تبليغاتX
:: وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86 ::

  

وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86

 

                 وبلاگ عمومی ورودی های 86 دانشگاه خوراسگان - بحث و تبادل نظر در هر زمینه  

اعلانات
آرشيو موضوعات
پيوند هاي روزانه
پيوند هاي وبلاگ
آرشیو مسابقات

محمود دولت‌آبادی حماسه ساز داستانهای کویری

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


من با داستانهای غربی کتابخوانی شروع کردم.همیشه فکر می کردم آثار بزرگ داستانی رو باید رد غرب یافت و ایران در این ضمینه هیچ کاری نکرده است.وقتی دور ور 15 سالگی به "کلیدر" برخوردم مات موندم.آخه دیدن یک شاهکار بزرگ ادبی آن هم از سوی یک ایرانی با تمام نشانه های ایرانی برام تازگی داشت.شاهکاری که واقعاً هیچ وقت قدری که باید می دید ندید و ارزشش برامون درک نشد.کلیدر یک حماسه بزرگ کویری است که منو با شخصیتهای درخشان و تکان دهنده اش تسخیر کرد.داستان عشق،میهن پرستی،جوانی،تردید و همه چیزایی که یک داستان رو داستان زندگی می کنه توش پیدا می شد اما من وقتی به شخصیت مهم و درخشان و در عین حال غبار آلود و مبهم و رازآلود ستار پینه دوز رسیدم دیگه متمئن شدم که یه مخزن طلایی در ادبیات خودمون پیدا کردم.ستار پینه دوز سمبلی از همه مبارزان خسته و درمونده ای هستن که بعد از یک عمر مبارزه جز تلخی زخمهایش هیچی بدست نیاوردن اما هنوز با همه تلخی می جنگن چون زندگی رو جنگی تمام نشدنی می دونن.اون توی داستان پدر معنوی گل محمد بود و او بود که گل محمد رو از یک ترار ساده به یک انقلابی پرشور بدل کرد.
داستان پر از داستانهای کوچکتری است که هر کدام یک داستان بلد است.داستان قدیر خشن و اجتماع ستیز،داستان سیاستمدار مرموزی مثل بابقلی و داستان عشق نافرجام شیرو به ماه درویش دوره گرد،وفاداری عمیق زیور زن بی بچه گل محمد به او و عشق اساطیری مارال به گل محمد و بالعکس و حتی داستان خود ستار پینه دوز و البته داستان کوتاهتر بلقیس مادری که مثل کویر پر از غم ولی استوار است.اینهمه داستان در یک رمان بزرگ و درخشان بینظیره.بیشک این رمان با آثار بزرگی مثل خوشه های خشم جان اشتاین بک و جنگ و صلح تولستوی و بخصوص دن آرام شولوخف قابل مقایسه است و بعضی مواقع در بعضی فصول بالاتر هم قرار می گیرد.
این رمان بیشک به همراه آتش بدون دود نادر ابراهیمی بهترین و درخشانترین آثار ادبیات داستانی معاصر ماست.اما متأسفانه هردو اثر به خاطر مسائلی که فقط در ایران،داستان و ادبیات فدای سیاست می شوند و ارزش ادبی و فرهنگی یک اثر با جناح سیاسی و تفکر حزبی نویسنده مقایسه می شود و اگر با نگاه رسمی نویسنده نگاه متفاوتی داشته باشد بکل کنار گزارده شده و بیتوجه به آن از آن می گذریم،آنقدر که باید قدر منزلت پیدا نکرده و کسی هم سعی نکرده با ترجمه آنها جهانیان را با مخزن بزرگ ادبی ما آشنا کند.
رمان دیگر دولت آبادی "روزگار مردم سالخورده" هم باز شاهکاری بیبدیل در کویر ادبی ماست.داستانی تمثیلی و شاعرانه که سرشار از المانهای ملی و مذهبی ایرانی به خصوص مناطق حاشیه کویر مرکزی است.داستانی که با سبکی خاص و استثنایی از زبان یکی از همان مردم سیل گذر سنت به مدرنیسم و تحولات اجتماعی ایران را در فضایی بعضا سورئال بیان می دارد.داستانی که می تواند با صدسال تنهایی مارکز و جنگ آخرالزمان یوسا تنه به تنه بزند.

