<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وبلاگ بچه های خوراسگان رشته کامپیوتر 86</title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/</link>
<description>وبلاگ عمومی ورودی های 86 دانشگاه خوراسگان - بحث و تبادل نظر در هر زمینه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 12 Nov 2009 16:11:49 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر</title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-334.aspx</link>
<description>&lt;P align=left&gt;&lt;SPAN class=entry-source-title-parent&gt;from &lt;A class=entry-source-title href=&quot;http://www.google.com/reader/view/feed/https%3A%2F%2Fwww.mypersianforum.com%2Fexternal.php%3Ftype%3DRSS2&quot; target=_blank closure_hashCode_t68s4s=&quot;2556&quot;&gt;نقد فیلم - صفحه 6 - انجمن گفتگوی پرشین فروم Persian Forum&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN class=entry-author-parent&gt;by &lt;SPAN class=entry-author-name&gt;arash shivatir&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اين سربازان پس از هفت روز راهپيمايي در بيابان به منطقه‌اي مي‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته مي‌شود، پس از آن بود که سربازان ايراني ناپديد شدند و هيچ کس اثري از آنها نيافت... «کامبيز»، فرزند کوروش پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سيوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت پرست ـ معبد آمون در مصر که يکي از ساتراپ‌ها يا استان‌هاي ايران به شمار می‌رفت و سر به شورش برداشته بودند، مقابله کند.&lt;BR&gt;در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.&lt;BR&gt;به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=red&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/20/41647_908.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=red&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;STRONG&gt;در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.&lt;BR&gt;این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.&lt;BR&gt;این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.&lt;BR&gt;هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.&lt;BR&gt;این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.&lt;BR&gt;اما اکنون دو دانشمند باستان‌شناس ایتالیایی ادعا می‌کنند که شواهد برجسته‌ای یافته‌اند که ارتش ایران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کرده‌اند.&lt;BR&gt;فیلم باستان‌شناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستان‌شناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهن‌آلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار می‌کردند، اجساد و استخوان‌های انسان‌های را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاه‌های طبیعی زیاد در صحرا یافت می‌شود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیاب‌های یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.&lt;BR&gt;هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمی‌گردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسه‌ها به دست آمده‌اند.&lt;BR&gt;همچنین حدود یک‌چهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستان‌شناسی نیز یک بازوبند نقره‌ای پیدا شده و همچنین گوش‌آویز و چندین حلقه که شبیه تکه‌های گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکس‌های به دست آمده ـ نشان می‌دهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشته‌اند. حلقه‌های کروی که از نقره ساخته شده‌اند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کرده‌اند و می‌گویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.&lt;BR&gt;با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=red&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1388/8/20/41635_534.jpg&quot; border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=red&gt;&lt;FONT color=black&gt;اما در پايان، لازم به یادآوری است که چند پيامد بي‌اطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دست‌اندر کاران فرهنگي کشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن کهن ايران زمين را که سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياکانمان غافل بمانند، برشماريم:&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;1- از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهی ندارند. اين گونه است که مسئولاني که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاريخي دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان داده‌اند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يک اثر ارزشمند تاريخي که به ويرانه‌اي تبديل شده، به حال خود رها کرده‌اند...&lt;FONT color=black&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;2- فراموش نکرده‌ايم که کوتاه زماني پس از کشف لوح سنگي حکاکي شده در جزيره خارک که به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاکميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار می‌رفت، دست‌هاي ناپاک ضد ايراني شبانه با پتک و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود کردند... &lt;FONT color=black&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;3- ايرانيان ميهن دوست فراموش نکرده‌اند که مسئولان ميراث فرهنگي با تأکيد بر اين که چون اشيای تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديک پاسارگاد پيدا نکرده‌اند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود که مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد که علاوه بر زير آب بردن و نابود کردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي، در دراز مدت سبب آسیب تدريجي به پاسارگاد، مقبره کوروش هم خواهد شد.&lt;FONT color=black&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;4- بنا بر گزارش‌ها و عکس‌هاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوان‌هاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخش‌هايي از جسد کوروش بوده است ـ گفته می‌شود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!&lt;FONT color=black&gt;&lt;BR&gt;فراموش نکنيم که تازيان بلافاصله پس از تسخير ايران به عنوان نخستين اقدام، همه مورخان و هر آن که نسبت به گذشته پرشکوه ايران آگاه بود، از دم تيغ گذراندند تا ايرانيان از تاريخ خود بي خبر بمانند، ولي بعدها پس از دو قرن سکوت اجباري، فردوسي بزرگ با شاهنامه‌اش، پيشينه تاريخ مورد فراموشي قرار گرفته نياکانمان را زنده کرد...&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 16:11:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=334</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-334.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفسير روشن انديشانه از قانون اساسي راه حل مشکلات است</title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-333.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;border-collapse: collapse; color: rgb(50, 50, 50); font-size: 11px; white-space: nowrap; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px; &quot;&gt;&lt;table id=&quot;NewsItem&quot; cellspacing=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;1&quot; width=&quot;100%&quot; border=&quot;0&quot; style=&quot;table-layout: fixed; &quot;&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;td align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;ميرحسين موسوي در سالگرد صدور منشور برادري اظهار داشت؛&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;td align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;td dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot; style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;تفسير روشن انديشانه از قانون اساسي راه حل مشکلات است&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;td dir=&quot;rtl&quot; height=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;td dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot; style=&quot;font-size: 8pt; color: rgb(50, 50, 50); font-family: Tahoma, Verdana, Arial, sans-serif; &quot;&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img width=&quot;350&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-08-19/1-1Hasani.