون این فیلم را حاکم کند.
بازی های این فیلم بالای استانداردهای جهانی بود.جانی دپ اوجی را تجربه کرد که بی شک اگر فیلم موضوعی انقدر چالش برانگیز چون جامعه ماسونی را دستمایه نداشت مستحق اسکار بود.هیدر گراهام یک بازی دیکنزی فوق العاده ارائه داد.یان هلم در نمایش یک شیطان مجسم بسیار موفق بود.فیلم کیفیتی برتنی داشت که بی شک آن را متمایز می سازد.اما شاید طراحی صحنه و جلوه های صوتی و تصویری خاص به خوبی لندنی سیاه و فلاکت زده و ترسناک را در پایان عصر ویکتوریایی به تصویر می کشد.
فیلم بی شک یک شاهکار اساسی است و دپ عنصر اصلی آن می باشد.
والسلام
سال انتخابات
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
سال آینده سال مهمی در حرکت سیاسی و اقتصادی کشور ایران است.سالی که با انتخابات ریاست جمهوری سکان مهمترین نهاد این کشور برای چهار سال به دست یک شخص سپرده خواهد شد.اما چرا این بار موضوع بسیار مهم است زیرا جهان به آستانه یک بحران بزرگ رسیده است که بی توجهی و تعلل در برنامه ریزی و عملکرد برای آن زیانهای جبران ناپذیری را به کشور و آینده آن وارد می سازد.نکته مهم این است که این انتخابات بیشتر از هر زمانی در تاریخ انتخابهای ما اقتصادی است و نه سیاسی.ایران در مقابل انتخابی ایستاده که باید با آن مشخص کند آیا به کشورهای پیشرو جهان می پیوندد و یا در همان رده در حال توسعه های پشت سر باقی می ماند.اگر ما درست تصمیم نگیریم شاید برای بیست تا چهل سال از قافله توسعه عقب بیفتیم و یک یا دو نسل جامعه ما به یأس و سرخوردگی دچار شوند.
سیاست های دول سازندگی و اصلاحات هر چند نقص های آشکاری داشت اما توانست کشور را از حالت جنگ زده ویران به کشور با قابلیت های بالقوه بالا برای پیشرفت و توسعه برساند و آن را برای ورود به دوره جدیدی در اقتصاد و صنعت یعنی توسعه کیفی وارد سازد اما با روی کار آمدن دولت نهم نه قابلیت های بالقوه بالفعل نشد بلکه شاهد سقوط بیش از پیش استانداردهای اقتصادی و صنعتی و حتی معیشتی مردم در همه زمینه ها بودیم.چرا با وجود تأکید دولت بر عدالت محوری و مردمی بودن همه چیز دگرگونه به نظر می رسد.شاید باید آن را در نگاه فردگرایانه و ابزاری دولت برای نیل به قدرت و نفی هر گروه مخالف و منتقد به بهانه دشمنی با دولت جستجو کرد. دولت اقتصاد را به ابزاری برای پروپاگاندای سیاسی و قدرت طلبی صرف تبدیل کرده و همچون بچه ای که برای رسیدن به یک درک مناسب به آزمون و خطا روی می آورد و از مدرسه و درس فراری است تبدیل شده است.این نشان می دهد که استبداد رأی و دیکتاتوری نظری دولت نه تنها باعث پیشرفت کارها نشد بلکه به نابودی آنچه کاشته بودیم انجامید.این امر مشخص می سازد که رأی دوباره به این دولت یک اشتباه استراتژیک و خطرناک در دنیای متلاطم امروزاست.ما امروز به رئیس جمهوری نیاز داریم که بتواند با اتخاذ سیاست های کارآمد ضمن کاهش هزینه عمومی سرمایه های ملی در منابع مصرفی و نه سرمایه ای بتواند نیروی انسانی عظیمی که پشت در مانده اند و بیکاری آنها ضربه جبران ناپذیری به آینده اجتماعی و سیاسی کشور می زند بکار گرفته و چرخ تولید داخلی را از خطر توقف کامل به علت واردات غیر اصولی عدم تطابق با نیاز جامعه و سیستمهای قدیمی و نا کارآمد نجات دهد.سیاسی بازی در اقتصاد و تبدیل آن به ابزاری برای قدرت طلبی سم بزرگ جامعه ماست.دولت در این دوران بحرانی باید به نیروی جوان و پرشور دانشگاهی ما که به تازگی به سطح جامعه آمده اعتماد کند و آنها را به جای تفکرات قدیمی و یا مدیران سیاستبازی که به جای تفکر اقتصادی سیاسیند قرار دهد.چیزی که ما احتیاج داریم یک رئیس جمهور عاقل و کمتر احساساتی است که با منطق با مسائل برخورد کند نه با نظرات شخصی و جناهی خود.