محمود دولت آبادي در سال 1319 خورشيدي در يك خانواده ساده،در روستاي دولت آباد متولد شد. روستايي نسبتأ بزرگ با حدود 140 خانوار جمعيت که در شش هفت كيلومتري جنوب سبزوار قرار دارد.
او تا شش هفت سالگي را در همانجا گذراند و نخستين آشنايي را با الفبا در همانجا پيدا كرد ، و تا بدانجا كه قصه هاي عاميانه مكتوبي را كه در دسترس مي داشت در همان سال ها خواند. همچون چهل طوطي ، حسين كرد شبستري، گرشاسب نامه و به ويژه امير ارسلان نامدار، كه آن را دو سه بار دوره كرد. چيزهايي كه تخيل را در ذهنش كاشتند و به آن جان دادند. خيال پردازي اي كه مادر همه قصه هاست، و بي گمان همين علاقه به قصه و داستان و مانندهايشان همچون نقالي، شمايل گرداني ، هنرهاي مطربي ، مديه خواني درويش جهانگرد،نشستن پاي صحبت پيرمرد تنهايي كه در گوشة مسجد كوچك ده مأوا گرفته بود، وبه ويژه تعزيه و شاهنامه خواني ،انگيزه عمده گرايش بعدي دولت آبادي به داستان نويسي بوده اند . يعني زمينه ها و مواد لازم براي قصه نويسي را در ذهن و جان او جاي دادند و پروراندند . آن هم ، البته ، هنگامي كه در خانواده شان يك شب آرام موجود نداشت و نمي توانست هم وجود داشته باشد كه راستش دو گروه فرزند بودند از دو مادر ويك پدر. چيزي كه خودش به تنهايي خيلي از خيالپردازي ها را پديد مي آورد و به آن ها دامن مي زند و مي تواند مايه و زمينه اي بس مناسب براي قصه پردازي هاي آينده باشد ، آينده اي كه از دو اتفاق مهم كودكي نشأت گرفته است . دهه عاشورا و عروسي هاي زمستانه.
در اين ميان نقش زنده ياد پدر بسي ارزنده و سر نوشت ساز است . مردي كه از سويي با وجود گرفتن آب شفا از درويش دوره گرد براي حفظ و درمان گو سفندان خود ، با حافظ و سعدي بيگانه نبود ، واز سوي ديگر چون شوق و علاقة فرزند را به آن مسايل مي ديد به فكر فرستادن او به شهر براي طلبه شدن افتاد. كه اين امر به عللي نشد و محمود تا 12 ، 13 سالگي همچنان در ده ماندو تا هنگامي كه براي نخستين بار براي كار در زمين غربت ، آغوش خانواده را ترك كرد،پيش از آن به كارهاي گوناگون روستايي از كاشت و تا گوسفنداري ... سر گرم بود. پس از آن چندي به عنوان پادو و وردست در يك كفاشي كار كرد ، مدتي وردست پدر و برادران خود در كارگاه تخت گيوه كشي ، بعد شاگرد دوچرخه ساز شد ، آنگاه در يك كارخانة پنبه پاك كني كار كرد ، و بعد به سلماني گري پرداخت . پيشه اي كه تا ساليان دراز، در مواقع اضطرار ممر معاشش مي شد. پس از نخستين دورة سلماني گري مدتي به صورت كارگر فصلي در ايوان كي روي زمين كار كرد ، و سر انجام راهي تهران شد. به تهران كه آمد نخست در يك چاپخانه ، كوچك حروفچيني كرد و مدتي در كشتارگاه به سلماني گري پرداخت . آن گاه مدتي به ولايت و از آنجا به مشهد رفت. به تهران كه باز آمد دكلاماتور تئاتر و گاهي سوفلور و همزمان با آن كنترلچي سينما شد . بعد مدتی براي روزنامه كيهان آگهي مي گرفت كه از بيكاری برايش سخت تر بود، بعد در بخش تجارتي دايرة شهرستان هاي روزنامه كار كرد، كه در اثر اشتباه فارسي نويسي اخراج شد و به انبار داري و فيش كردن صورت اجناس در يك شركت پرداخت .كه آن را از زور خستگي و بيهودگي رها كرد و در يك تئاتر تلفن چي شد و سر انجام در سال هاي 49، 1348 به عنوان كارمند موقت در كانون پرورش فكري به كار پرداخت ،كه آن هم با باز داشت او در اسفند1353 از او گرفته شد . بازداشت محمود تا اسفند 1355 طول كشيد .علت آن هر چه باشد ، ريشه در خاستگاه اجتماعي ، تحول فكري و پرورش سياسي او دارد كه ديديم نه ناز پرورده بود ، نه برج عاج نشين و نه دست پروردة مرام هاي وارداتي يا جعلي داخلي.ودر نتيجه نمي توانست با نظام حاكم كنار بيايد و در بازي هاي سياسي اش شركت كند. آنچه او هميشه مي انديشيد و غالبأ به زبان مي آورد كه تا وقتي انسان دچار نباشد شب ها در كنار خيابان بخوابد نمي تواند حدود بي مسئوليتي محيط اجتماعي را نسبت به فرزندان خود درك كند ،و تا از لامكاني روي پشت بام آغل خانه نخوابد نمي تواند قدر و ارزش امنيت اجتماعي و ضرورت آن را براي يكايك مردم جامعه بفهمد و تا توي يك خانه سي متري كه جمعيت در آن موج مي زند، زندگي نكند و از بوي گند شكم روشیک نفر بيمار نتواند بخوابد مشكل بتواند بر اين عقيده بماند كه انسان ابتدا مي بايد از حداقل امكانات زندگي و حرمت انساني بر خوردار باشد و بعد به جنگ منفورترين موجودات ، يعني بيكاره هاي مفتخور و انگل ها و تنبل ها ، كه غالبآ نيروهاي سياه جامعه را تشكيل مي دهند برود.
محمود دولت آبادي در سال 1338 يا 39 در حالي كه به سن خدمت سربازي رسيده بود، به شوق نام نويسي در كلاس تئاتر آناهيتا از مشهد به تهران آمد. اما اين كلاس شروع به كار كرده و زمان نام نويسي گذشته بود. ناگريز به تئاتر پارس در لاله زار رفت و اعلام كنندة برنامه ها شد. نمايشنامة تنگناي او محصول تجربه هاي اين دوره است.
البته، دولت آبادي از پاي ننشست و بي ديپلم دبيرستان، در اثر پا فشاري سر انجام به كلاس آناهيتا راه يافت و چندان استعدادي از خود نشان داد كه شاگرد اول رشته هنر پيشگي شد. آغازي براي يك تجربه عميق و سرشار كه چند سال طول كشيد و تا لحظه باز داشت در مقام هنر پيشة تئاتر در چند نمايشنامه بازي كرد و يك بار هم در فيلم گاو اثر داريوش مهرجويي ظاهر شد.
خلاصه اينكه همين زندگي و كارها وجود او را ساختند و اشتياقش را براي دستيابي به ادبيات روز به روز افزون تر كردند. در واقع اعتقاد خودش اين است كه انسان تا كار نكند نمي تواند به شناخت چيزي برسد. انسان از رهگذر كار به قابليت ها ، ناتواني ها و توانايي هاي خود پي مي برد و از همين راه است كه روابط اجتماعي و اقتصادي و مناسبات انساني را امس و حس مي كند.»
پدرش هم به او گفته بود كه هيچ چيز مثل كار نمي تواند آدم را از كسالت در بياورد ، و لذا او هر گز از كار خسته نشده است .
آشنايي دولت آبادي با ادبيات جديد در همان دولت آباد، و از زبان كساني كه گرايش هاي سياسي داشتند، آغاز شد. صادق هدايت ، صادق چوبك و بزرگ علوی و نخستين سفرش به تهران وسفر يك ساله اش به مشهد و شركت در تماشاي نمايش هاي عروسكي روزهاي جمعه در كوه سنگي و بازگشت دوباره اش به تهران، تغيير چشم گيري در اين آشنايي نسبي پديد نياورد. او تا سالهاي 38 بيشتر داستان پليسي مي خواند تا آنكه از رهگذر تماشاي چند فيلم خارجي و خواندن چند داستان از چخوف ، در يافت كه نويسندگاني هم در دنيا بوده اند و هستند كه در باره واقيعت و حقيقت نوشته اند و مي نويسند.كه وقتي محمود آثار آنها را خواند يقين كرد كه نويسنده خواهد شد زيرا در اين آثار هيچ فاصله اي ميان خودش و محيطش نمي ديد و از آن پس بود كه حس كرد جرات دارد قلم بر دارد و سياه مشق ها يي بنويسد، هر چند كه البته همة آنچه را كه تا پيش از نوشتن ته شب نوشته بود ، به دست آتش سپرد.
محمود دولت آبادي ذهني وقاد و حافظه اي نيرومند دارد و شايد همين ها راز سر شاري و پرمايگي داستان هاي اويند. او همه آنچه را در كودكي ديده يا شنيده است در ذهن خود حاضر دارد.
ويژگي كارهاي محمود دولت آبادي اين است كه در آنها كوشش خود را براي نزديك شدن به باور و يقين خواننده به كار برده است. مضامين داستان هايش، به تبع نخستين و بكرترين تاثراتش ، روستايي هستند، و آنچه نوشته نه به علت بيان بي واسطة تجربيات، بلكه به سبب تاثيرات عميقي كه از زندگي گرفته توانسته است با خوننده رابطه اي صميمانه بر قرار كند ، و اين محصول آغشتگي نويسنده است با قهرمان ها و محيطش . لذا ملاك قضاوت در باره آثار خود را هم خواننده هاي صادق و بي غرض آن نوشته ها مي داند . نخستين داستان دولت آبادي كه در سال 1341 در مجله آناهيتا چاپ شد "ته شب" نام داشت.
در همین دوران دهه 1340 بود که دولت‌آبادی به صورت جدی با تأتر آشنا شد و ۶ ماه نظری و ۶ ماه هم عملی درس تأتر خواند. در این دوره شاگرد اول شد و پس از آن شبهای سفید داستایوسکی را بازی كرد و بعد قرعه برای مرگ اثر واهه کاچا؛ بازی در نمایش اینس مندو, تانیا, نگاهی از پل اثر آرتور میلر, و بعد از آن کار در اداره برنامه های تأتر بود. سپس به گروه هنر ملی پیوست دوره پرباری برای او آغاز شد.
بازی در نمایش شهر طلایی تدوین عباس جوانمرد قصه طلسم و حریر و ماهیگیر نوشته علی حاتمی, ضیافت و عروسکها نوشته بهرام بیضایی, سه نمایشنامه پیوسته مرگ در پاییز نوشته اکبر رادی و تمام آرزوها نوشته نصرت نویدی و پس از آن بازی در نمایش راشومون که کارگردانی آن را بعدها خود به عهده گرفت. بعدها مشارکت در انجمن تأتر, بازی در نمایشنامه حادثه درویشی نوشته آرتور میلر با کارگردانی ناصر رحمانی نژاد چهره های سیمون ماشار اثر برشت با کارگردانی مشترک محسن بلغانی و سعید سلطان پور.
در سال ۱۳۵۳ مهین اسکویی، کارگردان تأتر از او دعوت كرد که در نمایشنامه در اعماق اثر ماکیسم گورکی ایفای نقش کند. از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ تأتر و داستان نویسی، دوشادوش هم، ذهن دولتآبادی را تسخیر کرده بود.
پس از "ته‌شب"، دولت‌آبادی "ادبار" را به همراه داستان‌های "بند"، "پای گلدسته امامزاده"، "هجرت سلیمان" و "سايه‌های خسته"، در مجموعه "لايه‌های بيابانی" در سال ۱۳۴۷ منتشر کرد.
داستان بعدی او "هجرت سلیمان" و "سايه‌های خسته"، است که از نظر ساختار با آثاری که تا به آن روز منتشر کرده بسیار متفاوت است. در این اثر، دخالت نویسنده بسیار ناچیز است، دیالوگ و عمل داستانی ماجرا را به پیش می‌برد که نقش تأثر در آن غیر قابل انکار است. اثر بعدی دولت‌آبادی "بیابانی" است که نقطه عصیان آثار دولت‌آبادی نیز به شمار می‌رود، داستان دیگری از ناکارآمدی ساخت و ساز نوین اجتماعی.
پس از آن، دولت‌آبادی اولین رمانش را تحت عنوان "سفر" به چاپ رساند. این رمان از طرح داستان محکمی برخوردار نبود. "سفر" داستان یک گره، یک بن‌بست است، داستان با یک بحران آغاز می‌شود؛ از بی‌کار شدن مختار و طلیعه دنیای جدید و ورود ماشین که این گرفتاری‌ها را آغاز کرده‌است. پس از آن دولت‌آبادی رمان "اوسنه بابا سبحان" را منتشر کرد که از ساخت خوبی برخوردار است. رمان با بابا سبحان آغاز می‌شود و بعد عروسش شوکت و آن‌گاه پسرها صالح و مصیب و دیگر شخصیت‌ها، در شبکه‌ای منطقی از روابط اجتماعی روستا و تعاملی معقول و ناگزیر، يکی‌يکی پا به صحنه داستان می‌گذارند.
رمان بعدی دولت‌آبادی "باشبيرو" است که این اثر با آثار قبلی دولت‌آبادی تفاوت فاحشی دارد.
دولت‌آبادی داستان‌هایی دارد که پرده داستان به روی یک زن باز می‌شود. "جای خالی سلوچ" و "کلیدر" (و نيز "باشبيرو") از آن جمله است. پس از آن "گاواره‌بان" را می‌نویسد که رمانی کوتاه‌تر از "باشبيرو" و نه به خوبی "اوسنه بابا سبحان" است، "گاواره‌بان" نیز چون همیشه با یک بحران آغاز می‌شود.
داستان بعدی دولت‌آبادی، "مرد" است که در سال ۵۱ نوشته می‌شود ولی در سال ۵۳ به دست مخاطبان می‌رسد. داستان کوتاه نسبتاً بلندی راجع به مرد شدن یک پسر نوجوان، این نوشته مثل بقیه آثار دولت‌آبادی داستان فقر است اما داستان نکبت نیست و این درست در جهت عکس نوشته‌های نویسنده‌ای مثل چوبک است که در آن‌ها می‌توان بوی چرک و کثافت را فهمید، ولی تفاوت دولت‌آبادی با چوبک در این است که وقتی دولت‌آبادی از مردم عادی یا فرودست جامعه صحبت می‌کند نگاه او نگاهی آرمانی و حتی حماسی است. اثر بعدی او "عقیل عقیل" است. این اثر دیگر با بحران شروع نمی‌شود بلکه داستان با فاجعه آغاز می‌شود؛ زلزله! در مرکز فاجعه عقیل قرار دارد که همه کسش مرده‌اند جز دخترش شهربانو، که با او به صحرا رفته بوده‌است و جز پسرش تیمور که در گناباد به سربازی رفته‌است. در "عقیل عقیل" این پدر است که پسر را گم کرده‌است اما در واقع تیمور تنها پسر عقیل نیست که همه کس و کار اوست؛ پس باز هم عقیل پدر گم کرده‌ای بیش نیست.
پس از آن "از خم چنبر" را منتشر می‌کند که بسیاری معتقدند موضوع یا ماجرا در این داستان اهمیت ندارد. اثر دیگری که از دولت‌آبادی منتشر می‌شود "دیدار بلوچ" سفرنامه کوتاهی است که شرح سفری است که دولت‌آبادی به زاهدان و آن حدود داشته است. سفرنامه از مشاهدات وی از زاهدان آغاز شده و بعد همراه راوی به میرجاوه و زابل هم سری میزنیم. در این اثر برخی افکار و روحیاتی که دولت‌آبادی در جابه‌جای آثارش به عنوان تفکری محوری در داستان‌هایش بروز داده است، در این اثر نمودی آشکار و مستقیم پیدا می‌کند. اثر بعدی او "جای خالی سلوچ" است. اين داستان با غیبت سلوچ با جای خالی او آغاز می‌شود، پدر نقطه اتکا و اطمینان خانواده ناگهان نیست شده یا از بین رفته است.
اثر بعدی دولت‌آبادی "کلیدر" است, رمانی در ستایش کار و زندگی و طبیعت، که خود دولت‌آبادی بارها گفته است "دیگر گمان نکنم که نیرو و قدرت و دل و دماغم اجازه بدهد که کاری کاملتر از کلیدر بکنم. کلیدر از جهت کمی و کیفی، کاملترین کاری است که من تصور می‌کردهام که بتوانم و شاید بشود, گفت در برخی جهات از تصور خودم هم زیادتر است.
کلیدر, یک رمان عظیم روستایی است در ۱۰ جلد و بالغ بر ۳ هزار صفحه که او بیش از ۱۵ سال عمرش را صرف نگارش آن کرده است و حجیمترین رمان فارسی به شمار میرود ؛ البته گمان نمیرود که دوباره چنین حادثهای تکرار شود, با زبانی فخیم و حماسی و بیش از شصت شخصیت که جملگی تمام و کمال پرداخته شدهاند.
دولت آبادی, در ادامه جلد دوم "مردم سالخورده" را مینویسد که زندگی همه آدمهایی است که چون راوی دردمند این اثر زخمها را از این زمانه بیرحم بر جان خود احساس می‌کند؛ فقر, فقر, فقر.
اثر بعدی او "سلوک" است که جنجالهای بسیاری را به پا کرد. و محمدعلی سپانلو، در ماهنامه جشن كتاب در دورانی كه خودش سردبیری آن را بر عهده داشت،‌ نقد مفصلی بر آن نوشت.
بیشک محمود دولت آبادی یکی مهمترین و درخشان ترین نویسندگان ایرانی رد دوره معاصر است که با استفاده از فرهنگ بومی و ملی ایران زمین و حفظ نقطه نظر ایرانی داستانهایی جهانشمول،انسانی و شکوهمند بیافریند.