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;گروه سياسي؛ مهندس ميرحسين موسوي کانديداي معترض انتخابات رياست جمهوري دهم که بارها نسبت به افزايش اختلاف و تفرقه در فضاي کشور هشدار داده بود، ايجاد وحدت و همدلي در فضاي فعلي کشور را يک ضرورت عنوان کرد و عمل به قانون اساسي را عامل وحدت و ناديده گرفتن آن را عامل انشقاق ذکر کرد و به اين ترتيب با اين اظهارنظر در کنار سيدمحمد خاتمي رئيس دولت اصلاحات قرار گرفت. گو اينکه سيدمحمد خاتمي چندي پيش در سالگرد صدور منشور برادري از سوي امام خميني(ره) به محمدعلي انصاري در 21 سال پيش، به ضرورت وحدت اشاره و پيش نياز وحدت و تفاهم ملي را قبول مشکل و پذيرش آزادي سلايق و نظرات مختلف عنوان کرد. به گزارش «کلمه»، مهندس موسوي که ميزبان اعضاي هيات تحريريه پايگاه خبري جماران بود به سابقه انقلاب و زمان رهبري امام خميني اشاره کرد که در آن زمان هيچ گاه وجود اختلاف به حذف گروه ها منجر نشد به طوري که در حلقه پيراموني حضرت امام خميني(ره) آقاي عسگراولادي، مهدوي کني، موسوي خوئيني ها و موسوي اردبيلي حضور داشتند و بودن يک جناح در کنار امام به معني حذف جناح ديگر نبود. مهندس ميرحسين موسوي به عنوان نخست وزير معتمد امام(ره)، پذيرش کثرت انديشه ها و عقايد توسط امام خميني را از صفات بارز رهبر کبير انقلاب دانست و گفت؛ کثرت انديشه ها و نظرات، امام را آزرده و پريشان نمي کرد بلکه اينها را به عنوان نعمتي براي جمهوري اسلامي مي دانست. به نظر من گاهي خود ايشان با مهر تاييدي که روي اين مساله مي نهادند اختلاف را به عنوان يک ضرورت مطرح مي کردند که درخشنده ترين رفتار امام در اين خصوص، رضايت کامل ايشان با تشکيل مجمع روحانيون مبارز است. نخست وزير دوران دفاع مقدس بحران هاي دهه اول را بهانه محدود کردن فضاي سياسي از سوي حاکميت نمي داند و اظهار مي دارد؛ در عرف ملي و جهاني، رهبري کشوري که انقلاب کرده و درگير آشوب هاي داخلي و جنگ خارجي است، بايد به اين سمت گرايش داشته باشد که انديشه ها و افکار مختلف را در يک کانال قرار بدهد و سعي کند يک انديشه در کشور حاکم باشد؛ ولي امام با تاکيدي که روي تشکيل مجمع روحانيون داشتند، نشان دادند وجود مستقل دو گروه مجمع روحانيون و جامعه روحانيت مبارک بوده و اين کثرت ضروري است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين موسوي وجود حلقه هاي متعدد از هر جناحي را عامل ارتباط امام با اقشار مختلف جامعه ارزيابي و تصريح کرد؛ اين حلقه ها، واسط ارتباط امام با بخشي از قاعده جامعه بودند. يقيناً افرادي که از طريق آقاي موسوي خوئيني ها - که امروز مورد اتهام و فحاشي قرار گرفته اند - به امام وصل مي شدند، از طريق آقاي مهدوي کني نمي توانستند وصل بشوند. همان هايي که از طريق آقاي مهدوي کني به امام وصل مي شدند و سخنان اينها از طريق ايشان به گوش امام مي رسيد يقيناً نمي توانستند از طريق آقاي موسوي خوئيني ها وصل شوند. اين خودش يک روش خوبي بود. براي همين ايشان در مقابل حذف هر کدام از اين چهره ها در گرداگرد خودش به سختي مقاومت مي کرد. همه تا آخرين دم در کنار ايشان ماندند. حذف اينها موجب اختلال مي شد و اين اختلافات را به بدنه اجتماعي مي کشاند. حذف هر کدام از اين چهره ها، به معناي حذف يک قاعده اجتماعي نبود، چرا که قاعده که حذف نمي شود، بلکه رابطه رهبري و بخشي از قاعده اجتماعي قطع مي شد. به نظر مي رسد اين مساله غير از اينکه بعد اعتقادي داشت، يک جنبه استراتژيک هم در ذهن امام داشت. ايشان هر کسي را که قصد خدمت و نيت پاک داشت، در انقلاب اسلامي و نظام به نوعي مشارکت مي داد. کانديداي معترض به نتايج انتخابات رياست جمهوري دهم به مقايسه شرايط اخير با جامعه گذشته پرداخت و گفت؛ ما مي توانيم از گذشته درس بگيريم اما دو تا موقعيت دشوار را به سختي مي توان روي هم انداخت و با هم مقايسه کرد. ما آن موقع تازه انقلاب کرده بوديم و تازه از سلطه رژيمي درآمده و رو به نظام جديدي آورده بوديم. نظام سابق ريشه عميق تاريخي داشت و اثر خود را در فرهنگ، سياست، اجتماع و ساختارهاي حکومت گذاشته بود. به علاوه حرکتي که انقلاب آغاز کرده بود برخلاف نظم موجود جهاني تلقي مي شد و به خاطر همين دشمنان زيادي در سطح جهان بودند که مشکلات زيادي مثل کودتاي نوژه، شورش ها و حمله صدام براي ما به وجود آورده بودند. در سطح بين المللي هم حرکت هاي ديگري وجود داشت. آنچه در اين شرايط به ما قدرت مي بخشيد، وحدت و همدلي بر گرداگرد يک ايدئولوژي بسيار پيشرفته، مترقي و به روز بود و يک نوع صيانت از اين وحدت در مقابل امواج فتنه هايي که مي توانست اين وحدت را مورد حمله قرار بدهد، وجود داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين موسوي به نظريه امام در مورد باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامي اشاره و تصريح کرد؛ امام توجه داشتند که مبادا تکيه بر نظام ارزشي اسلامي و مباحث تام فقهي، منجر به اين شود که انديشه هاي ديگر و حتي خود اين انديشه ها خفه بشوند و امکان بروز و ظهور پيدا نکنند. امام مدام تاکيد مي کردند در زمينه هاي فقهي نظرات مختلفي گرداگرد مسائل گوناگون مي تواند وجود داشته باشد. وي در ادامه بر ضرورت آزادي در فقاهت اشاره کرد و افزود؛ اولين ويژگي اين تفکر اين است که خيلي راحت نمي شود افراد را تکفير کرد و آنها را خارج از مدار دين به حساب آورد. نمي شود به اعتبار اينکه کساني که مختصر اختلافي با نظرات رسمي در يک گروه يا جمعي دارند، آنها را به عنوان افرادي که مخالف دين و نظام هستند، قلمداد کرد و مورد حمله قرار داد. اين تنگ نظري ها به نوعي بر روشنفکران اعمال شده و به نوعي ديگر بر فقها. امام اين نگاه را مخالف وحدت بر سر منافع ملي مي دانستند. اما بحث وحدت مورد تاکيد مهندس ميرحسين موسوي قرار گرفت و وي اظهار داشت؛ از نظر امام وحدت بر اساس خويشاوندي سياسي طرح نمي شود. در وحدت مورد تاکيد امام، فاميل و دوست و آشنا به هم باج نمي دهند بلکه امام وحدت را به مولفه هاي منافع ملي و حيات طيبه نظام اسلامي برمي گردانند و همه جا بر آن تاکيد مي کنند. بحث بر سر خدمت و ارزش هاي بسيار اساسي و بنيادي است که کشور را برومند کند. وحدت بخشي از رويکردي است که حضرت امام خميني(ره) از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه مي کردند. امام کاملاً توجه داشتند که مهم ترين سرمايه ما وحدت ملي است و تلاش مي کردند اين وحدت در گسترده ترين شکل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هيچ نوع متن مهمي از ايشان نمي بينيم که بر اين مساله تاکيد نکرده باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما اين مساله که وحدت بايد چگونه شکل بگيرد از ديد ميرحسين موسوي پنهان نماند. نخست وزير دوران دفاع مقدس تصريح کرد؛ در حال حاضر توجهي به قانون اساسي نمي شود در حالي که در متن قانون اساسي همه مسائل به صورت متوازن مطرح شده است و نمي شود ما بخشي را برجسته نگاه کنيم و بخش ديگر را کم رنگ ببينيم. الان جناح ها و مسوولان مختلف به مذاق شان خوش مي آيد که تکه يي را برجسته کنند و تکه ديگر را ضعيف کنند؛ اين درست نيست. اينها بخش هاي به هم پيوسته است. مخصوصاً بخش مربوط به آزادي ها (آزادي بيان، آزادي اجتماعات، آزادي عقيده و...)، شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان ها، قوميت ها و آموزش آنها و...، اينها هيچ خطري را براي کشور ايجاد نمي کنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعي نمي توانم با سليقه خود بگويم اجرا يا عدم اجراي اين اصل، صلاح نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين موسوي که از اعمال و اجراي قانون به صورت سليقه يي گله مند بود در ادامه افزود؛ در زمان جنگ در کشورهاي مختلف، انتخابات يا انجام نمي شود يا بسيار تصنعي برگزار مي شود. در زمينه اجراي قانون مشکل پيدا مي شود اما در تمام دوران جنگ ما با وجود همه بحران ها و مشکلات وسيعي که بود «انتخابات» به رغم هزينه هايي که داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقي ماند. کسي به ذهنش نرسيد که کار ديگري بکند. تنها موردي که به تاخير انداخته شد، اجراي قانون شوراها بود. دليل آن هم نظريات مختلف مسوولان بود و آن زمان من اعتقاد داشتم براي عدم تمرکز دولت قانون شورا يکي از مهم ترين راهکارهاي ممکن است. برخي مخالف اين بودند. مي گفتند زمان جنگ احتمال دارد مشکلات اساسي در برخي از مناطق خصوصاً مناطق مرزي داشته باشيم. ما در دولت اقدام کرديم، قانون را به مجلس برديم و زماني هم براي انتخابات شوراها معين کرديم. در آستانه انتخابات، عده يي از استاندارها به امام نامه نوشتند که اين مساله به تاخير انداخته شود. حضرت امام ملاحظه کردند. بعد در جلسه روساي سه قوه تصميم بر اين شد که انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود. بحث اين بود که ما همه اصول را پياده کنيم ولي الان اين اعتقاد زياد وجود ندارد. برخي اصول پررنگ شده و برخي اصلاً کنار گذاشته شده اند. عدم اجراي درست قانون مي تواند يکي از عوامل تفرقه باشد و از سوي ديگر اجراي متوازن آن مي تواند همه را دور يک ميثاق ملي جمع کند. وي ضمن اشاره به نام امام در مورد افرادي که القاي بدبيني مي کنند، اظهار داشت؛ هستند کساني که نان خود را از اين راه مي خورند. واقعاً من نمي دانم دين و ايمان دارند يا نه. الان فضاي تهمت خيلي رواج دارد. ما افرادي داريم که اگر پرونده هايشان با نگاه امام گشوده شود پرونده هاي بسيار آلوده يي دارند. اينها آمدند يکدفعه يک حرکت عظيم مردمي را مي گويند که به منافقين ارتباط دارند و... اينها همان کساني هستند که آتش بيار معرکه هستند و نفع خودشان براي رو نشدن پرونده هايشان در اين است که دائم اين اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبيني ايجاد کنند در حالي که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوش بيني ايجاد کنند. اينکه يک عده يي اين وسط بيفتند و بگويند اين با بيگانه ارتباط دارد و... اين کار بزرگ کردن بيگانه است. اگر بيگانه ها اينقدر بزرگ هستند که مي توانند اين همه آدم را به صحنه بياورند که ما بايد دست هايمان را ببريم بالا و از کل انقلاب اسلامي استعفا بدهيم. در ادامه ميرحسين به افزايش فضاي حذف دلسوزان نظام هشدار داد و گفت؛ يقيناً يک عده از ساختن فضاي بدبيني سود سياسي مي برند و عده يي ديگر سود شخصي. مشهور بود که کسي در حضور حضرت امام واقعاً جرات اينکه از ديگري غيبت کند و جوسازي و بدگويي بکند، نداشت. ايشان در همان جا جواب تندي مي داد. بنده مواردي را شاهد بودم که امام در برابر اين مسائل تند مي شد. اين اثر جانبي در جامعه داشت؛ اينکه بايد مراقب کساني که آتش بيار معرکه هستند و فضا را آلوده مي کنند، بود. در حال حاضر يک عده يي نفع شان در اين است که در اين کشور اختلاف باشد و