اما از این میان چه کسانی مناسبترند.به واقع همه کاندیداها قوت و ضعفهای بعضا مهمی دارند اما آنچه مهم است مصالح ملی و اقتصادی اوست و نه نظرگاه سیاسیش.خاتمی،میر حسین موسوی و قالیباف به نظر من بهترین شخصیت ها برای آینده ما هستند.
سید محمد خاتمی شاید مهمترین رقیب رئیس جمهور فعلی است.او که سابقه هشت ساله در همین مقام دارد با تجربه ای گران به این دوره گام نهاده است.به واقع او با کناره گیری از عناصر جنجالی اصلاحات و جمعآوری تعدادی از نیروهای میانه رو تر و متخصص تر دوباره راه در گامی دیگر گذارده است.او موفق شد با ایجاد نوعی مصلحت منطقی در انتخابات گذشته مجلس دوباره گفتمان اصلاحات خود را بازیابی کند و از جنجال های حاشیه ای دوری نماید.هر چند او همچنان زیر هجمه سنگین جناح اکثریت است و مرتب مورد خطاب و عقاب و تهدید آنها قرار دارد اما هرگز زبان منطقی ،شیرین ،فصیح و منتقدانه خود را از دست نداده و نمی دهد.عملکرد اقتصادی او شاید خیلی آرمانی نبود اما حداقل توانست کشور را در زیر فشار سقوط قیمتهای نفت و بحرا مالی اواخر قرن گذشته به خوبی اداره و به وضعی متعادل برساند.سیاست خارجی تعامل گرای او ایران را به کشوری فعال در صحنه سیاسی جهان و حتی اقتصاد منطقه ای که کاملا زیر نفوذ ترکیه و چین بود رساند.اما جنجال های سیاسی مخالفانش و بی تدبیری تعدادی از تندروان اصلاحات باعث شد مردم کمی نست به او بی میل شوند و خدماتش را کم ارزش کنند.اما در خدمت خاتمی همین بس که به نظام بسته مدیریتی کشور نفسی جدید دمید که باعث تحرکی نسبی در آن شد و با باز کردن فضای سیاسی به مردم امکان نقادی داد حتی اگر علیه خودش به کار می رفت.خاتمی مردی بود که از سوی دوست و دشمن انچنان که باید درک نشد و مظلوم واقع گشت.
میر حسین موسوی بی شک تنها کسی است که دوست و دشمن او را مدیر کاربلد و استثنایی در مدریت کشور می دانند.او ایران فقیر و بحران زده را در ابتدای جنگ تحویل گرفت و با سیاست خاصش توانست در مقابل عراق تا دندان مسلح و مورد حمایت جهانی در مقابل تحریم همه جانبه ما هشت سال ایران را مقاوم و پایدار نگه دارد.او مرد روزهای بحرانی است و مدیری برجسته اما تنها اشکال کارش این است که او به روشی معتقد است که رهروهای بسیار کمی دارد.او باید بداند در صورت رسیدن به این کرسی باید بتواند یک دولت همراه و معتقد به راهش تشکیل دهد اما تعداد موافقان روش اقتصادی او به اندازه یک کابینه نیست.او حتی در دوره نخست وزیری هم مخالفان جدی داشت و فقط حمایت امام خمینی او را بر سر کار باقی گذاشت.او برای عملی کردن خواستهایش حتی از خاتمی بیشتر مشکل دارد.او مناسب تر است با عنوانی چون معاونت یا وزارت به سراغ تحقق برنامه هایش باشد.
محمد باقر قالیباف امید و آینده جناح اصول گراست.مدیری فن مدار و موفق که سابقه موفقش در پلیس و شهرداری تهران از او یه شخصیت محبوب ساخته است. او که گفتمانی متفاوت با کلیه کاندیداهای اصولگرا دارد در دور گذشته با وجود تازه وارد بودن و عدم داشتن هیچ مسئولیت اجرایی اما با این وجود با بیش از چها ملیون رأی چهره ای آینده دار از خود ارائه داد.حال بعد از تجربه بسیار موفق در شهرداری تهران می رود تا به یک مدیر برجسته حتی در سطح جهانی بدل شود.اما شاید جوانی و عدم شناخت چندان جامعه بخصوص جوانان از او برای این دوره او را کم امیدتر نشان دهد اما مطمئنا در دور یازدهم او شانس اصلی پیروزی در انتخابات خواهد بود.
به نظر میرسد که جناح اصول گرا با وجود حمایت ضمنی از احمدی نژاد با دو یا سه کاندیدا وارد شود و در طرف اصلاح طلب میر حسین به نفع خاتمی وارد نشود و رقابت اصلی بین احمدی نژاد و خاتمی خواهد بود.
انتخاب خوبی داشته باشید.
والسلام
شاهکارهای ندیده شده تاریخ سینما
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
به نام عشق
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
ملكه اليزابت نوشته مصطفی مستور
محمدرضا آزادی
مینویسد (ایمیل)
کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن اشکالي ندارد .