لیست آثار محمود دولت آبادی:
جای خالی سلوچ (رمان)
کلیدر (رمان)
روزگار سپری شده مردم سالخورده (رمان)
تنگنا (نمایشنامه)
هجرت سلیمان
از خم چنبر
مرد
آهوی بخت من گزل (داستان)
روز و شب یوسف
ما نیز مردمی هستیم (گفت و گو)
سلوک
لایه‌های بیابانی
عقیل، عقیل
گاواره‌بان
ناگریزی و گزینش هنرمند (مجموعه مقاله)
سفر (رمان)
اتوبوس (رمان)
آن مادیان سرخ‌یال
کارنامه سپنج (مجموعه داستان و نمایشنامه)
ققنوس
باشبیرو (نمایشنامه)
دیدار بلوچ (سفرنامه)
ته شب (داستان)
آوسنه بابا سبحان (داستان بلند)
موقعیت کلی هنر و ادبیات کنونی
رد، گفت و گزار سپنج
لينک ثابت | نوشته شده در  88/02/19ساعت   20                                                                                  

یک افسانه پریان شگفت انگیز

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


در دورانی که خشونت و بیرحمی،سرکوب،فساد،تباهی و بیعدالتی جهان را پرکرده است و سینما هم به فراخور آن سیاه،دلهره آور و ترسناک شده است کمتر می شود دید کسی هنوز به رویاهای کودکی و داستانهای پریان از نگاه یک کودک آغازه قرن بیستم که هنوز کودکان جهان با سیندرلاها و سفیدبرفی ها و کت قرمزی ها به خواب می رفتند بنگرد.ژان پیر ژونه در حقیقت با فیلم املی پولن برای آن کودکان حالا بزرگ شده که دیگر سادگی و روشنایی کودکیشان را فراوموش کرده اند فیلمی سرشار از کودکی،نوستالژی و زیبا فراهم کرده است.اهمیت این فیلم این است که نه در دهه سی و چهل که در دهه های آغازین قرنی ساخته شده که سردمدارن فرهنگیش نمی توانند برای امیدی فراهم کنند و خودشان هم ناامید شده اند.املی بیشک سمبلی از کودک درونی است که نمی خواهد تغییر کند و همین او را منزوی و تنها کرده است.حال این کودک درون دو راه پیش رو دارد.یا باید بزرگ شده و مثل اسکار طبل حلبی گراس به انسانی تلخ اندیش بدل شود و یا با یافتن همراهی همفکر که هنوز به کودک درونش وفادار است کلونی کوچکی از همنوعانش را فراهم کند تا نسلشان منقرض نشود.تمام فیلم تلاش شگرف دختری است که با نیروی ایمان ساده یک کودک می خواهد جهان را تغییر دهد و خود را نیز همین طور.فیلم به شکل شگرفی مثل آثار امپرسیونیستی نقاشانی چون مونه،سزان و رنوار سرشار از رنگ و زندگی است.فیلمساز عمداً با اینهمه رنگ ما را غرق می کند تا موقتاً دنیای بیرنگ و روی واقعی را فرامش کنیم.موسیقی بیادماندنی یان تیرسون که با تأکید بر آکاردئون که به نوعی یک ساز اصیل فرانسوی با همه نشانه های فرهنگی رمانتیسیستی فرانسه چنان فضایی خیال انگیز و درخشان تصویر کرده است که ما را به کل از دنیایی واقعی منتزع می کند.فیلم می خواهد ما از لحظه لحظه آن همراه قهرمانش لذتی عظیم و اقعی ببریم زیرا بیرون از سینما آن را نخواهد یافت.این فیلم مارا به یاد فیلم شور انگیز فرانک کاپرا چه زندگی شگفت انگیزیست می اندازد.ژونه هم توانسته از افتادن به دام افراط رهایی یافته و با راه رفتن روی لبه تیغ فانتزی داستان را به خوبی به سرانجام برساند کاری که در بسیاری از فیلمها به آن دچار می شوند.دیگر فیلمی که شاید همین قدر موفق بوده است فیلم ماهی بزرگ تیم برتن بود.اما اینها خیلی نادرند و بیشتر داستانهای پریان پوچ و بیمعنی از آب در می آیند.
این فیلم یکی از امیدوارکننده ترین آثار هزاره سوم است هرچند تعداد این نوع فیلمها بسیار کم است اما وجود همین تعداد نادر هنوز مارا به سرنوشت انسان امیدوار می کند.باشد باز هم از ای نوع فیلمها ببینیم.
لينک ثابت | نوشته شده در  88/02/18ساعت   0                                                                                  