دايره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود. امام سعي مي کرد متن واقعي انقلاب و جامعه غني باشد. بزرگ ترين حجم را داشته باشد و حاشيه، کوچک ترين حجم ممکن را داشته باشد. موقعي که در وصيتنامه سفارش مي کنند که کساني که از انقلاب بريدند، بازگردند، نشان مي دهد حتي آن حاشيه کوچک را هم بر نمي تابند. مي خواهند همه در درياي وحدت قرار بگيرند. وي در ادامه افزود؛ آنچه امروزه اتفاق افتاده اين است که حاشيه از متن فراتر رفته و متن خيلي لاغر شده است. من فقط نمادين مي گويم که در اين حاشيه تعداد وسيعي از مديران و روحانيون، بخشي از مراجع، چند رئيس دولت و حتي رئيس مجلس داريم. به اينکه نمي شود حاشيه گفت. اين نقل مکان است. مصلحت کشور اين است که آن فضايي که به عنوان غيرخودي براي خود تعريف مي کنند، در کوچک ترين سطح و اندک ترين وجه ممکن باشد. اگر غير از اين باشد، بايد در رفتار خود شک کنيم. نمي شود در کشور هزاران هزار مدير برجسته يي که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاريم و به حاشيه منتقل بکنيم. ميرحسين به تنگ کردن دايره خودي ها انتقاد کرد و گفت؛ الان يک عده يي کشف کرده اند موسوي خوئيني ها توده يي است يعني همين شخصي که شاگرد امام است. مي گويند گروه فرقان پيش ايشان درس خوانده اند. اگر اينجوري باشد فکر مي کنم ما در نظام يک نفر را نمي توانيم پيدا کنيم که با اين و آن ارتباط نداشته باشد. وقتي ما مسائل را به اين اندازه تقليل مي دهيم اين نشان بيماري است که در جامعه ما گسترش پيدا کرده است. همه بايد نگران باشيم. ميرحسين موسوي بر ضرورت احقاق حق مردم تاکيد و تصريح کرد؛ امام حق آزادي را گرفتني مي دانند. آزادي را جزء حقوقي مي دانند که بايد مردم دنبال بکنند و به از دست دادن ارزش هاي بنيادي تن در ندهند. اين براي ما يک اصل است. اگر در يک نظام، مردم برايشان عادي باشد که حقوق شان پايمال بشود و آنها چيزي نگويند، آن نظام به سوي ديکتاتوري و خشونت سير مي کند. اينجاست که نقش مطبوعات، رسانه ها، روشنفکران، مردم، ادبيات سياسي و فرهنگي اهميت پيدا مي کند. البته همه نظام ها با اين مساله روبه رو هستند. در کشورهايي که جامعه کمي به پختگي رسيده است، يک ذره محدوديت که در برابر حقوق مردم ايجاد مي شود، بلافاصله موج اعتراض ايجاد مي شود و اين کار نهادينه شده است. نخست وزير دوران دفاع مقدس اظهار داشت؛ ما از دوران مشروطيت قدم هاي زيادي پيش گذاشتيم. وضعيت امروز ما نه با دوران مشروطيت و نه با 30 سال پيش قابل مقايسه نيست. قدم هايي پيش گذاشتيم اما اينکه بگوييم اين راه در نقطه يي به پايان رسيده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هيچ خواسته يي نداشته باشند و مساله خود به خود حل بشود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاکميت و تفسير روشن انديشانه حاکميت از قانون اساسي به نحوي که به ملت کمک کند، راه حل مشکلات است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 08:37:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=333</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-333.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتشار کتابی بسیار اسرارآمیز از یونگ برای اولین بار درجهان در ابان ماه امسال و شرح سفرم به آکسفورد </title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-332.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;ساعت 3 بعد از ظهر لندن را به مقصد آکسفورد ترک میکنم برای دیدن استادی عزیز در آکسفورد و حضور در سمینار Anima &amp; Self ،&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;*  ایستگاه padington یه بلیط رفت و برگشت 20 پوندی به مقصد شهر سرد و کوچک اما قدیمی آکسفورد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;* از ایستگاه قطار تاکسی میگیرم 10 پوند تا خونه استاد. خودش و همسرش در نور کم سوی اتاق نشسته اند، از پنجره میبینمشون...مکثی میکنم در را میزنم و با خوشرویی در را باز میکنند. همان قانون قدیمی: اتاق سرده و باید کاپشنت را در نیاری...درست عین خودشون.. یک انگلیسی قدر انرژی را میدونه( البته اینجاش را اصلا نیستم...با کاپشن چطور میشه تو خونه نشست و اندیشه هم کرد...ما که اینکاره نیستیم ! )&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;استاد داره متن سخنرانیش را ادیت نهایی میکنه...اندرو به واقع یکی از بهترین مشوقهای من در آغاز مطالعاتی در حوزه مشترک تصوف اسلامی و روانشناسی یونگ بوده است و خیلی از مطالعات دو سال اخیرم را مدیون او هستم ،وقتی ایران برگشتم توسط دانشجویی عزیز به نام خانم ریحانه تاجیک ( دانشگاه الزهرا) به حجت الاسلام ادبی آشنا شدم که تحقیقاتی خوب درزمینه ابن عربی کرده بودن و از طریق ایشون با مردی بزرگ در عرصه هنر و عرفان آشنا شدم به نام استاد حمید عجمی و ایشان لطفی کردند و اجازت فرمودند هر ازگاهی از محضرشون لمحاتی ازمعرفت اسلامی را بیاموزم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;بگذریم.... از ایران براشون سوغاتی آورده ام، خشکبارمخلوط بعلاوه انواع خشکبار عسلی یزد...کلی احساس میکنیم با شخصیتیم جلوی استادمون .&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;همین که نشستیم دیدیم یه کتاب بزرگ قرمز رنگ در یک جایگاه مخصوصی قرار داده شده است ( کلا این خونه یعنی کتاب و کتاب متفاوت از بقیه کتب، باید معنای خاصی داشته باشه )&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;استاد همینکه داشتن مشغول بقیه متن سخنرانی امروزشون میشدن به من اجازه دادند کتاب قرمز را با احتیاط تورقی بکنم&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;IMG hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1839.jpg&quot; border=7&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;یونگ روانکاو مشهور سویسی است که این روزها در دنیا خیلی از بزرگان به آثار او تاسی میکنند&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;IMG alt=&quot;red book in iran&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1828.jpg&quot; border=5&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;کتاب قرمز یونگ RED BOOK ماجرای عجیب و اسرار آمیزی داره و تقریبا بعد از 100 سال در اختیار جهانیان قرار گرفته است زیرا یونگ میترسیده انتسار این نوشته ها باعث بشه دیگران علمی بودن سیر دانش او را به بهانه این مطالب زیر سوال ببرند&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;IMG alt=&quot;دکتر شیری، اندرو و همسر عزیزش&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1834.jpg&quot; border=8&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;یونگ 1875 بدنیا میاد.سال 1907 فروید را میبینه و مدت 5 سال با او مراوده بسیار نزدیکی داشته تا جاییکه در بین آنالیستها تا ولایتعهدی امپراتور( فروید) پیش میره ولی به دلیل اختلاف نظر علمی بعد از سفر آمریکایی که با هم داشتند از هم جدا میشوند واین جدایی منجر به لطمه شدید روانی به یونگ میشه و سالها از افسردگی رنج میبره. در این مدت که او اسمش را CREATIVE ILLNESS بیماری خلاق میگذارد یا &quot; دوران رویارویی آگاهانه با ناخودآگاه &quot; اتفاقات عجیبی برای او رخ میدهد و او بعدها نظریه خود موسوم به انسان فردیت یافته را به دنیا هدیه کرد و مفاهیمی مثل آرکتایپ را خلق کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;فاصله 1914 تا 1930 دورانیست که یونگ مطالب اصلی این کتاب را نوشته و از بقیه مخفی کرده است و بارها اشاراتی به &quot; کتاب قرمز&quot; کرده بوده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;The years… when I pursued the inner images, were the most important time of my life. Everything else is to be derived from this. It began at that time, and the later details hardly matter anymore. My entire life consisted in elaborating what had burst forth from the unconscious and flooded me like an enigmatic stream and threatened to break me. That was the stuff and material for more than one life. Everything later was merely the outer classification, scientific elaboration, and the integration into life. But the numinous beginning, which contained everything, was then.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=ltr align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;کتاب هرگز در اختیار عموم قرار نگرفت و تاریخ نویسان روانپزشکی ( &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Sonu_Shamdasani&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;سونو شمداسانی&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; ) و شاگردان یونگ به شدت دنبال خواندن این کتاب بودند و به جز معدودی موفق به این مهم نشده بودند تا اینکه نوه یونگ، اورلیخ هورنی ، اجازه انتشار عمومی کتاب را داد و در تاریخ 7 اکتبر 2009 یعنی کمتر از یکماه قبل کتاب در اختیار جهانیان قرار گرفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;IMG height=472 hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1830.jpg&quot; width=529 border=7&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;از چپ  پیتر و اندریاس یونگ  و نفر راست نوه بزرگتر یونگ است اولریخ / عکس در منزل شخصی یوگ در سوییس گرفته شده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;اصل کتاب در موزه هنر رابین  نیویورک برای دو ماه ( تا ژانویه ۲۰۱۰) به نمایش درآمده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1829.jpg&quot; border=6&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.nytimes.com/2009/09/20/magazine/20jung-t.html&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;سارا کوربت در نیویورک تایمز&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; مینویسد که بقدری این کتاب اسرارآمیز است که دوسال قبل بعد از 23 سال برای اولین بار اجازه می یابد که آنرا ببیند و او مستقیما از بوستون به زوریخ میرود و پس از ورود به بانک مرکزی سویس ، پس از 23 سال ، برای اولین بار صندوق امانتی باز میشود که حاوی چمدانی است که داخل چمدان این کتاب بزرگ حفظ میشده است !!!