جان گریشام وکیل نویسنده

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


همان طور که در حوزه سینما ژانر دادگاهی یکی از ژانرهای مهم و مهیج و تأثیز گذار بوده است در دنیای ادبیات هم مطمئناً این ژانر جایگاهی مهمی دارد.به خصوص در آمریکا با توجه به نوع خاص سیستم قضایی این کشور که هر محاکمه شامل مراحل متعددی است که هر کدام قابلیتهای دراماتیک خاصی دارند این ژانر ادبی جایگاه خاصی دارد.براین اساس اغلب این داستانها پرفروش و پرطرفدار می شوند زیرا هم مانند داستانهای ماجرایی پرتب و تاب و مهیج است و هم مانند رمانهای پلیسی و معمایی و کاراگاهی خواننده باید همچون وکیلی کارازموده با تحلیل جریان حوادث و رویدادها نتیجه پرونده ها و محاکمات را حدس بزند.
جان گریشام از این لحاظ می تواند یکی از بزرگترین رماننویسان دادگاهی تاریخ باشد.او در رمانهایش علاوه بر تکیه بر دادگاه و نظام قضایی آمریکا به بررسی روانشناسانه مردم کشورش و به خصوص قضات،وکلا و دادستانها می پردازد و در این میان با تحلیل آنها جامعه ای که در آن زندگی می کند تحلیل و به نقد می کشد.جان گریشام John Grisham در 8 فوریه 1955 در جانسبرو آرکانزاس متولد شد. پدرش كارگر ساختماني بود و گريشام خردسال درهمان روزها رؤياي تبديل شدن به يك بازيكن حرفه اي بيس بال را در سر مي پروراند.گريشام بعدها دربزرگسالي با آگاهي به اينكه جوهره وجودي چنين مشاغلي را درخود ندارد اقدام به تعويض چند شغل و درنهايت تحصيل در رشته حسابداري دانشگاه ايالتي مي سي سي پي كرد. درسال ۱۹۸۱ ، پس از فارغ التحصيلي در رشته حقوق به مدت يك دهه به وكالت پرداخت. درسال ۱۹۸۳ به عضويت مجلس نمايندگان ايالتي آرکانزاس انتخاب شد وتا سال ۱۹۹۰ درهمانجا مشغول به خدمت بود .اما تجربه وکالت او را به نویسندگی سوق داد تا داستانهای دنیای پیرامونیش را به قلم در آورد.نوشتن نخستين رمان پرفروش او تحت عنوان "زماني براي كشتنA Time to Kill "سه سال بطول انجاميد و سرانجام درسال ۱۹۸۷ به اتمام رسيد. اين رمان كه درهمان زمان از سوي بسياري از ناشرين با استقبال مواجه نشد سرانجام توسط انتشارات وين وود خريداري شد و درتابستان ۱۹۸۸ درتيراژ پنج هزارنسخه به چاپ رسيد.رمان بلافاصله مورد توجه قرار گرفت و پر فروش شد.زمانی برای کشتن داستانی از بطن جامعه آمریکا است.به دنبال تجاوز به دختر کوچک یک سیاهپوست او خود مجری عدالت می شود و دو سفیدپوست متجاوز را می کشد.وکیلی سفید پوست و آرمان خواه که هم به شهرت و هم به پرونده ای که بتواند او را بالاتر بکشد نیاز دارد با قبول دفاع از او پای در راهی دشوار می گذارد که بعضاً به خاطر توجه عمومی اعم از نژادپرستان و طرفداران حقوق مدنی سیاهان دشوارتر هم شده است.او تهدید می شود،دستیارش مورد ضرب و شتم قرار می گیرد،هدف گلوله قرار می گیرد اما کوتاه نمی آید تا موکلش را آزاد کند.رمان در قالب داستانی پرهیجان و پر جزئیات وضع متزلزل جامعه آمریکا به خصوص در ایالات میانه و جنوبی را که در بین نژادپرستی و هرج و مرج در نوسان است را به تصویر می شد." دفتر حقوقي وكلا یا بنگاه The Firm "رمان بعدي گريشام بود كه داستان يك وكيل مدافع جوان و زيرك را باز مي گفت كه فريب مجموعه اي از وكلاي به ظاهر خوب يك دفتر حقوقي را مي خورد ولی ماهرانه خود را نجات می دهد. با فروش امتياز سينمايي اين رمان به مبلغ ششصدهزاردلار به كمپاني فيلمسازي پارامونت پيكچرز که با بازی تام کروز و کاگردانی سیدنی پولاک به فیلم مهیج و پرفروشی بدل شد، گريشام به ناگهان به عنوان يك نويسنده موفق و صاحب نام درميان ناشران به شهرت رسيد، رمان مزبور به مدت چهل وهفت هفته در فهرست پرفروش ترين كتابهاي نشريه نيويورك تايمز قرار گرفت و عنوان پرفروش ترين رمان سال ۱98۹ را دريافت كرد.
رمان بعدش هم با نام "پرونده پلیکان The Pelican Brief" در سال 1992 هم موفقیت او را تظمین کرد و بعداً بر اساس آن فیلمی با بازی دوستاره هالیوودی جولیا رابرتز و دنزل واشینگتن ساخته شد.درپي اين موفقيت چشمگير حرفه اي رمان ديگري از گريشام تحت عنوان "موكل The Client "در سال 1993 بارديگر برصدر جدول فروش كتابهاي روز نیویورک تایمز صعود كرد واز آن پس اين نويسنده به عنوان استاد برجسته تريلرهاي حقوقي ـ جنايي ، مرزهاي شهرت را درسرتاسر آمريكا و اروپا درنورديد.در موکل او با تأکید بر یک کودک زرنگ و باهوش که می تواند خود و برادرش و مادرش را از گرداب تله های پلیس و تبهکاران با کمک یک زن وکیل نجات دهد توانسته است علاوه بر فضای اغلب آثارش که به نقد نظام قضایی و پلیسی می پردازد نوعی طنز ظریف را نیز وارد داستان کرده و رمان را به اثری گرم و گیرا که مورد توجه همه باشد تبدیل کند.این رمان هم با بازی سوزان سارندون به فیلم درآمد.او موفقيت را در آثار بعدي خود همچون هیئت منصفه فراری،شريک،وکيل خياباني،برادر خوانده ها،باران ساز،وصیت نامه،احضاریه و وکیلی برای خسارت نيز تکرار کرد.در هیئت منصفه فراری داستان مثلثی یک وکیل و یک دادستان و دو جوان انتقامجو داستان بدیع و پیچیده ساخته است.این داستان هم با بازی داستین هافمن،جین هاکمن،نائومی واتس و جان کیوزاک به فیلم بدل شد.در باران ساز که با بازی مت دیمن فیلم شد وکیلی سمج و باهوش و تازه کار می تواند شرکت بزرگ بیمه ای را به خاک سیاه بنشاند اما به خاطر زنی همه را رها می کند.در وصیتنامه که به نظر من غیر متعارفترین اثر گریشام است وکیلی الکلی و بیزار از زندگی با آشنایی با وارثه ای قدیس وار که در برزیل به مردم بدوی کمک می کند و سرانجام هم به علت اپیدمی یک بیماری کشنده می میرد زندگیش متحول می شود.در این رمان نویسنده به خوبی فضای پوچ و تباه شده جامعه اش را که فقط پول بر آن حاکم است تصویر می کند وبا توصیف وراث مردی پولدار که هر کدام به نوعی زندگی انگلی معتادند جامعه را نقد میکند.در وکیلی برای خسارت ما باز با همان داستان معروف مرد پشیمان و عشق باز گشته روبروهستیم که در قالبی تازه و جذاب تصویر شده است.
گریشام بیشک هماکنون یکی از موفقترین نویسندگان جهان است که علاوه بر فروش و ترجمه بالای آثارش توانسته استاندارد جدیدی بر رمانهای دادگاهی و قضایی اعمال کند.

لیست آثار جان گریشام:
Ford County (2009)
The Associate (2009)
The Appeal (2008)
Playing for Pizza (2007)
The Innocent Man (2006)
The Broker (2005)
The Last Juror (2004)
Bleachers (2003)
The King of Torts (2003)
The Summons (2002)
A Painted House (2001)
Skipping Christmas (2001)
The Brethren (2000)
The Testament (1999)
The Street Lawyer (1998)
The Partner (1997)
The Runaway Jury (1996)
The Rainmaker (1995)
The Chamber (1994)
The Client (1993)
The Pelican Brief (1992)
The Firm (1991)
A Time to Kill (1989)
Mississippi Politics: The Struggle for Power, 1976-2006 by Jere Nash, Andy Taggart, and John Grisham (2006)
Films based on his novels
The Firm (1993)
The Pelican Brief (1993)
The Client (1994)
A Time to Kill (1996)
The Chamber (1996)
The Rainmaker (1997)
The Gingerbread Man (1998) Based on an unpublished short story
A Painted House (2003)
Runaway Jury (2003)
Mickey (2004) Original screenplay by John Grisham
Christmas with the Kranks (2004) Based on the novel 'Skipping Christmas'

لينک ثابت | نوشته شده در  88/02/18ساعت   0                                                                                  

Wild World - Cat Stevens

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


یک آهنگ شنیدنی از خواننده پر سر و صدای دهه هفتادی کت استیونس که البته کسی دیگر او را با این نام نمی شناسد و همه او را فقط با یک نام صدا می زنند: یوسف اسلام
آهنگ عاشقانه جهان وحشی (Wild World) یکی از بهترین های یوسف اسلام است که آن را قبل از ایمان آوردن به اسلام خوانند و با آن مشهور شد و بلافاصله پس از ارائه در صدر پر فروش ترین آهنگ ایستاد.
البته کت استیونس چندی پس از ضبط این آهنگ مسلمان شد و نام خود را به یوسف و فامیل خود را به اسلام تغییر داد و تا سال 2006 هیچ آلبوم دیگری ارائه نداد.

دانلود آهنگ
متن ترانه:
Now that I’ve lost everything to you
You say you wanna start something new
And it’s breakin’ my heart you’re leavin’
Baby, I’m grievin’
But if you wanna leave, take good care
I hope you have a lot of nice things to wear
But then a lot of nice things turn bad out there
Chorus:
Oh, baby, baby, it’s a wild world
It’s hard to get by just upon a smile
Oh, baby, baby, it’s a wild world
I’ll always remember you like a child, girl
You know I’ve seen a lot of what the world can do
And it’s breaking my heart in two
Because I never wanna see you a sad girl
Don’t be a bad girl
But if you wanna leave, take good care
I hope you make a lot of nice friends out there
But just remember there’s a lot of bad and beware
Chorus:
Oh, baby, baby, it’s a wild world
It’s hard to get by just upon a smile
Oh, baby, baby, it’s a wild world
I’ll always remember you like a child, girl
Baby, I love you
But if you wanna leave, take good care
I hope you make a lot of nice friends out there
But just remember there’s a lot of bad and beware
Chorus:
Oh, baby, baby, it’s a wild world
It’s hard to get by just upon a smile
Oh, baby, baby, it’s a wild world
I’ll always remember you like a child, girl


لينک ثابت | نوشته شده در  88/02/18ساعت   0                                                                                  

هربرت جرج ولز علمی تخیلی نویس معترض

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


همزمان با ورن نویسنده بزرگ دیگری هم با آرمانهایی کاملا متفاوت اما همانقدر پرقدرت و انسان دوست در انگلستان  ظهور کرد.بلافاصله بعد از آشناییم با ورن من با هربرت جرج ولز  Herbert George Wells(1866-1946)برخورد کردم."ماشین زمان" اولین رمانی بود که از او خواندم.داستان گیرا،سر راست و نفسگیری که من را بشدت تکان داد.قهرمان داستان که دانشمندی کنجکاو است ماشین زمانی می سازد و به آینده می رود ولی آینده اصلاً شکوهمند نیست.تمدن بشری که بر پایه قدرتمندان و رنجبران زیر دست بنا شده است با افزایش رفاه فرمانروایان،آنها نیاز به هوش و نبوغشان را از دست دادند ولی رنجبران که مجبور به زندگی در زیرزمین شده اند به علت فشار و خفقان حاکم هوششان را برای نابودی حاکمان حفظ می کنند.آنها به مرور زمان حاکمان را می خورند و به نوعی زندگی تعادلی با طبقه حاکم می پردازند.طبقه حاکم حال همان زندگی رفاه انگیز خود را دنبال می کند اما در واقع زیر سلطه رنجبرانی است که به علت نیاز به خدمت حال آنها را حفظ می کنند و بعضی مواقع برای اطفای حس خشونت نهادینه شده آنها بعضی از حاکمان را می کشند.حال لویی ها یا همان حاکمان سابق بسیار منفعلند و به شدت از تاریکی می ترسند و مورلاکها هم انسانیتشان را از دست داده و مانند حاکمان سابق بیخیال و درنده شده اند.این دنیای بدوی و بی روح را فقط علاقه یکی از لویی ها به قهرمان تلطیف می کند.وقتی مورلاکها این فرد را برای خوردن می دزدند قهرمان برخواسته و مورلاکها را با آتش زدن جنگل محل زندگیشان نابود می کند ولی آن فرد هم می میرد.قهرمان شکست خورده سوار ماشینش می شود و می گریزد.او که ناامید شده می خواهد بیند آینده دورتر برود شاید امیدی باشد اما با سرزمینی تهی و بیهوده و بدون هیچ جنبنده ای روبرو می شود.او ناامیدتر به آینده ای نزدیکتر به زمانش می رود.آنجا با جنگی فراگیر روبرو می شود که ثمره تلاش بیهوده انسان برای مقابله با میل قدرت طلبی با صلاح علم بوده است.او باز هم می گریزد و به دنیایش می آید تا دوستانش را با این فاجعه روبرو کند اما کمتر کسی باور می کند.او هم باز سوار ماشینش می شود و ناپدید می شود.ولز در این رمان که در 1895 چاپ شد به نویسنده ای جهانی بدل شد.

Herbert george Wells

هربرت جرج ولز در بیست و یکم سپتامبر 1866 در بروملی کنت انگلستان متولد شد.او برعکس ورن از طبقه فقیر جامعه بود.با تلاش شخصیش با کالج سلطنتی راه یافت و زیر نظر نویسنده بزرگ دیگر انگلستان تامس هاکسلی آموزش دید.در رشته های علوم و زیست شناسی لیسانس گرفت. در 1891 با دختر عمویش ازدواج کرد که در 1895 از او جدا شد و با کاترین رابینس، بانوی نویسنده، ازدواج کرد که در 1927 درگذشت. ولز کار نویسندگی را با نوشته‌هایی در زیست‌شناسی آغاز کرد و طولی نکشید که از نویسندگی امرار معاش کرد. اولین دوره نویسندگی ولز دوره خلق داستانهای علمی است و نخستین رمانش در این دوره به نام "ماشین زمان The Time Machine (1895)" با پیروزی عظیم روبرو شد و تقریباً به همه زبانها ترجمه گردید. ولز در این اثر حوادث بیشمار و غیرقابل تصوری را وصف می‌کند و در ضمن پیشگویی هجوآمیزی از جامعه سرمایه‌داری و درسی از جامعه‌شناسی و فرضیه‌هایی علمی به دست می‌دهد. پیروزی کتاب موجب شد که ولز از اولین گام راه اصلی خود را بیابد، از آن پس او نیز مانند ژول ورن از همه منابع شگفت‌انگیز علمی برای خلق رمان علمی سود برد و دستگاههای چون ضبط صوت، رادیو، بالون، سفرهای میان کره‌های آسمانی،‌ بمب اتمی و مانند آن را برای خلق داستان به کار گرفت. داستان مرد نامرئی "The Invisible man (1897)" از داستانهای عجیب و غریبی است که ولز در آنها از نیروی جدید علم الهام گرفته است.مردی به راز نامرئی شدن دست می یابد ولی با هجوم مردم مشکوک و هیجان زده به آپارتمانش می گریزد.با لباسهای مبدل به دهکده ای که یک دوست در آن زندگی می کند می رود اما باز هم با هجوم مردم وحشت زده می گریزد.مجبور می شود مردی ولگرد را مجبور کند برایش غذا فراهم کند اما او هم به او خیانت می کند.دوستش هم وقتی او پیشنهاد استفاده ابزاری از کشفش برای قدرت و ارعاب را نمی پذیرد او را رها می کند.مرد هراسان به جنگل می گریزد اما مردم وحشت زده او را می کشند.مردم که حال مرد نامرئی را مرئی می بینند متوجه ترس مرگبارشان شده و بر جسد قربانی اشک می ریزند.ولز در این رمان علاوه از استفاده علم در داستانی ترسناک و هیجان انگیز به انتقاد از سوئ استفاده از  احساسات گرایی مردم توسط بعضی برای ایجاد جریان مخالف می پردازد.فضای خشونت عمومی حاصل و کشتن مرد نامرئی بسیار به وقایع دوران جنگ جهانی در آلمان نازی و دوران کمونیست یابی در انگلستان و آمریکای دهد پنجاه تشابه دارد. مسئله اجتماعی در آن زمان مقام بسیار مهمی در ذهن نویسنده داشت. اگرچه «مرد نامرئی» مرتکب چندین فقره جنایت می‌شود، رنج‌بر نابغه‌ای است که در پایان کار از «جنتلمنی» مثل دوست مرد که آدم کمرویی است و در نهان به تفوق علمی همدرس سابقش حسد می‌برد و از «بی‌تربیت» بودن او دلخور می‌نماید، دوست‌داشتنی‌تر است. "جنگ دنیاها War of Worlds" رمانی است علمی و تخیلی به قلم ولز که ابتدا در 1897 در مجله پیرسونز مَگزین و بعد در 1898 به صورت کتاب انتشار یافت. ولز، پیش از آن، مرد نامرئی را که به یقین شاهکار اوست، انتشار داده بود و از پی این داستان بود که در صدد تصور ورود مریخیها به کره زمین برآمد. جنگ دنیاها، چنانکه نویسنده حکایت کرده است، زاده الهامی است که روزی از پی اظهار نظر برادرش فرانک، به او دست داد: هنگامی که در ناحیه ساری مشغول گردش بودند، فرانک به او گفت: « لحظه‌ای را به تصور کن که ساکنین سیاره دیگری ناگهان در این چمنزار پیاده شوند و به سوی ما هجوم بیاورند...» کتاب بدین‌گونه شروع شده بود و با جزئیات داستان ترسناک و مهیب خود را جلو برده بود.قهرمان ما که سیل حوادث گیر کرده نمی داند چه کند.سرانجان فضایی ها به نقص ایمنی خود میمیرند و نه به خاطر توان انسان و این بسیار هشدار دهنده است. این رمان علمی تخیلی به اندازه رمانهای ژول ورن روح خوش‌بینانه‌ای ندارد. به عکس، چنین می‌نماید که ولز مخصوصاً خوشش می‌آید که ما را به وحشت اندازد. جوّ کتاب، با وجود شکست نهایی مریخیها، بدبینانه است:" نمی‌توانیم چندان انتظاری از علم داشته باشیم". و آنچه می‌توانیم انتظار داشته باشیم خطرهای تازه و سانحه‌های جهانی است،چرا که علم بیشتر از آنکه زندگی ما را بهبود بخشد، خطرهای تازه‌یی به بار می‌آورد. ولز این دهشتهای آینده را با ایجاز و دقت بسیار توصیف کرده است. شاید ولز خوشش می‌آید که ترس و هراس برانگیزد، و بغضی را که از جامعه دوره ویکتوریا دارد از طریق رمانهای تخیلی فرونشاند. و بدینگونه به جامعه‌ای که به قوت و آرامش خود این‌همه اطمینان دارد بتازد. از جمله داستانهای علمی و خیالپرورانه ولز "داستان باسیل ربوده شده و قصه‌های دیگر "The Stolen Bacillus and the Other Stories است که در 1895منتشر شد. جزیره دکتر مورو "The Island of Dr. Moreau (1896)"، داستان مردی است که بر اثر غرق شدن کشتی به جزیره‌ای متروک می‌افتد و با موجوداتی عجیب روبرو می‌شود که حرکات و رفتاری انسانی دارند ولی به زبانی غیرمفهوم تکلم می‌کنند. مرد پس از تفحص بسیار پی می‌برد که پزشکی با دستیار خود درجزیره بر حیوانها آزمایشهایی انجام می‌دهد و قصد دارد که با پیوند مغز، آنها را به تکلم و حرکات انسانی قادر سازد، اما او و دستیارش به دست حیوانها کشته می‌شوند و مرد به طریقی خود را نجات می‌دهد. ولز در این رمان با لحن تلخ و نیشدار به جامعه عصر خود و حیوانهای انسان‌نمای آن اشاره می‌کند.رمان" نخستین مردان در کره ماه The First Men in the Moon "در 1901 منتشر شد. ولز که از طرفی از خانواده‌ای فقیر بود و به بی‌عدالتیهای اجتماع واقف، و از طرف دیگر فرهنگی وسیع و آموزشی علمی یافته بود که امید برقراری نظامی صحیح و منطقی در جامعه را در او پدید آورده بود، به تدریج به مسائل اجتماعی عصر علاقه‌مند شد و خود را مصلح واقعی و پیامبری الهام‌بخش پنداشت و اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه خویش را در آثار گوناگون عرضه کرد، پس به خلق رمانهای واقع‌بینانه و انتقادی و هجوآمیز روی آورد که در آنها از دنیای رؤیا و تخیل دست برداشته و با صراحت به وصف جامعه پرداخته است. از آثار این دوره این داستانهاست: "قصه‌های فضا و زمان Tales of Space and Time (1899)"، "عشق و آقای لوئیشام Love and Mr Lewisham (1900)"، "غذای خدایان The Food of the Gods (1904)" . در داستان "پیشگوئیها Anticipations (1901)"، ولز تاریخ نزدیکی را اعلام می‌کند که بشر به وسیله ازدیاد محصول در رفاه کامل به سر خواهد برد. کمال مطلوب ولز در پیشرفت صنعت و فن در این اثر خلاصه می‌شود. ولز به سوسیالیسم مارکسیستی می‌گراید و امیدهایش را نه بر زمینه مبارزه طبقاتی، بلکه بر مبنای تعلیم و تربیت علمی قرار می‌دهد که راه قدرت مطلق را بر عالم طبیعت و بر بشر می‌گشاید. ولز در" اوتوپیای جدید a Modern Utopia (1905)" که بهترین نمودار اندیشه‌های اوست، خود را اهل فن و صنعت معرفی می‌کند و قصد دارد طبقه اشرافی جدیدی بسازد. در داستان "کیپس Kipps (1905)" سرگذشت جوان خدمتگزاری به نام کیپس نقل می‌شود که در آرزوی زندگی عالی به سر می‌برد، در حالی که نه هوش فراوانی برای این کار دارد و نه استعداد ترقی و برحسب تصادف به ارثیه‌ای بزرگ دست می‌یابد که آن نیز موجب سعادتش نمی‌شود، نامزد محبوبش می‌خواهد او را به صورت نجیب‌زاده درآورد؛ مردم شهر نیز قیود و الزامهای اجتماعی فراوانی بر او تحمیل می‌کنند و فشار همه اینها او را از خوشبختی دور می‌سازد و هنگامی که ثروت را از دست می‌دهد، بار دیگر به کار می‌پردازد، آن وقت است که به سعادت واقعی دست می‌یابد. از نظر ادبی داستان کیپس شاهکار ولز به شمار می‌آید. پس از این داستان ولز به طور مستقیم به تاریخ عصر خویش می‌پردازد و ""تونوبانگی "Tono-Bungay را در 1909 انتشار می‌دهد که از بهترین رمانهای او محسوب می‌شود و به نحوی زندگینامه او و هجوی است درباره تشکیلات امور مالی وتجاری عصر. ولز در کتاب آن "ورونیکا Ann Veronica (1909)" بخش دیگری از اندیشه خود، در اصلاح جامعه را مطرح کرده و آن خروج زن از قیمومیت مرد است که در کمال بی‌پروایی درباره آن سخن گفته و در این زمینه آثار دیگری نیز انتشار داده است، مانند: "ماکیاولی تازه The New Machiavelli (1911)"، "ازدواج Marriage (1912)"، "دوستان آتشین مزاج The Passionate Friends (1913)" که بیشتر آنها درباره زندگی مرد و رفتارش با زن و هرج و مرج در کانون خانوادگی است. ولز از آشفتگی اخلاقی و روحی با لحنی تمسخرآمیز یاد می‌کند که بر جاذبه بیان او می‌افزاید. جنگ 1914 به طور عمیق ولز را آشفته حال ساخت و در آثارش تأثیری فراوان برجای گذاشت. "آقای بریتلینگ آن را به روشنی می‌بیند Mr Britling Sees It Through (1916)"، داستان نویسنده مشهوری است که در کانون خانوادگی در نهایت آرامش و نیکبختی به سر می‌برد که ناگهان جنگ درمی‌گیرد، پسرانش به جنگ می‌روند و آرامش زندگیش برهم می‌خورد و پس از کشته شدن عزیزان ضربه‌ای شدید بر روحش وارد می‌آید و در نامه‌ای آرزو می‌کند که بشر در سراسر جهان در برادری کامل بسر برد. آثار دیگری که چنین کشمکش را در بر دارد: "چه خواهد شد؟ What is Comming? (1916)" و "در چهارمین سال In the Fouth Year (1918)" است. ولز در 1917 اندیشه‌های فلسفی خود را در دو کتاب "خدا، سلطان نامرئی God, the Invisible King" و "روح اسقف The Soul of a Bishop" عرضه کرده است. در همین سال نامه پر سر و صدایی در روزنامه تایمز انتشار داد که در آن به انقلاب روسیه درود فرستاده و آن را بیداری روح جمهوریت در جهان خوانده بود. پس از آن در 1920 به روسیه سفر کرد و از طرف لنین پذیرفته شد و در 1922 به عضویت حزب کارگر انگلستان درآمد، اما درباره وضع صنعتی کردن کشور شوروی تردید و سرخوردگی یافت. در سالهای پس از جنگ ولز آثار متعددی درباره اندیشه‌های سیاسی خود انتشار داد که مهمتر از همه "خلاصه تاریخ The Outline of History (1920)" است سرودی درباره انسانیت و موعظه‌ای در طرفداری از اصول عقلانی و فلسفه مادی که بلافاصله از طرف یکی از روحانیان پاسخی شدید به آن داده شد. ولز در این اثر که به صورت اثری سه بخشی درآمد، از حکومتی جهانی حمایت کرده بود. وی تا آخر عمر همچنان از مبارزه با مذهب غیرعلمی و منطقی دست برنداشت. درکتاب "توطئه آشکار The Open Conspiracy (1928)" ولز حکومتی را پیشنهاد می‌کند که به وسیله مردان برتر اداره شود و همچنین دنیایی مذهبی که بر پایه علم استوار باشد. ولز پیش از مرگ درباره بشر به ناامیدی مطلق رسیده و این احساس را در کتاب "چنته فکر خالی شده است Mind at the End of its Tether (1946)" نمودار ساخته است. در داستانهای ولز که از خاطرات و تجربه‌های شخصی الهام گرفته، پیوسته عصیانی بر ضد جامعه ناقص و سرشار از بی‌عدالتی دیده می‌شود که او آرزوی انهدام و از نو ساختن آن را داشته است، چنانکه در کتاب دنیای "ویلیام کلی سولد The World of William Clissold (1926)" دیده می‌شود. از آثار دیگر او که در واقع زندگینامه‌اش به شمار می‌آید" تاریخ آقای پالی The History of Mr. Polly (1910)"است که خاطرات جوانی ولز را منعکس می‌کند و تجربه‌ای در زندگینامه شخصی" Experiment in Autobiography (1934)" که رنگ داستانی دارد و به سبب صداقت و اجتناب از لحن مدیحه‌گویی درباره قهرمانان، از رمانهای برجسته ولز به شمار می‌آید.