&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;دوستان انگلیسی سارا به او گفته اند که از چند روز قبل که کتاب انتشار جهانی یافته است ، بعضا یک نفس کتاب را خوانده اند و نفسشان از عظمت آن بند آمده است !&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;داخل این کتاب اسرارآمیز چه هست؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;من شخصا کتاب را در خانه استادم  در اکسفورد دیدم و  ورق زدم و فرصت کردم کمی بخوانم  (و سفارش دادم تا با خودم به ایران نیز بیاورم.(100 پوند خداییش زیاده ولی می ارزه ))&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;کتب به شکل حیرت اوری حاوی 205 صفحه نوشته + نقاشی های مدیتیشنی رازآلود شخص  کارل یونگ است . البته نقاشی که چه عرض کنم، کل ACTIVE IMAGINATION ها و ماندالا های خودش را که در مدیتیشن های عمیقش از ناخودآگاهش دریافت میکرده است اینجا کشیده و زیرش با المانی توضیح نوشته است ! بقدری این نوشته ها منظم هستند و انگاره ها دقیق ترسیم شده اند که میتوان فهمید یونگ هنرمند بزرگی نیز بوده است علاوه بر اینکه روانکاو بزرگی بوده است.حتی شماره هر نکته با رنگی جدا نوشته شده است . باز یادآوری میکنم این تصاویر از ناخودآگاه مردی می امده است که روح و روان و ادبیات و هنر را خوب میشناخته است&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;IMG alt=&quot;red book by c.g.Jung in iran&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1836.jpg&quot; border=7&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;IMG alt=&quot;red book by c.g.Jung in iran&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1837.jpg&quot; border=7&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;IMG alt=&quot;red book by c.g.Jung in iran&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1838.jpg&quot; border=7&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;نقاشی ها بسیار اسرارآمیز هستند .تنها بعضی هاش را یونگینها تاکنون میشناختند مثل تصویر فیلومن&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;یونگ در نوشته های خودش نقل میکند که در مدیتیشنهای فعال خود توسط دو نفر بازدید میشده است که همراهشان ماری سیاه نیز بوده است ( یا دو تصویر دریافت میکرده از ناخودآگاهش)&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;UL dir=rtl align=&quot;right&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;یک مرد به نام الیجاه( که بعدا تغییر یافت به فیلومون یا پیرمرد خردمند بالدار در نقاشیهایش)&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;LI&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;یک زن به نام سالومه که بعدها مفهوم &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;آنیما ( بانوی درون مردان)&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; را برای او متبادر کرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;red book by c.g.jung&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.doctorshiri.com/images/mt-static/pics/1835.jpg&quot; border=8&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;تصویر فیلومن / یونگ این چنین کشیده است&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;فکر کنم با انتشار این کتاب تحولی عظیم در درک مفاهیم یونگی در دنیای علم ایجاد شود و خوشحالم که جزو پیشگامان معرفی این کتاب به دانشجویان عزیز ایرانی هستم( اینقدر از خوندن و دیدن کتاب ذوق کرده بودم که فی المجلس زنگ زدم به سهیل رضایی عزیز که آقا دارم با دست پر میام پیشتون )&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;شمداسانی میگوید یونگ یک پیام مهم از طریق این کتاب به جهانیان میدهد :&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;قدر دنیای درون خود را بدانید&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;سمینار&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;صدای سمینار را بزودی میگذارم در گروه اینترنتی مطالعات یونگ  ولی از نکات جالبی که امروز یادگرفتم این بود که  یونگ در سفرمشترکش همراه فروید به آمریکا  ، دیداری داشته با ویلیام جیمز مشهور ، روانشناس دینی برجسته آمریکایی و بسیار موانست نیکویی بین این دو حاصل میشود و در تکوین دیدگاه یونگ نسبت به مفهوم خدا تاثیر داشته است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;برگشتنی هم به یاد ماه رمضون 2007 رفتم رستوران چند تا کشمیری مسلمان و گوشت خوشمزه حلال خوردیم و خسته جسمی و پر از نشاط درونی برگشتیم لندن...الان ساعت 3 صبحه و باید علی الاصول بیفتیم&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;به امید ایرانی سرفراز که امید مردمانش از آزادی به عدالت سوق داده شود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;به نقل از دکتر عليرضا شيری در سایتش&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 08:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=332</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-332.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هتل‌داری آقای هیلبرت</title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-330.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/12/661142551491111730712451561609124922764144.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;
&lt;/span&gt;&lt;h2 style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;سکانس اول:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;آقای هیلبرت صاحب تنها هتل یک شهر توریستی عجیب بود! شهری که همه 
چیز آن غیرعادی بود؛ درست مثل هتل خود آقای هیلبرت. هتل آقای هیلبرت، هتلی بود که 
به اندازه‌ی تمام اعداد طبیعی اتاق داشت. یعنی به ازای هر عدد طبیعی n، اتاقی با 
شماره‌ی n در این هتل وجود داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/02/20080506100748849_01.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;در اواسط تابستان -وقتی که تعداد زیادی از مردم برای بازدید از جاذبه‌های 
توریستی این شهر، به آن جا آمده بودند- هتل آقای هیلبرت کاملاً پر شد، به طوری که 
در همه ‌ی اتاق ‌های آن دست کم یک مسافر ساکن شده بود. ظاهراً همه چیز بر وفق مراد 
آقای هیلبرت پیش می‌رفت؛ مشتریان زیاد و درآمدی قابل توجه، اما این همه ‌ی ماجرا 
نبود و پر بودن هتل دردسر‌هایی باخود داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;درست در شرایطی که تمام اتاق‌های هتل 
پر شده بودند، یکی از بازرسان اتحادیه ‌ی هتل ‌داران برای بازرسی از شرایط و 
امکانات هتل آقای هیلبرت به این شهر رفت! معمول این بود که بازرسان چند روزی در هر 
هتل اقامت می‌کردند و در این چند روز با بررسی تمام امکانات هتل، گزارش خود را 
تنظیم می‌کردند. از این رو همه‌ی هتل ‌داران معمولاً یک اتاق را برای آمدن بازرسان 
احتمالی خالی نگه می‌داشتند، اما در اثر سهل انگاری مسئول پذیرش هتل آقای هیلبرت، 
آن اتاقی که همیشه به همین منظور خالی نگه داشته می‌شد نیز به مسافران اجاره داده شد و حتی یک اتاق هم 
خالی نماند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;آقای هیلبرت و کارکنان هتل نمی دانستند چه باید بکنند؛ ازیک سو می‌بایست 
اتاقی برای اقامت آقای بازرس فراهم کنند، چرا که در غیر این‌صورت ممکن بود که وی 
گزارشی بر علیه آن‌ها تنظیم کند و از ستاره ‌های هتل کم شود، و از سوی دیگر همه‌ ی 
اتاق ‌ها پر بود و نمی‌توانستند عذر هیچ یک از مسافران را بخواهند؛ چون ممکن بود مسافر 
اخراج شده شکایتی علیه آن‌ ها ترتیب دهد و بر اساس این شکایت اتحادیه ‌ی هتل‌داران 
یکی از ستاره ‌های هتل آقای هیلبرت را بگیرد. آیا راهی وجود دارد که بدون اخراج هیچ 
یک از مسافران و نهایتاً با 
جابه‌جایی آنان یک اتاق خالی برای آقای بازرس فراهم کرد؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;خوشبختانه بله! می‌توان با جابه جایی مسافران و بدون اخراج هیچ یک از آن‌ها 
اتاقی برای آقای بازرس فراهم کرد! با کمی دقت در می یابیم که می‌توان همه ‌ی مسافران را یک اتاق به جلو فرستاد و به 
این ترتیب اتاق شماره ‌ی 1 برای آقای بازرس خالی می‌شود!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot; align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/02/20080506100748896_03.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;به نظر شما عجیب نیست؟ از داخل یک هتل کاملاً پر، یک اتاق خالی 
بیرون می‌آید، بدون این ‌که حتی یک نفر از هتل خارج شده باشد!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-weight: normal; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;h2 style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;سکانس دوم:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;تمایل زیاد مردم برای مسافرت به یک شهر توریستی هر سرمایه‌داری را 
به این فکر فرو می برد که با راه‌اندازی یک هتل مجلل درآمد کلانی به دست آورد. این 