ولز از نویسندگان پراثری است که به موضوعهای گوناگون در نویسندگی دست زده است. او رمان‌نویس، مورخ، زیست‌شناس و اقتصاددان است و در تعمیم اندیشه‌های تازه زمان خود و ساده گرداندن مسائل اجتماعی چنانکه در خور فهم عامه باشد، تسلط خاصی دارد؛ اما شهرت ولز بیشتر در رمانهای پرحادثه علمی اوست که بعدها از بیشتر آنها فیلم سینمایی ساخته شده است. آثار دیگر ولز به سبب آنکه به زمان خاصی بستگی نزدیک داشته، اعتبار خود را از دست داده و تنها چون گواهی تاریخی باقی مانده است.ولز با روی کار آمدن استالین در شوروی از مارکسیسم جدایی گرفت و به منتقد جدی شوروی بدل شد.ولز بسیار روشنفکرتر و با معلومات تر از ورن بود و اگر می توانست کمتر جزئی نگر باشد بیشتر از ورن محبوب می شد اما با همین حال او یکی از بزرگترین نویسندگان علمی تخیلی تاریخ است.مردی با فکری روشن و آینده نگر که به انسان با همه خوبی ها و بدیهایش معتقد است.ولز سرانجام در سیزده آگوست 1946 در لندن درگذشت.


?  ادامه مطلب
لينک ثابت | نوشته شده در  88/02/12ساعت   21                                                                                  

ژول ورن پدر ژانر علمی تخیلی

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


تصمیم دارم از این پست به بعد به معرفی نویسندگان و آثاری که خیلی به آنها علاقه دارم و معتقدم باید همه آنها را بخوانند بپردازم.باشد تا شاید کسی به این بهانه برود و آنها را بخواند.هرچند دیگه خیلی کم کسی پیدا می شود که کتابخوان پیگیری باشد اما شاید علاقمندان را به خواندن این آثار فراخواند.به هر حال از ژول ورن Jules Verne شروع کردم چون منم با ورن بود که یک خوره کتاب شدم.وقتی بیماری آسم باعث شد که دیگه مثل یه بچه پرجنب و جوش نتونم اینور اونور بدم و انرژی خالی کنم منم به کتاب خوندن افتادم.اولین رمان بلندی که خوندم "جزیره اسرارآمیز" ورن بود.من که تازه امتحانهای کلاس دوم دبستانم شروع شده بود چنان محو کتاب شدم که درس خواندن فراموشم می شد.مادرم برای آنکه درس بخونم کتاب رو بالای کمد می گذاشت اما من از کمد بالا می رفتم و اونو برمی داشتم و می خوندم.به هر حال شاید نمره هام خیلی خوب نشد اما من کتاب خوان شدم.ژول ورن در این کتاب چنان قهرمانانش را در بنمایه اثری هیجان انگیز و پر ماجرا هدایت می کند که انسان نمی تواند تا آن را تا پایان کتاب زمین بگذارد.قهرمانان که در جزیره ای گیر کرده اند با اتفاقات عجیب و اسرار آمیزی روبرو می شوند و نمی توانند آنها را تفسیر کنند.نوجوان خواننده رمان که ذهنی پرشور و تخیلی فعال دارد می تواند به اسرار این جزیره نفوذ کند و با قهرمانانش به اسرار حیرت انگیز کاپیتان نمو و زیردریایی اسرار آمیزش دست یابد.ورن این رمان را پس از موفقیت "بیست هزار فرسنگ زیر دریا"نوشت.داستانی که شاید بسیار بیشتر از رمان نخست می تواند خصوصیات پیچیده کاپیتان نمو ناخدای زیر دریایی ناتیلوس را نمایش دهد.

Jules Verne

ژول ورن نویسنده تخیل پرداز و پیشگوی فرانسوی در هشت فوریه سال 1828 در جزیره ریدو میان رودخانه لوار از توابع شهر نانت متولد شد.پدرش وکیل بود و می خواست او هم همین شغل را پی بگیرد.خوشبختانه ذهن فعال و ماجراجوی ژول او را که شیفتهطبیعت و ذات علم بود به راه دیگری کشید و گرنه او هم یک وکیل ساده و بی تأثیر در زندگی انسانهای بعد خود می کرد.او که در نوجوانی در اسکله رودخانه لوار وقت می گذراند و با ملوانان و ناخداها هم کلام می شد و همین او را به ماجراجوی و سیر و سیاحت می کشید.در یازده سالگی از خانه گریخت تا با کشتی به هند سفر کند اما پدرش رسید و او را باز داشت.ژول تحصیلاتش را در حقوق به اصرار پدر تمام کرد ولی شیفته نویسندگی و ادبیات بود.چند نمایش نامه نوشت اما شکست خورد.چون حرفه ای نداشت با تنگدستی روزگار می گذراند.همین دوران او با بیوه ای به نام "هونورین آن همبورن"که دو فرزند داشت آشنا شد و ازدواج کرد.جهیزیه زنش او را از مشکلات مالی رهایی داد.به عنوان منشی تئاتر مشغول به کار شد.همین دوران بود که ژول به مطالعات گسترده  درباره علوم مختلف در کتابخانه ملی پاریس مشغول شد.اتاق کارش پر از کتابهای علمی و نقشه های مختلف بود.با تشویقهای دوست دانش پژوهش "نادار"به نوشتن داستانهای خیالی روی آورد.اولین داستانش "پنج هفته در بالن" بود.داستان سفر پر ماجرای پرفسوری دانشگاهی به مرکز آفریقا و تجارب خارق العاده او که با علت مطالعات وسیع ورن پر از اشارات دقیق و علمی و جغرافیایی است.تا آن زمان هیچ نویسنده ای با این سبک داستان نگفته بود و همین ناشران را از قبول آن باز می داشت.اما بلاخره انتشارات هتزل موافقت کرد آن را به عنوان پاورقی چاپ کند.هتزل خود با نام مستعار برای نوجوانان داستان می نوشت.او از داستان ورن خوشش آمد و از او خواست با کمتر کردن بار علمی داستان و افزایش بار ماجراجویانه اش آن را بازنویسی کند.هتزل به او پیشنهاد کرد تا با قراردادی بلندمدت هر سال برایش دوکتاب با این سبک بنویسد.این آغاز جهش بلند ورن به یک نویسنده جهانی بود.