‌همان فکری بود که به ذهن پسر عموی آقای هیلبرت خطور کرد و او را پس از مدتی صاحب 
دومین هتل این شهر عجیب کرد؛ هتلی که درست مثل هتل آقای هیلبرت به اندازه‌ ی تمام 
اعداد طبیعی اتاق داشت. کار هردوی آن ‌ها به خوبی پیش می‌رفت و در روز‌های تابستان، 
هر دو هتل کاملاً پر از مسافر بود، بدون حتی یک اتاق خالی. اما باز هم این همه ‌ی 
ماجرا نبود و همه چیز آن ‌طور که توقع می‌رفت، خوب نبود. مخصوصاً برای آقای هیلبرت!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/02/20080506100748927_04.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;هتل آقای هیلبرت در مقایسه با هتل پسر عمویش بسیار قدیمی‌ بود، هر روز قسمتی از 
هتل احتیاج به تعمیر داشت، یک روز لوله ‌های اتاق ‌ها می‌ترکید و دیوارها مرطوب 
می‌شد، روز دیگر شیر‌های آب خراب می شدند، روز دیگر هم در اثر پوسیدگی، سیم‌های 
تلفن‌ قطع می‌شد و هزار مشکل کوچک و بزرگ دیگر که هر روز برای هتل آقای هیلبرت پیش 
می آمد! به تدریج مسافران از وضع 
موجود ناراضی شدند. آقای هیلبرت از این ماجرا بسیار ناراحت بود، از این رو خوب فکر 
کرد تا بتواند راه حلی برای این مشکل پیدا کند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/02/20080506100748974_05.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;او تصمیم گرفت که همه‌ ی مسافران 
هتلش را برای مدتی به هتل پسر عمویش بفرستد و در این مدت تعمیراتی اساسی برای 
بازسازی هتل خودانجام دهد! اما چگونه؟ چگونه این کار ممکن بود در حالی که هم هتل 
آقای هیلبرت  و هم هتل پسر عموی آقای هیلبرت کاملاً پر بود؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;آقای هیلبرت مرد باهوشی بود. این مشکل را بایک راه حل هوشمندانه 
از پیش رو برداشت و بدون اخراج حتی یک مسافر و تنها با جابه جایی آن ‌ها، همه ‌ی 
مسافران این دو هتل را در کنار هم 
در اتاق ‌های هتل پسر عموی خود جای داد. اما راه حل او:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;آقای هیلبرت از پسر 
عمویش خواست تا مسافران هتل خود را 
به اتاق ‌های زوج منتقل کند. به این ترتیب که با مسافر اتاق شماره‌ی n تماس بگیرد و 
از او بخواهد که به اتاق 2n نقل مکان کند. به این ترتیب همه‌ی مسافران هتل پسر عموی آقای هیلبرت به 
اتاق‌های زوج منتقل شده و همه‌ ی اتاق ‌های فرد خالی شدند؛ و در نهایت آقای هیلبرت 
با مسافر اتاق شماره‌ی m خود تماس گرفت و از او خواست تا به اتاق شماره‌ ی 2m-1 هتل 
پسر عمویش برود! به این ترتیب مسافران هر دو هتل توانستند در اتاق‌های 
هتل پسر عموی آقای هیلبرت ساکن شوند (ساکنان اولیه‌ ی هتل پسرعموی آقای هیلبرت در 
اتاق ‌های زوج و ساکنان اولیه ‌ی هتل آقای هیلبرت در خانه‌های فرد).&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot; align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/02/200805061007495_06.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;
&lt;/span&gt;&lt;h2 style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;سکانس سوم:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/h2&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;
&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt; پس از مدت کوتاهی آقای هیلبرت هتل خود را بازسازی کرد و مسافران وی دوباره به هتل خود او 
بازگشتند. چند سالی سپری شد. هتل ‌های آن ها تقریباً همیشه پر بود و همه چیز بر وفق 
مراد! تا این ‌که بعد از مدتی آن ‌ها تصمیم گرفتند که با مشارکت یکدیگر هتل ‌های 
خود را تخریب کنند و به جای آن دو هتل، یک هتل شراکتی مجلل بسازند. نقشه‌ی آن‌ها 
عملی شد و پس از مدتی آن ‌ها صاحب یک هتل بسیار زیبا و مدرن شدند. هتلی که به 
اندازه ‌ی دو هتل اول عجیب بود و صد البته پر دردسر! هتلی‌ که به اندازه ‌ی تمام 
اعداد طبیعی در بالای طبقه‌ی هم‌کف خود، طبقه داشت و در هر طبقه هم  به اندازه‌ی 
تمام اعداد طبیعی، اتاق!!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/02/2008050610074936_07.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;کسب و کار پسر عموها در این هتل هم پر رونق بود. تقریباً همه ‌ی طبقات همیشه پر 
از مسافر بودند، البته به جز طبقه‌ی هم‌کف که برای جلوگیری از وقوع برخی مشکلاتی که 
قبلاً با آن ‌ها برخورد کرده بودند، خالی نگه داشته می شدند؛ که البته این عاقبت 
اندیشی به کمک آن ها آمد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;در یکی از روزهایی که همه‌ ی اتاق ‌های طبقات بالای هم 
‌کف پر بودند ( و تنها هم‌کف خالی بود )، هتل پسرعموها گرفتار حریق شد. شعله‌ ها از 
همه‌جای هتل زبانه می‌کشیدند، مسافران با فریاد به سمت پله های اضطراری 
فرار می‌کردند. آقای هیلبرت و پسر عمویش فوراً دست به کار شدند و بلافاصله آتش 
نشانی و نیروهای امداد را خبر کردند. با تلاش‌های آتش نشانان و امدادگران آتش خیلی 
سریع خاموش شد و آسیب جانی به کسی نرسید، اما همه‌ی طبقات هتل به جز طبقه‌ی هم‌کف 
در آتش سوخته و غیر قابل سکونت بودند؛ و حال آقای هیلبرت و پسر عمویش در این فکر 
بودند که بااین همه مسافر چه کنند؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/02/2008050610074983_08.jpg&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;آقای هیلبرت فکر کرد و بعد از مدتی راه حلی را با پسر عمویش در میان گذاشت! راه 
حل آقای هیلبرت همه‌ی مسافران طبقات 
بالایی را در طبقه‌ی هم‌کف جا داد! آیا می‌توانید حدس بزنید که راه حل وی چه بود؟ 
(شاید شکل زیر قدری کمک کند!)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/02/20080506100749130_09.gif&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;******&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;margin-right: 20px; &quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;margin-right: 20px; &quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;چه طور بود؟ آیا با ما موافقید که این هتل‌ها، عجیب هستند؟ به نظر شما آیا 
هتل‌هایی که تعداد اتاق‌هایشان متناهی باشد، می‌توانند چنین خصوصیاتی داشته باشند؟ 
آیا مسافران هر هتل با تعداد 
نامتناهی اتاق را می‌توان به یک هتل دیگر با تعداد نامتناهی اتاق، منتقل کرد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: medium; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; color=&quot;#FF0000&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نقل از تبیان&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 04:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=330</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-330.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هتل بی نهایت </title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-329.aspx</link>
<description>
&lt;div class=&quot;GImg&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;داوید هیلبرت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/10/4147236400282243312311711925267183167253.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-weight: normal; &quot;&gt;&lt;strong&gt;هم‌ارزی مجموعه‌ها و برخی ویژگی‌های نامتعارف مجموعه‌های 
نامتناهی!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;هتل بی‌نهایت داستان بسیار جالبی است که &quot;داوید هیلبرت&quot; ریاضی دان مشهور آلمانی 
مطرح کرده است. شما می‌توانید از این داستان برای آموزش مفهوم &quot;هم‌ارزی مجموعه‌ها&quot; 
و هم‌چنین مفهوم &quot;مجموعه‌ی نامتناهی&quot;، به دانش‌آموزان استفاده کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tebyan.net/internetschool/educationalmanagers/educationaltechnology/2007/3/19/39446.html&quot;&gt;مقاله 
ای &lt;/a&gt;که برای مطالعه‌ی دانش‌آموزان تألیف شده است، زمینه‌ی مناسبی را برای بحث در 
خصوص مفهوم بی‌نهایت و هم‌چنین مفهوم هم‌ارزی ( مخصوصاً میان مجموعه‌های N، W، Z و 
Q ) فراهم می‌کند. شما می‌توانید این مقاله (و تدریس مفاهیم نهفته در آن) را در 
برنامه‌ی دو جلسه از کلاس خود بگنجانید.&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;در جلسه‌ی اول، داستان &quot;هتل‌داری آقای هیلبرت&quot; ( که در متون رسمی به &quot;هتل 
بی‌نهایت&quot; شهرت دارد ) را برای دانش‌آموزان بازگو کنید و در هر مرحله، راه حل مشکل 
ایجاد شده برای آقای هیلبرت را از آن ها بخواهید. در این جلسه نیازی به ذکر جزئیات 
دقیق ریاضی نیست، حتی می‌توان از صحبت در مورد مجموعه‌های اعداد هم صرف نظر کرد و 
دانش آموزان را صرفاً با مفهوم &quot;بی‌نهایت&quot; و  &quot;هم‌ارزی&quot; درگیر کرد. &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;می‌توان حتی بیش از این نیز بحث را ساده کرد؛ مثلاً برای رهایی از سؤالات 
نامفهوم، اما رایجی که دانش‌آموزان در اولین مراحل مواجه شدن با مفهوم &quot;بی‌نهایت&quot; 
مطرح می‌کنند، می توانید این کلمه ( بی‌نهایت ) را هم مطرح نکنید. به طور مثال برای 
توضیح در مورد تعداد اتاق‌های هتل هیلبرت می‌توانید بگویید: « اتاق‌های این هتل 
تمامی ندارد! یعنی برای هر عددی که شما در نظر بیاورید، هتل، اتاقی با آن شماره و 
نیز اتاق‌هایی با شماره‌های بیش از آن دارد ». فراموش نکنید: هیجانی که شما به 
داستانتان می‌دهید، اثر مستقیمی در هم راهی و هم یاری دانش‌آموزان در طول این جلسه 
و نیز توجه به توضیحات شما در جلسه‌ی بعد، دارد. احتمالاً هیلبرت کبیر (!) نیز با 
همین قصد، مفاهیم مورد نظر را در بطن یک داستان گنجانده است! &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;در جلسه‌ی دوم می‌توانید به ذکر برخی جزئیات ریاضی نهفته در پشت پرده‌ی این 