عصری که ورن در آن می زیست روزگار اوج ادبیات رومانتیسیسم و بزرگانی چون بالزاک،دوما،فلوبر،زولا،استاندال،دیکنز،هوگو،داستایوفسکی،تورگینف و تولستوی بود و آنها یکه تاز دنیای ادبیات بودند.اما ژول ورن با ذوق و قریحه ای سرشار و نو توانست به عنوان نویسنده ای جهانی شناخته شد.او قهرمانانش را به همراه خوانندگانش  گوشه و کنار جهان مرئی و خیالی فرستاد و آنها را در غم و شادی و ماجراجویانشان همراه می کرد.عدم توان مسافرت عمومی مردم و تخیل گسترش یافته در پی انقلاب صنعتی باعث اقبال عمومی آثار ورن شد.ورن چنان با جزئیات و علاقه مناظر و مناطق مختلف را در داستانهایش تصویر می کرد انگار خود آنها را مستقیماً دیده بود در حالی که او هرگر اروپا را ترک نکرده بود.نکته مهم دیگر آثارش پیشگویی های پرشمارش در آنها بود که در قرن بعد تحقق یافتند.همین امر او را به "پیامبر اختراعات قرن بیستم"مشهور کرد و باعث شد تا نامش بارها و بارها بر سر زبان بیفتد و کتابهایش مرتباً بازخوانی شود.او در "خانه متحرک"ظهور اتوموبیل،در "فاتح آسمانها" ظهور هلیکوپتر،در"بیست هزار فرسنگ زیر دریا"و"جزیره اسرار آمیز"زیردریای اتمی و در "سفر به ماه" و "گردش به دور ماه" سفرها و سفینه های فضایی و در "قلعه مرموز" تلفن و لیزر و انتقال صدا و تصویر را پیشگویی کرد.ورن به تلاش بشر امیدوار بود و معتقد بود که انسان بلاخره با سلاح علم و دانش به سعادت دست می یابد.او عمیقاً مذهبی بود و در آثار بیشتر تخیلی اش به ستایش کائنات و اذعان به وجود سرچشمه ای برای هستی داشت.عنصر غافلگیری در آثارش همواره موجود بود تا خواننده از فضای علمی آثارش خسته نشود.

آثار ورن به دو بخش داستانهای ماجراجویانه علمی و کاوشگرانه و داستانهای تخیلی تقسیم می شود.در ابتدا در اروپای آن زمان بیشتر داستانهای ماجراجویانه اش پرطرفدار بود.از این جمله میتوان "ناخدا هاتراس"،"فرزندان کاپیتان گرانت"،دور دنیا در هشتاد روز"،و"میشل استروگف"،"دیوار چین"،"سفر پرماجرا" نام برد که آنچنان پرطرفدار بودند که انتشارات هتزل برای ارسال سریع آنها از تلگراف سود می برد.داستانهای تخیلی او بیشتر در قرن بیستم و به خصوص بعد از جنگ اول جهانی مورد توجه جهانیان قرار گرفت.داستانهایی چون "سفر به ماه"و"گردش به دور ماه"،سفر به مرکز زمین"،"فاتح آسمانها"،قلعه مرموز"،فانوسی بر فراز دنیا"،"خانه بخار"از این جمله اند.

از رمانهای پرطرفدار ورن که من همواره همچون جزیره اسرار آمیز هواره به آن علاقمند بودم "دوسال در تعطیلات" یا "ماجراهای پانزده پسر" است.کتاب در قالب اثری جدی و هیجان انگیز توانسته رمانی نوجوانانه هم بیافریند که بزرگها را هم جذب می کند.پانزده پسر در پی حوادثی به جزیره ای می افتند و حوادث متعددی را پشت سر می گذاردند.دسته بندی ها و حسادتها و رقابتهای این نوجوانان فضایی پرشور پدید می آفریند که باعث می شود قهرمانانش به معنایی تغییر کنند.شخصیتهای اصلی به خوبی تیپ سازی شده اند و تفاوتهای جالبی با هم دارند.داستان با یک پایان زیبا به سرانجام می رسد و خواننده را با خاطره ای خوش و اعتماد به نفسی بالا رها می کند.

دیگر اثر بزرگ ورن "ابوالهول یخها"دنباله ای بر اثر مشهوری از ادگار آلن پو نویسنده شهیر امریکایی با نام "ماجراهای آرتور پیم" است.رمانی آخرالزمانی که با تأثر از تلاش ویرانگر انسان مدرن در دنیای جدید بود.ورن در سالهای پایانی عمر با توجه به وقایع جنگ فرانسه و آلمان در سال 1870 و شکست فرانسه  دچار یأسی فلسفی نسبت به انسان و سرنوشتش شده بود و این در آثاری چون همین کتاب و "وصیتنامه مرد دیوانه"،"فانوسی بر فراز دنیا" و مجموعه قصه های کوتاهش به خصوص داستان "دنیای آینده"به وضوح دیده می شود.ورن که به شدت تحت تأثیر آثار پو قرار گرفته بود با دستمایه رمان او داستانی زیبا و تأثیر گذار می آفریند.ورن حتی به تأسی از آثار ترسناک پو داستانهایی چون داستان "فریت فلاک"نوشت. ابوالهول یخها شاید آخرین اثر بزرگ اوست که دغدغه ها و تفکرات او را به وضوح نمایش می دهد.

داستان کوتاه"دنیای آینده"بیشک بیانیه نهایی ورن است که در بستر مرگ نگارش کرده است.او انسان را به خاطر بیتوجهی به تبعات قدرتش و نابودی جهان به گونه ای استعاری سرزنش و مستوجب تنبیه می داند اما باز معتقد است انسان بلاخره راه درست را یافته و خود را نجات می دهد.هرچند انسان فراموش کار باز هم به گونه ای طنزآمیز به همان رویه قدیمی باز گشته و گذشته اش را فراموش کرده است.

آثار ورن که در عصری رومانتیسیستی خلق شده است مایه های قوی از همین ژانر نیز دارد اما در عین حال پر الهامات و تفکرات علمی و تخیلی  است.همین او را نویسنده ای متفاوت از عصر خود ساخت.موفقیت ژول ورن و نویسنده هم عصرش هربرت جرج ولز باعث گسترش ژانر ادبی علمی تخیلی شد و آن را جهانی کرد.تقریباً هر نوجوان کتابخوانی در جهان حداقل یک اثر ورن را خوانده است.سرانجام مردی که بسیاری از مسائل و رویدادها را پیشگویی کرد مرگش را هم دید و گفت باید کشیش خبر کنند.در بیست و چهارم مارس 1905 او در نانت زادگاهش درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.آثار او در طول صد و چهل سال اخیر به بیشتر زبانها ترجمه شده و هر سال بارها تجدید چاپ می شود.

لیست آثار ژول ورن(سال انتشار-نام فرانسوی-نام انگلیسی):

Five Weeks in a Balloon (Cinq Semaines en balloon, 1863)

Paris in the 20th Century (Paris au XXe Siècle, 1863, not published until 1994)

Journey to the Center of the Earth (Voyage au centre de la Terre, 1864)

From the Earth to the Moon (De la terre à la lune, 1865)

Journeys and Adventures of Captain Hatteras (Voyages et aventures du capitaine Hatteras, 1866)

In Search of the Castaways or Captain Grant's Children (Les Enfants du capitaine Grant, 1867-1868)

Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Vingt mille lieues sous les mers, 1870)

Around The Moon (Autour de la lune, a sequel to From the Earth to the Moon, 1870)

A Floating City (Une ville flottante, 1871)

Dr. Ox's Experiment (Une Fantaisie du Docteur Ox, 1872)

The Adventures of Three Englishmen and Three Russians in South Africa (Aventures de trois Russes et de trois Anglais, 1872 )

The Fur Country (Le Pays des fourrures, 1873)

Around the World in Eighty Days (Le Tour du Monde en quatre-vingts jours, 1873)

The Survivors of the Chancellor (Le Chancellor, 1875)

The Mysterious Island (L'Île mystérieuse, 1875)

The Blockade Runners, (1876)

Michael Strogoff (Michel Strogoff, 1876)

Off On A Comet (Hector Servadac, 1877)

The Child of the Cavern, also known as Black Diamonds or The Black Indies (Les Indes noires, 1877)

Dick Sand, A Captain at Fifteen (Un Capitaine de quinze ans, 1878)

The Begum's Millions (Les Cinq cents millions de la Bégum, 1879)

The Steam House (La Maison à vapeur, 1879)

Tribulations of a Chinaman in China (Les tribulations d'un chinois en Chine), 1879

Eight Hundred Leagues on the Amazon (La Jangada, 1881)

The Green Ray (Le Rayon vert, 1882)

The Headstrong Turk (1883)

Frritt-Flacc (1884)

The Vanished Diamond (L’Étoile du sud, 1884)