داستان بپردازید. در مرحله‌ی اول سعی کنید که مفهوم « هم‌ارزی » یا « هم‌اندازه 
بودن » مجموعه‌ها را برای دانش‌آموزان شرح دهید. برای این ‌کار می‌توانید از 
آموخته‌های سال‌های دبستان آن ها کمک بگیرید. با یک مثال برای آن‌ها یادآوری کنید 
که در دوران ابتدایی مفاهیم بزرگ ‌تر، کوچک ‌تر و برابر بودن اعداد را چگونه 
آموخته‌اند. مثلاً یادآوری کنید که: کتاب ریاضی برای آموزش این‌ که 3&lt;4 است ، دو 
بیضی به شکل‌های زیر کشیده بود و انجام این مراحل را از ما خواسته بود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;GImg&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;img height=&quot;224&quot; alt=&quot;هتل   بی نهایت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/12/1612251602361286142341251972755967416224.jpg&quot; width=&quot;240&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;از ما خواسته بود که تعداد اشکال داخل هریک را بشماریم و در مربع‌های زیر 
بیضی‌ها بنویسیم:&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;GImg&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/10/20090111103834209_1.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;در مرحله‌ی بعد خواسته بود که اشیاء هم رنگ را به هم وصل کنیم:&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;GImg&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/10/20090111103834896_2.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;و درنهایت با این استدلال که در طرف چپ، یک شی‌&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-weight: normal; &quot;&gt;&lt;strong&gt;اضافی،&lt;/strong&gt; باقی 
مانده است، بیان می‌کرد که:  3 از 4 کوچک ‌تر است!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;GImg&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/10/2009011110383599_3.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;در هر مرحله‌، تمام این اشکال را برای آنان بکشید. پس از این مراحل دانش‌آموزان 
شما آمادگی درک مفهوم تناظر یک ‌به ‌یک و هم‌ارزی را خواهند داشت. برای آن‌ها ابتدا 
مفهوم &quot;تناظر یک ‌به ‌یک&quot; دو مجموعه‌ی متناهی را بازگو کنید و سپس با تعمیم آن، 
مفهوم هم‌ارزی مجموعه‌های نامتناهی را شرح دهید:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-weight: normal; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;تعریف 1:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; دو 
مجموعه ‌ی A و B ( چه متناهی و چه نامتناهی ) را&lt;strong&gt;هم‌ارز&lt;/strong&gt; ( یا 
هم‌اندازه ) می‌گوییم، هرگاه تابع یک ‌به ‌یک و پوشایی چون f وجود داشته باشد که 
دامنه‌ی آن A و برد آن B باشد. هم‌ارزی دو مجموعه‌ی A و B را با نماد A~B نشان 
می‌دهیم. ( اگر این متن را برای دانش آموزان دو سال آخر دبیرستان تدریس می‌کنید 
می‌توانید از آن‌ها بخواهید که ثابت کنند: ~ یک &lt;strong&gt;رابطه‌ی هم‌ارزی&lt;/strong&gt; - 
یعنی انعکاسی، تقارنی و متعدی - است ).&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p class=&quot;text-box&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-weight: normal; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;تعریف2:&lt;/strong&gt; 
&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;می‌گوییم مجموعه‌ی A کوچک ‌تر یا مساوی مجموعه‌ی B است و می‌نویسیم 
A≤B است؛ اگر و تنها اگر یک تابع یک ‌به ‌یک ( و نه لزوماً پوشا ) از A به B موجود 
باشد. در ریاضیات قضیه‌ای وجود دارد که بیان می‌کند: اگر شرایط A≤B و B≤A برای دو 
مجموعه‌ی A و B برقرار باشد، آن‌ گاه A هم‌ارز B خواهد بود ( یعنی: A~B ).&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p class=&quot;text-box&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;اکنون با در نظر داشتن این تعاریف و قضیه‌ی فوق می‌توانید به بررسی و تحلیل 
دوباره ‌ی سکانس ‌های «هتل‌داری آقای هیلبرت» برای دانش‌آموزان بپردازید:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-weight: normal; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;سکانس اول:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; مجموعه ‌ی 
اتاق‌های هتل آقای هیلبرت را با N یا همان مجموعه‌ی اعداد طبیعی نشان دهید، به این 
ترتیب که هر عدد، متناظر با اتاقی باشد که شماره‌ ی آن اتاق، عدد مذکور است. مثلاً 
عدد 3 به معنای اتاق شماره‌ی 3 است. به علاوه مجموعه‌ی W را متناظر با مسافران هتل 
آقای هیلبرت بگیرید به این ترتیب که عدد 0 در این مجموعه متناظر با آقای بازرس است 
و سایر اعداد متناظر با فردی است که قبل از آمدن آقای بازرس در اتاقی با همان شماره 
اقامت داشته است. به عنوان مثال عدد 5 متناظر با فردی است که پیش از آمدن آقای 
بازرس در اتاق شماره‌ی 5 اقامت داشته است. سپس تابع &lt;img height=&quot;16&quot; alt=&quot;هتل   بی نهایت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/12/3034189155213193140135196247226685110114527.jpg&quot; width=&quot;79&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt; را به صورت زیر برای دانش‌آموزان تعریف کنید:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; direction: ltr; &quot;&gt;f(n)=n+&lt;img src=&quot;http://img.tebyan.net/small/1387/12/2009030715514650_5.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center; direction: ltr; &quot;&gt;برای آن‌ ها بازگو کنید که این تابع هر کدام از ساکنان 
اتاق ‌های هتل آقای هیلبرت ( پس از آمدن آقای بازرس ) را یک‌ خانه به جلو هدایت 
می‌کند و به علاوه آقای بازرس را در خانه‌ی اول جای می‌دهد. این یعنی همان کاری که 
در هتل آقای هیلبرت انجام شد. در نهایت از دانش‌آموزان بخواهید که یک‌به‌یک و پوشا 
بودن تابع f را تحقیق کنند و با توجه به تعریف هم‌ارزی ( هم‌اندازه بودن ) دو 
مجموعه، این مطلب را نتیجه بگیرند:&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center; direction: ltr; &quot;&gt;W~N&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;در این قسمت می‌توانید از دانش‌آموزان بخواهید که با استفاده از مطالبی که تا به 
این جا تدریس کرده‌اید، ثابت کنند که به ازای هر مجموعه‌ی متناهی A: N~N U A&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;سکانس دوم:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; آن ‌چه در این بخش 
آمده است تعبیری است از هم‌ ارزی مجموعه ‌ی اعداد فرد (O ) با مجموعه ‌ی اعداد 
طبیعی. چرا که در این بخش همه‌ ی اتاق ‌های با شماره ‌ی فرد هتل پسر عموی آقای 
هیلبرت ( که هم‌ اندازه با O است ) را با همه ‌ی مسافران هتل آقای هیلبرت ( که 
هم‌اندازه با N است )، پر کردیم. شما می‌توانید این عمل را با تعریف تابع &lt;img height=&quot;16&quot; alt=&quot;هتل   بی نهایت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/12/2992262551041317616823340124961028524227.jpg&quot; width=&quot;72&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;برای دانش آموزان توضیح دهید:&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center; direction: ltr; &quot;&gt;g(n)=&lt;img src=&quot;http://img.tebyan.net/small/1387/12/2009030715514650_6.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt;n-&lt;img src=&quot;http://img.tebyan.net/small/1387/12/2009030715514650_5.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;از آنان بخواهید که یک ‌به ‌یک و پوشا بودن g را تحقیق کنند و N~O را نتیجه 
بگیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;در این قسمت می‌توانید هم‌ارزی مجموعه ‌ی اعداد صحیح و اعداد 
طبیعی (یعنی: N~Z) را نیز برای دانش‌آموزان اثبات کنید و یا با ذکر راهنمایی زیر، 
اثبات آن را به عنوان یک تمرین از آن‌ ها بخواهید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;text-box&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;راهنمایی:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; تابعی 
چون &lt;img height=&quot;12&quot; alt=&quot;هتل   بی نهایت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/12/24624619910816051929846197919124334110120.jpg&quot; width=&quot;73&quot; /&gt; تعریف کنید که اعداد صحیح نامنفی را به اعداد طبیعی زوج ببرد و اعداد 
صحیح منفی را به اعداد طبیعی فرد؛ سپس دو طرفه بودن این تابع را تحقیق کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-weight: normal; &quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;strong&gt;سکانس سوم:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; این قسمت 
دشوارترین‌ مرحله ‌ی کار شما در تدریس این مقاله است. از آن ‌جایی که درک مطالب 
نهفته در این بخش برای اکثر دانش آموزان دشوار است، می‌توان به توضیحات بسیار 
مختصری در این زمینه اکتفا کرد. اگر دانش‌آموزان توانستند راه حل آقای هیلبرت برای 
مشکل ایجاد شده را به خوبی درک کنند، می‌توانید توضیحات زیر را هم به محتوای مطالب 
تدریسی خود اضافه کنید:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;« اگر راه حل آقای هیلبرت را بپذیریم، در حقیقت تناظری یک ‌به ‌یک میان NxN ( 
ضرب دکارتی N در خودش ) و N برقرار کرده ایم. یعنی NxN~N. این مسأله نکته ‌ی بسیار 
عجیبی را بیان می‌کند. چرا که اگر NxN~N ، آن ‌گاه می ‌توان مدعی شد که N~Q  ». 
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;برای این کار مجموعه ی اعداد گویا را مجموعه ای از کسرها در نظر بگیرید که صورت 
و مخرج آن ها نسبت به هم اول هستند. به این ترتیبت می توانیم Q را در جدول N*N قرار 
دهیم. بنابراین Q≤N*N و چون N~N*N می باشد، پسQ≤N ، اما می‌دانیم که N  زیر مجموعه 
ای از Q است. پس N&lt;q&gt;&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;Q و &lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;Q را به 
ترتیب مجموعه‌ی اعداد گویای مثبت و منفی در نظر بگیرید.&lt;/q&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span&gt;الف.&lt;/span&gt; &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;NxN ≤Q  ( تابع &lt;img alt=&quot;هتل   بی نهایت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/12/14115422522223178671081852451741441159020.jpg&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt; را به صورت i(m,n)=2m / 3n تعریف کنید و تحقیق یک ‌به‌ یک بودن آن 
را از دانش‌آموزان بخواهید. n , m نسبت به هم اول هستند ). &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span&gt;ب.&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;NxN ≥ Q ( تابع &lt;img height=&quot;17&quot; alt=&quot;هتل   بی نهایت&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/12/1931211756202145245641672002141191781901148.jpg&quot; width=&quot;116&quot; align=&quot;absMiddle&quot; /&gt; را به صورت&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center; direction: ltr; &quot;&gt;j(m/n)=(m,n)&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt; تعریف کرده و تحقیق یک ‌به ‌یک بودن آن را از دانش‌آموزان بخواهید. در تحقیق یک 
‌به ‌یک بودن تابع j ، فرص &quot;اول بودن صورت و مخرج یک کسر گویا نسبت به هم &quot; ضروری 
است ). &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;span&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span&gt;ج.&lt;/span&gt; از الف و ب نتیجه می‌شود: &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;NxN~Q و چون &lt;sup&gt; 
-&lt;/sup&gt;Q&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;~ Q ( چرا؟ ) پس می‌توان نتیجه گرفت که Q&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;~NxN.&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;span&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span&gt;د.&lt;/span&gt; حال چون &lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;O~E~N~NxN~Q&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;~Q ( که E 
مجموعه‌ی اعداد طبیعی زوج است )، پس می‌توان&lt;sup&gt; -&lt;/sup&gt;Q را در O جایگزین کرد و 
&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; Q را در E؛ و به این ترتیب:&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; direction: ltr; &quot;&gt;N~Q-{O}&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;که &lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;Q-Q همان  &lt;sup&gt;-&lt;/sup&gt;Q&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;  U Q است. حال با همان تکنیک سکانس 
اول «هتل‌داری آقای هیلبرت»، می‌توان به راحتی نشان داد:&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center; direction: ltr; &quot;&gt;N~Q&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;در پایان می‌توانید سؤالات زیر را نیز مطرح کنید: &lt;/p&gt;
&lt;ol&gt;
&lt;li style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;آبا همه‌ی مجموعه‌های نا‌متناهی هم‌ارزند؟ 
&lt;/li&gt;&lt;li style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;آیا مجموعه‌ای نامتناهی چون A وجود دارد که کوچک ‌تر یا مساوی N باشد و هم‌ارز 
آن نباشد؟ 
&lt;/li&gt;&lt;li style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;آیا R (مجموعه‌ی اعداد حقیقی) با N هم ارز است؟ 
&lt;/li&gt;&lt;li style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;آیا مجموعه‌ای چون A وجود دارد که با R و N هم‌ارز نباشد، اما A≤R و نیز N≤A ؟ 
البته پاسخ دادن به این سؤالات کار چندان ساده ای نیست!!&lt;/li&gt;&lt;/ol&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h4&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;نویسنده: صالح زارع پور&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: medium; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; color=&quot;#FF0000&quot;&gt;به نقل از تبیان&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/h4&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 04:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=329</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-329.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مصطفی تاجزاده:شریعتمداری اگر اعتماد به نفس لازم را در خود سراغ دارد برای مناظره آماده باشد.</title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-331.aspx</link>
<description>&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 11px; border-collapse: collapse; line-height: 22px; &quot;&gt;سید مصطفی تاج‌زاده در پیام دیگری از زندان اوین اظهار داشت که حاضر است از زندان مستقيم بيايد و در مناظره‌ای شركت كند با موضوع اینکه «چه كسي بيشترين خدمت را طی اين سی سال به آمريكا و اسرائيل كرده است؟» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش موج سبز آزادی، فخرالسادات محتشمی‌پور در مورد دیدار دوباره با همسرش گفت: &quot;امروز همسرم را دوباره دیدم، وی در این دیدار اظهار داشت شكایتی از كسی ندارم، لازم نیست شكایت كنید. از قول من اما بگویید شریعتمداری اگر اعتماد به نفس لازم را در خود سراغ دارد برای مناظره آماده باشد، در هر مكان، ساعت و با هر شرطی كه بگذارد بنده حاضرم از همین سلول مستقیم بیایم و در این مناظره شركت كنم، موضوع مناظره هم این باشد که «چه كسی بیشترین خدمت را طی این سی سال به آمریكا و اسرائیل كرده است؟»&quot; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات پیش از این نیز طی پیام دیگری «نظارت استصوابی و حق وتوی جنتی و همكارانش» را «بزرگترین بدعت در انقلاب» خوانده بود و بعد از اینکه از جریان فتنه‌گری‌هایی كه علیه او برای پرونده‌سازی بیشتر در بیرون زندان صورت می‌گیرد آگاه شد با اطمینان از حقانیت خود و با خونسردی و آرامش خاطر از روشن بودن حقایق نزد مردم گفته بود: &quot;اكنون اینان در میدانی بلامنازع و در غیبت ما هرچه می‌خواهند بگویند. بی‌شك فرصت شنیدن حرف‌های ما نیز برای مردم فراهم خواهد آمد.&quot;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 04:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=331</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-331.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سید محمد خاتمی برنده ”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد. </title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-328.aspx</link>
<description>&lt;div class=&quot;lid2&quot;&gt;در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان 
آنها داریوش شایگان و سید محمدخاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه‌ای اعلام 
کردند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;img class=&quot;impnewspicIMG&quot; id=&quot;firstImg&quot; style=&quot;margin-top: 0px; margin-right: 10px; margin-bottom: 10px; margin-left: 10px; &quot; alt=&quot;سید محمد خاتمی برنده ”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد. &quot; src=&quot;http://ilna.ir/SmartPicture.aspx?f=uploads/1388-7-29/khatami4kh.jpg&amp;w=150&amp;h=1&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;line-height: 150%; text-align: justify; &quot;&gt;ایلنا:سید محمد خاتمی برنده 
”جایزه گفتگوی جهانی“ در سال 2009 شد. &lt;br /&gt;به گزارش ایلنا &quot;جایزه گفتگوی جهانی&quot; در 
سال 2009 تاسیس شده و اولین دوره از کنفرانس‌ها و جوایز خود را در ژانویه 2010 
برگزار می‌کند. &lt;br /&gt;در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان 
آنها داریوش شایگان و سید محمدخاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه‌ای اعلام 
کردند. &lt;br /&gt;در پایگاه اطلاع رسانی جایزه گفتگوى جهانى آمده است که این جایزه درباره 
تحقیقات بیناد فرهنگى و همکارى و ارتباط های فرهنگی در جهان امروز است. این جایزه 
بر اهمیت تحقیقات میان فرهنگى در جامعه مدرن و ارزش مطالعات انجام شده تاکید دارد و 
به محققان،‌ روزنامه‌نگاران و سازمان‌هاى مستقل در سراسر جهان که مسئولیت این گفتگو 
را برعهده دارند تعلق می گیرد. این جایزه از سال 2009 تا 2017 هر دو سال یکبار 
برگزار خواهد شد. &lt;br /&gt;از برندگان جایزه (شایگان و خاتمی) برای شرکت در مراسمی که 
ژانویه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شده است. &lt;br /&gt;گفتنی است خاتمی از 
زمانی که رییس جمهور ایران شدند، در توسعه گفتگوی تمدن‌ها نقش مهمی ایفا کردند؛ 
بویژه بعد از نطقی که سال 2001 در سازمان ملل خواندند بطور مداوم پیگیر موضوع 
گفتگوی تمدن ها بوده اند و موسسه ای را هم تاسیس کرده‌اند.&lt;/div&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 18:27:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=328</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-328.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سيد محمد خاتمي: نمي‌گذارند معتقدان به نظام جمهوري اسلا‌مي حرف بزنند</title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-327.aspx</link>
<description>&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;رئيس دولت اصلاحات با انتقاد از برخوردهاي صورت گرفته با 
اصلاح‌طلبان و مردم توسط جريان متحجر و متوهمي كه حتي ‌مـــــي‌خواهنـــــد 
اصولگرايــــان بــــا‌‌‌‌شخصيت را از صحنــــــه بيرون كنند، هشدار داد كه اگر 
جلوي حرف زدن افراد معتقد به‌‌‌‌نظام جمهوري اسلامي ‌ايران گرفته شود. ‌به گزارش 
ايلنا، سيد محمد خاتمي در‌‌ديدار بـــــا نخبگــــان و اقشـــــار مختلف مردم 
استــــان يزد، بــــا اشاره به‌‌‌‌قرار‌‌‌داشتن در ‌آستانــــه ســـالروز 
شهـــــادت امام جعفر صــــادق(ع) با‌‌‌‌تسليت اين روز به شيعيان و ايرانيان و همه 
انسان‌هايي كه خواستار حقيقت و زيبايي ‌هستند، گفت: معمولا به حضرت گفته مي‌شود 
پيشواي مذهب جعفري، ولي واقعيت اين است كه امام صادق و پدرشان امام باقر ‌بزرگترين 
مفسران حقيقت اسلام در دوره خاصي كه براي آنها پيش آمد، بودند و بار اصلي معارف 
اسلام حقيقي بر‌‌‌‌دوش اين دو‌ بزرگوار بود. ‌وي سپس با اشاره به شرايط فعلي جامعه 
گفت: گفته مي‌شود در اين موقعيت حرف زدن مشكل است! حرف زدن براي چه كسي ‌مشكل 
است؟براي كساني‌كه به اصل انقلاب و راه امام پايبندند و حتي در اين زمينه نقش مهمي 