The Archipelago on Fire (L’Archipel en feu, 1884)

Mathias Sandorf (1885)

Robur the Conqueror or The Clipper of the Clouds (Robur-le-Conquérant, 1886)

Ticket No. "9672" (Un Billet de loterie, 1886 )

North Against South (Nord contre Sud, 1887)

The Flight to France (Le Chemin de France, 1887)

Family Without a Name (Famille-sans-nom, 1888)

Two Years' Vacation (Deux Ans de vacances, 1888)

Topsy Turvy, (1890)

Mistress Branican, (1891)

The Castle of the Carpathians (Le Château des Carpathes, 1892)

Propeller Island (L’Île à hélice, 1895)

The Purchase of the North Pole (Sans dessus dessous, the second sequel to From the Earth to the Moon, 1895)

Facing the Flag (Face au drapeau, 1896)

Clovis Dardentor (1896)

The Sphinx of the Ice Fields or An Antarctic Mystery (Le Sphinx des glaces, a sequel to Edgar Allan Poe's The Narrative of Arthur Gordon Pym, 1897)

The Mighty Orinoco (Le Superbe Orénoque, 1898)

The Village in the Treetops (Le Village aérien, 1901)

The Master of the World (Maître du monde, sequel to Robur the Conqueror, 1904)

Invasion of the Sea (L’Invasion de la mer, 1904)

A drama in Livonia (Un Drame en Livonie, 1904)

The Lighthouse at the End of the World (Le Phare du bout du monde, 1905)

The Chase of the Golden Meteor (La Chasse au météore, 1908)

The Danube Pilot (Le Pilote du Danube, 1908)

The Survivors of the 'Jonathan' (Le Naufrages du Jonathan, 1909)

The Eternal Adam (L’Eternel Adam, 1910)

لينک ثابت | نوشته شده در  88/02/10ساعت   0                                                                                  

آیا به آخر خط رسیده ایم؟

محمدرضا آزادی مینویسد  (ایمیل)


جنگ،نسل کشی،بمب اتم،آلودگی هوا،تروریسم،حکومتهای سرکوبگر،نظامی گری و نژاد پرستی  تمام قرن بیتم و بیست و یکم با این مسائل گره خورده است و تمام تلاشهای مردان بزرگ و آزادمرد برای از میان بردن این مشکلات با شکست مواجه شده است.جهان هماکنون ناامنتر و ناامیدتر از پایان جنگ جهانی است.فساد و رشوه خواری،قدرت طلبی و استثمار رسانه ای جزو جدایی ناپذیر دولتهای جهان است.آنها برای منافع ثروتمندان از هیچ تلاشی کوتاهی نمی کنند.آنها تمام ارزشهای بشری را با عملکردهایشان از معنا تهی و پوچ کرده اند.حال مردم بکل انزوا گزیده و خود را از تفکر و دخالت کنار کشیده اند.خشونت،ابتذال و حماقت در جهان بیداد می کند و متفکران و روشنفکران با برچسبهایی چون ماجراجو،آنارشیست و دگر اندیش از صحنه جامعه حذف می شوند.همین رویکرد موجی از یأس و ناامیدی را بر همه بخصوص ادبیات و سینما مستولی کرده است.این امر در داستانهای نویسندگانی چون پل آستر و فیلمهای برادران کوئن کاملا مشهود است.اما در کنار ظهور ناامیدی با افزایش نگاه مذهبی نوعی اعتقاد به رستاخیز و آخرالزمان نیز در کنار دیگر عرصه ها رشد کرد.به خصوص بعد از یازده سپتامبر این امر در سینما به شدت جدی گرفته شدو موجی از فیلمهای آخرالزمانی سینمای جهان را تسخیر کرد.حتی بقیه فیلمها نیز با موضوعات متفاوت به این نگاه جذب شدند.

فرزندان آدمیان

فیلم فرزندان آدمیان نمونه خوب ی از این مدعا است.فیلمی بسیار خوش ساخت و با دقتی کوبریکی که آینده تیره و تاری را برای جهان متصور است.تصویر فیلم به خوبی تشویش و خشونت حاکم بر جهان فیلم را تصویر می کند.قهرمان مردی سرخورده است که با از دست دادن تنها فرزندش به انزوا و رها کردن خود در الکل و مستی وقت می گذراند.دنیای او دنیایی بدون بچه است.به دنبال آلودگی محیط زیست و نابودی طبیعت،حال جهان با عقیم کردن انسان از او انتقام می گیرد.خروج کودکان و جهان پر صلح و صفای آنها انسان را در مغاطی سهمگین فرو می برد و انسان وحشی برای ارضای روح ستمدیده اش به خشونت و نژاد پرستی روی آورده است.دولت انگلستان برای فرافکنی اشتباهاتش مهاجران را عامل این اتفاق می نامد کاری که هیتلر در آلمان شکست خورده در جنگ جهانی اول با یهودیان کرده بود.دولت به صورت سازمان یافته دوباره اردوگاههای مرگ را برقرار می کند و مهاجران گریخته از وطن برای آزادی و رفاه را به شهرکهای محاصره شده می فرستد.گروهای معترض و مخالف نیز تروریست نامیده شده و سرکوب می شود.اما حتی در این گروهها نیز خشونت دولت اثر معکوس کرده و آنها را به قاتلانی بالفطره که می خواهند جای سردمدارن قدرت یابند تبدیل کرده است.زن سابق قهرمان که آرمانگرایی عملگراست می خواهد با نجات زنی مهاجر و خیابانگرد که به صورت معجزه آسایی حامله شده را از دست مأموران دولت که با قصد ادامه سیاستشان و نگهداری قدرت باید او را نابود کنند یا بچه را یک هم میهن جای زنند نجات دهد.او برای رساندن او به کشتی نجات از شوهر سابقش کمک می گیرد.مرد برای پول و امید به ادامه رابطه با همسرش قبول می کند.اما در میان راه همسر به دست عوامل رادیکال گروه کشته می شود.مرد که حال مصمم شده زن را برداشته و به تنها صاحل نجات در شهر اردوگاهی نگهداری مهاجران می برد.شهر بسیار پر آشوب است و دولت با نیروهای ارتش سعی در کنترل اوضاع دارد اما هر آن امکان شورش و جنگ می رود.قهرمان زن را از میان آتش و خون به نجات می رساند اما خود جان می بازد.هر چند با سرکوب خونین شورش در شهر امیدی به بازگشت به انگلستان نیست اما شاید جایی دیگر امید تحقق یابد و کودک بدون جنگ و نابودی بزرگ شود.

فیلم به خوبی فضای بحرانی جهان را نمایش می دهد.مرگ جوانترین پسر جهان با آن صورت خاص و واکنشها به آن بخوبی جهان پرآشوب و خشونت را با تعدادی از تصاویر مستند متوالی روی نمایشگری به تصویر می کشد.تصاویر مردمان به بند کشیده بسیار واقعی به نظر می آید و با فیلمهای بزرگی چون رم شهر بیدفاع،فهرست شیندلر و پیانیست برابری می کند.تروریسم و کشتار مانند جهان امروز همه جا را فراگرفته و خشونت طلبان مجال یافته اند تا مخالفان آرام و معقول را کنار زنند.فامیل مرد که یک مقام دولتی است با وجود عشق به نجات آثار هنری بزرگ در این جهان بحران زده در برابر علت جویی مرد هیچ ندارد و فقط می گوید من به هیچ چیز نمی اندیشم.پسر آن فامیل هم جوانی مسخ شده است که بیشتر به یک ربات شبیه است تا انسان.

امید نابود شده و روح انسانیت مرده است.کودک همچون مسیح میان این آشوب ظهور کرده است.نگاه مسیحی در صحنه جنگی در شهر رخ می نمایاند.با ظهور کودک دو طرف دست از درگیری می کشند و مردم او را تقدیس می کنند.انگاری مسیح ظهور کرده است. اما این امید هم دیدی نمی پاید آنها دوباره جنگ را از سر می گیرند.دیگر امیدی نیست.مرد زخمی زن و کودکش را به محل قرار می رساند و با امیدی کمرگ جان می بازد.

صحنه های شهرزندان مهاجران بسیار خوب کارگردانی و هدایت شده است.صحنه جنگ هم بسیار استاده طراحی شده است و ما را به یاد غلاف تمام فلزی کوبریک می اندازد.بازی بازیگران بسیار استاندارد و درخشان است.کلیو اوون بهترین نقش آفرینی عمرش را انجام داده است.جولین مور نیز بازی قابل توجهی دارد.مایکل کین در ادامه نقش مکملهای زیبایش نقش هیپی پیر از نسل فراموش شده انقلابی شصت و هفتاد را که به زیبایی به همسرش عشق می ورزد و با نگاه شوخ و مطایبه آمیزش جهان را با پوزخندی زهر ناک می نگرد را به خوبی ایفا می کند.فیلمبرداری فوق العاده امانوئل لوبتزکی د رکنار فیلمنامه دقیق و کارگردانی بینقص آلفونس کوارون بر اساس داستان خانم پی دی جیمز به خوبی فضای لندن را آخرالزمانی و هول انگیز نشان می دهد.فیلم یک سرو گردن از فیلمهایی چون جنگ دنیاهای اسپیلبرگ،روزی که زمین از حرکت ایستاد دریکسون،مردی روی زمین یا حتی فیلم پر طمطراق شوالیه تاریکی بالاتر است و میتوان بنا به قول منتقدی آمریکایی آن را بیلدرانر قرن بیست و یکم نامید.

آیا پیش بینی این فیلم و فیلمهای دیگر تحقق می یابد و انسان خود را به نابودی می کشد یا سرانجام سرعقل می آید و خود و سیاره اش را نجات می دهد؟شاید باید کارد به استخوان برسد تا انسان دست بکار شود.باید دید!!!

لينک ثابت | نوشته شده در  88/02/05ساعت   0                                                                                  
:::: عناوين آخرين مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2008 © khuisf-com86.Blogfa.Com

کپي برداري از مطالب اين وبلاگ با درج منبع آن اشکالي ندارد .