در پيروزي و تثبيت انقلاب و خدمت ‌به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه 
مي‌خواهيم همان حقيقتي است كه مورد خواست اين ملت بزرگوار و مورد تاييد امام بود و 
در ‌جريان انقلاب تحقق پيدا كرد و به‌صورت قانون اساسي تبلور پيدا كرد و راه و رسمي 
كه بدان معتقدند آن راه و رسمي است كه با ‌واقعيت تطبيق مي‌يابد و به‌‌‌‌‌مصلحت 
جامعه و مورد خواست جامعه است. خاتمي تاكيد كرد: جمهوري اسلامي به معني خاص كلمه، 
از دستاوردها و شاهكارهاي بزرگ انقلاب است كه در مرحله ايجابي آن‌مطرح شد، روح غالب 
مردم ما اسلامي است؛بنابراين هيچ حركتي در كشورموفق نخواهد شد مگر اينكه آشنا و 
وفادار به مباني و ‌اصول و فرهنگ جامعه باشد كه اين معيارها و مباني به شدت اسلامي 
است. ‌وي در مورد فلسفه وجودي جمهوري اسلامي گفت: جمهوري اسلامي كه هم 
با‌‌‌‌معيارهاي اسلامي سازگار است و هم حق ‌حاكميت مردم بر‌‌‌‌سرنوشت را كه در اصل 
56 قانون اساسي به زيبايي تمام مطرح شده است به رسميت شناخته است. خاتمي تاكيد كرد: 
جمهوري اسلامي مي‌تواند مزايايي كه بشر در طول تاريخ به‌دست آورده را داشته باشد و 
بدي‌هاي موجود را ‌نداشتــــــه باشد، ما اينگونــــه بـــــه جمهوري اسلامي 
مي‌نگريم و پايبند به آن هستيم. ‌وي با تاكيد بر اينكه نمي‌توان با برخورد سخت 
افزاري در وضعيت موجود براي مدت درازي از نظام حفاظت كرد، افزود: چرا بايد اسلام 
‌را به‌‌‌گونه‌اي عرضه كنيم كه بخش‌هايي از جامعه از اسلام زده شوند يا حداقل از 
نظامي كه به نام اسلام هست زده شوند؟ اين ‌مسائل را امروز مـــــي‌بينيم و بــــــه 
همين دليـــل مــــــي‌گويــــم نتيجـــــه روش‌هايـــــي كه مخالف خود را متهم به 
براندازي مــــي‌كند، براندازي است. ‌رئيس بنيـــــاد باران بـــــا ابراز تاسف 
شديــــــد از ســـــوق دادن و انبــــوه شــــدن بخش‌هايــــــي از جامعه به سوي 
هدف‌هايـــــي كه ديگـــــــر نـــــه مــــورد خواست ‌امام بوده، نه مورد خواست 
اوليه مردم، نه مورد خواست او و همفكرانش است، گفت: اين مسئله مهمي است كه بايد در 
آن تامل ‌كرد، ما در اين جريانات خيلي خسارت داديم، البته دستاورد بزرگي هم داشته 
است، منتها در اين حالت بحراني و هيجاني اگر ‌نشود اين دستاوردهـــــا را 
جمع‌بنـــــدي كرد و جهت داد معلوم نيست در آشفته بازار نتيجه كار چه درآيد؟ ‌وي با 
بيان اينكه بزرگترين خسارت وارد شده اهانت به ملت است، يادآور شد: حركت اصيل، مدني 
و ميليوني مردم معترض حركتـــــي بود به سوي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي و 
بزرگترين اهانت اين بود كه اين حركت را حركت اغتشاشي به حساب ‌آوردند و به مردم 
اهانت كـردنـد و بـراي مقابله آن، رفتارهايي كردند كه آن رفتارها به‌‌‌‌‌هيچ‌وجه با 
معيارهاي اسلامي، قانون اساسي، ‌شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زيان‌هاي 
بزرگي به بار آورد. ‌خاتمي ادامه داد: متاسفانه فضايــــــي ايجاد شد كه تلفات 
زيادي داديم، بـــــه‌‌‌‌حيثيت‌ها لطمه خورد، انسان‌هـــــاي بزرگــــي دستگير 
‌شدند و انسان‌هايي مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند. ‌وي تاكيد كرد: اين فضاي 
يكجانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بيرون‌راندن چهره‌هايـــي كه 
واقعا سرمايه نظام هستند ‌روش‌هـــاي نخ نمايي است كه عكس خودش نتيجه مي‌دهد و 
قضاوت جامعــــه، قضاوت ديگري خواهد بود چون اكثريت جامعه از آن چه رخ ‌داده و 
مي‌دهد ناراضي است و وقتي در توجيه آن عمل غلط، رفتار غلطي با افراد و شخصيت‌ها 
مي‌شود قضاوت مردم عكس آن چيزي ‌است كــــه مطلوب بعضـــــي جريان هـــــاست. ‌رئيس 
دولـــت اصلاحات در ادامه تاكيد كرد: الان به صراحت به شما بگويم صحبت از دعواي 
راست و چپ، اصولگــــــرا و اصلاح‌طلب نيست، جريـــــان تنگ‌نظــــر كــــه بسياري 
از آنان سابقه چنداني در انقلاب ‌ندارند يا امتحانشان را نداده و يا امتحانشان را 
به بدي پس داده‌اند، جريان اصلاح‌طلب را متهم مي‌كند به همه اتهاماتي كه شايسته 
دشمنان انقلاب و اسلام است و نتيجــــه اعمال اين ‌جريان، رقم خوردن عرصـــــه 
بـــــــه‌‌‌‌گونــــــه‌اي است كه تصويري از اسلام و انقلاب نشـــــان داده 
مـــــي‌شود كه فقط عده معدودي كه امكانــــات ‌وسيعـــــي در اختيارشان هست از 
آنها نمايندگي مي‌كنند و جز آنها همه بايد از صحنـــــه بيرون رونــــد. ‌وي 
بـــــا بيـــــان اينكـــــه مــــا همچنــــان روي حرف‌هـــاي اصلــــــي خودمان 
هستيم، در تشريــــح عقايــــــد خـــــــــود گفـــــت: انقــــلاب اسلامــــــــي 
منشا هويت ‌مــــاست و نقطه‌‌‌عطف بزرگي در تاريخ ماست، ماحصل مردمي‌ترين انقلابي 
كه در تاريخ رخ داد، جمهوري اسلامي است كه براي ما ‌مقدس است و البته در جمهوري 
اسلامي همچنان كه از اسلام دفاع مي‌كنيم از مردم، راي و حقوق مردم دفاع مي‌كنيم. 
‌رئيس دولت اصلاحات افزود: معتقديم كساني كه به راي مردم معتقد نيستند، با اين 
انقلاب و جمهوري اسلامي بيگانه‌اند؛ اين راه و ‌رسم ماست و صحبت ما اين است كه 
بياييم همين قانون اساسي را پياده كنيم. ‌خاتمـــــي در پايان خاطرنشان كرد: آنهايي 
كه به اصول و معيارها معتقدند، هيچ‌وقت مأيوس نمي‌شوند البته كه بايد توكل به خدا 
‌داشت، راه را درست تشخيص داد و آمادگي پرداخت هزينه براي راه درست را داشت. &lt;/p&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 11:01:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=327</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-327.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دیکشنری افرنگ</title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-326.aspx</link>
<description>&lt;H2 id=post-740&gt;&lt;FONT size=2&gt;اخیرا یکی از دوستان خوبم، نسخه جدید نرم افزار دیکشنری خودش به نام “افرنگ” را منتشر کرده است. این دیکشنری رایگان و متن باز را به شما پیشنهاد میکنم که در لینوکس و یا ویندوز استفاده کنید. این دیکشنری خوب دارای یک دیتابیس یازده هزار لغتیست که علاوه بر آن چهار دیتابیس لغت دیگر میتوانید اضافه کنید و بهره ببرید.&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;DIV class=entry&gt;
&lt;DIV class=snap_preview&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=275 alt=http://img2.pict.com/ce/bb/6e/1574027/0/untitled.jpg src=&quot;http://img2.pict.com/ce/bb/6e/1574027/0/untitled.jpg&quot; width=386&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://sourceforge.net/projects/afrang/files/&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#b85b5a&gt;صفحه پروژه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; (دولوپر: محمدعلی جعفری)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://sourceforge.net/projects/afrang/files/afrang/1.5/win32/afrang-1.5-win32.exe/download&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#b85b5a&gt;دانلود نسخه ویندوز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دیتابیسها:&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://sourceforge.net/projects/afrang/files/afrang/1.5/databases/elecomp.tar.bz2/download&quot;&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;1&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; – &lt;A href=&quot;http://sourceforge.net/projects/afrang/files/afrang/1.5/databases/en2fa.tar.bz2/download&quot;&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;2 &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;- &lt;A href=&quot;http://sourceforge.net/projects/afrang/files/afrang/1.5/databases/gcide.af.tar.bz2/download&quot;&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;3 &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;-&lt;A href=&quot;http://sourceforge.net/projects/afrang/files/afrang/1.5/databases/gnu-linux.tar.bz2/download&quot;&gt;&lt;FONT color=#0066cc&gt;4 &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://rezab2.wordpress.com/2009/09/05/afrang-dic/&quot; target=_blank&gt;نقل عینا از وبلاگ رضا بزرگی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 09:30:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=326</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-326.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد</title>
<link>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-325.aspx</link>
<description>
&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: &apos;trebuchet ms&apos;; -webkit-border-horizontal-spacing: 5px; -webkit-border-vertical-spacing: 5px; &quot;&gt;&lt;h2 id=&quot;archive-title&quot; style=&quot;font-weight: normal; font-family: &apos;trebuchet ms&apos;, verdana, helvetica, arial, sans-serif; margin-top: 5px; margin-right: 5px; margin-bottom: 5px; margin-left: 5px; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma; font-size: 14px; line-height: 21px; &quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;h2 id=&quot;archive-title&quot; style=&quot;font-weight: normal; font-family: &apos;trebuchet ms&apos;, verdana, helvetica, arial, sans-serif; margin-top: 5px; margin-right: 5px; margin-bottom: 5px; margin-left: 5px; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma; font-size: 14px; line-height: 21px; &quot;&gt;راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.&lt;/span&gt;&lt;/h2&gt;&lt;div class=&quot;entry&quot; id=&quot;entry-14051&quot; style=&quot;position: static; overflow-x: hidden; overflow-y: hidden; clear: both; width: 100%; margin-bottom: 20px; &quot;&gt;&lt;div class=&quot;entry-content&quot; style=&quot;position: static; clear: both; line-height: 1.5; margin-top: 15px; margin-right: 15px; margin-bottom: 15px; margin-left: 15px; font-family: tahoma, verdana, &apos;trebuchet ms&apos;, sans-serif; font-size: 14px; text-align: justify; &quot;&gt;&lt;div id=&quot;more&quot; class=&quot;entry-more&quot; style=&quot;clear: both; &quot;&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست. همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.&lt;br /&gt;وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشه‌هایی كه در حوالی آن شكل می‌گیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌كردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما این‌كه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمی‌انگیزد.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چندماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; &quot;&gt;برادر شما - میر حسین موسوی&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 16:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khuisf-com86&amp;postid=325</comments>
<dc:creator>mrezaa</dc:creator>
<guid>http://khuisf-com86.blogfa.com/post-325.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
